“رنگارنگ ، پر جنب و جوش ، نفسانی!” ستارگان جیمی هندریکس ، 50 سال دیگر


جانی اچولز ، عشق

من اولین بار با جیمی – که در آن زمان جیمی جیمز نامیده می شد – در باشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس آشنا شدم. او در آن زمان خوش شانس بود. کمد لباس او مبهم بود و از خوشبوکننده Right Guard که به مقدار زیاد از آن استفاده می کرد استفاده کرد زیرا توانایی پرداخت تمیز کردن لباس مناسب را نداشت. پاشنه های کفش هایش بسیار فرسوده بود و به نظر می رسید که خمیده راه می رود. وقتی جیمی با ما نشست ، در بهترین حالت نوازنده گیتار متوسطی بود که مدام از حالت هماهنگی خارج می شد.

دو سال بعد ، [جبهه مقدم عشق] و آرتور لی و من با هالیوود از Whisky a Go Go عبور کردیم و نام آن جیمی هندریکس بود. بعداً همان شب پایین آمدیم و جیمی جیمز به نوعی به خدای گیتار تبدیل شد. من هیچ سرنخی ندارم که چگونه او در مدت زمان کوتاهی بسیار چشمگیر شد. مسخ به سادگی حیرت انگیز بود. بعداً ، بعد از اینکه دوست شدیم ، اغلب با او شوخی می کردم و از او می پرسیدم آیا سفری به چهارراه ، لا لا رابرت جانسون داشته است.

من قبل از علنی شدن خبر مرگ او را از زبان آرتور شنیدم. غم انگیز بود ، حتی تکان دهنده بود ، اما تعجب آور نبود. او مدتی در لبه زندگی می کرد. در تحلیل نهایی ، افسانه های زنده اغلب عمر زیادی ندارند.

بتی دیویس

جیمی بسیار خوش رنگ بود. بسیار سرزنده. او برق بود – نه فقط از نظر صدا. او همه چیز را در یک سطح عمیق و عمیق احساس می کرد. و او مانند من یک درونگرا بود – او بر صحنه و سبک خود برون گرا بود ، اما جیمی بسیار ساکت بود. او پارتی بازی بزرگی نبود. او بسیار بسیار حساس و همچنین بسیار نفسانی بود. آهنگ مورد علاقه من Foxy Lady است: این یک روش عالی برای توصیف یک زن است.

من همیشه در آپارتمانمان جیمی را با صدای بلند بازی می کردم ، به همین ترتیب مایلز دیویس با موسیقی خود آشنا شد ، درست مثل من او را با اسلی و اوتیس ردینگ آشنا کردم. یادم می آید که جیمی و عده ای را برای صرف یک وعده غذایی مراکشی از آپارتمانمان گذشته بود. مایلز نتوانست آنجا باشد زیرا در یک باشگاه کار می کرد. بنابراین ، مایلز زنگ زد ، و او گفت: “جیمی را روی تلفن بگذار.” و مایلز از او خواست که به پیانو برود و نت موسیقی را بخواند و نظرش را به او بگوید. و جیمی گفت: “من نمی توانم موسیقی بخوانم.” این واقعیت که جیمی نمی توانست موسیقی بخواند ، و او بسیار ریتمیک بود ، واقعاً مایلز را تحت تأثیر قرار داد. درک او از تغییر یک موسیقیدان هنگام دیدار با جیمی تغییر کرد.

دیو میسون ، ترافیک

من نمی توانم به یاد بیاورم که کدام باشگاه بود ، اما من فقط برای گذراندن وقت و نوشیدن یک نوشیدنی به آنجا رفتم. به طور معمول برخی گروه ها بازی می کردند – یک گروه موسیقی فولکلور یا موارد دیگر اما ناگهان یک پسر لاغر و لاغر با این مدل موی برقی بزرگ باب دیلن روی صحنه بلند می شود. او یک جین شلوار جین و یک کت Levi’s پوشیده است. و این اولین باری بود که هندریکس را می دیدم. فکر کردم: “وای خدای من ، شاید باید به دنبال ساز دیگری باشم.”

من قسمت گیتار آکوستیک را در All Along the Watchtower اجرا کردم و در Crosstown Traffic آواز خواندم – سه چهار قطعه دیگر وجود داشت که من باس و سیتار می نواختم ، اما دقیقاً مطمئن نیستم که برای آنها چه اتفاقی افتاده است. من نمی دانستم برج مراقبت به همان اندازه خاص خواهد بود – من تصور می کردم که هر کاری که انجام می دهد بسیار خاص خواهد بود. هیچ کس مثل او نبود و هنوز هم کسی مثل او وجود ندارد. منظورم این است که چند نوازنده گیتار عالی در آنجا هستند ، اشتباه نکنید اما دیگر جیمی هندریکس وجود ندارد.

و وقتی او ضبط می کرد – که بیشتر اوقات من با او بودم – او همه تجارت بود. جیمی در استودیو پیچیده نبود. او بالا نبود او همه کارهایش را انجام می داد. اینکه یک نفر مثل جیمی را در مورد مواد مخدر جدا کند … منظورم این است که آیا او آن شب اشتباهی مرتکب شد و چیزهای اشتباهی را برداشت؟ در برهه ای ، بدیهی است که چنین است. اما این می توانست برای کسی اتفاق بیفتد. به خاطر خدا ، همه در حال مصرف مواد بودند.

جیمی هندریکس در سانفرانسیسکو ، فوریه 1968

هندریکس در سانفرانسیسکو ، فوریه 1968. عکس: بارون وولمن / تصاویر نمادین

هانا فایندلی ، استون فیلد

این روزها واقعاً قهرمانان گیتار زیاد نیستند ، اما ما هنوز در مورد هندریکس صحبت می کنیم. و حدس می زنم مرگ او احتمالاً بر چگونگی دیدن او تأثیر می گذارد. به نوعی ، این تقریباً نکات برجسته زندگی اوست: اینکه او همه اینها را در مدت زمان کوتاهی اتفاق افتاد.

استیو هاو ، بله

پیشرفت همه چیز در مورد اسفنج بود. استراوینسکی در اینجا چه می کرد؟ کنت بیسی چطور؟ هندریکس چه چیزی را به آن اضافه می کند؟ اگر دوست داشتید ، ما همیشه در حال مخلوط کردن آرایش های خود در یک کنگره بودیم. این موضوع در مورد آزادی بود ، و هیچ مانعی در کار نبود. به همین دلیل من از ابتدا وارد موسیقی شدم. برای این یک کلمه: آزادی ، و این دقیقاً همان چیزی است که هندریکس نشان می دهد.

Kurt Vile

من از کودکی وارد هندریکس شدم ، در ساحل قدم می زدم و به Discman 90s گوش می دادم. مخصوصاً قلعه های ساخته شده از شن. آن گیتار معکوس که دور سر شما می چرخد ​​، راهی که آهنگ ها به یکدیگر خون می خورند: این دیواری از سر و صدا است که هنوز هم دارای یک شیار بی روح و بی روح است. یادم می آید که برای اولین بار نوجوانی سنگسار بودم و EXP ، آهنگ مقدمه Axis: Bold As Love را شنیدم. فکر می کنم چهار بلندگو مرتب شده بودیم و پخش کننده عجیب و غریب و سریع انگلیسی و همه بازخورد ها به معنای واقعی کلمه دور سر ما می چرخید. مرد.

من هرگز نمی توانم مثل جیمی بازی کنم. اما او همیشه آن چیز روح انگیز را در جریان دارد: حرکت در داخل و خارج از سر و صدا و به شکل های آهنگین ، و بازگشت به سر و صدا. او قطعاً اولین نفر از بچه های راک کلاسیک بود که در آن سالهای شکل گیری به دست آوردم.

من این را به شما می گویم. نیل یانگ هنوز با ماست و هنوز هم با آن احساس روحیه بازی می کند. او آن را دارد. جیمی آن را داشت. و تنها چیزی که می توانید در بند گیتار Neil ببینید ، تصویری از هندریکس است. این چیزی را به شما می گوید.

جوی واکر ، کینگ گیزارد و جادوگر مارمولک

Machine Gun ، نسخه Band of Gypsys ، ممکن است یکی از آهنگهای مورد علاقه من در تمام دوران باشد. شما هرگز نمی توانید مسلسل را کمی تعیین کنید. هر وقت به آن گوش می دهم ، آن ورود به انفرادی جایی که او آن نت را برای 30 ثانیه یا هر آنچه که هست نگه می دارد ، که اکنون فقط مرا مورد اصابت قرار می دهد. حتی به این فکر می کنم ، تحت تأثیر آن قرار می گیرم.

حس ریتم او باورنکردنی است و شاید آنطور که باید شناخته نشده باشد. در Gizz ، ما تکنوازی داریم ، اما آنها لوس نیستند – من احساس می کنم ریتم یک عنصر بسیار مهم برای بازی ما است. و هندریکس از این طریق وارد صحنه می شود. هندریکس بدیهی است که یکی از بزرگترین افراد در تمام دوران است ، اما او فنی بود و هرگز کسل کننده نبود. او در محدودیت هایی کار می کرد که از نظر تئاتر گیتار پیشرفت زیادی نداشته باشد ، از نظر تئوری. بنابراین این برای من الهام بخش است. چون من تئوری را تا حدی می دانم ، اما با آن روانی نمی کنم.

جان مک لاولین ، گیتاریست با ارکستر مایلز دیویس و ماهاویشنو

می دانم ممکن است عجیب به نظر برسد ، اما من بازی جیمی را با ضبط های بعدی جان کلترین مقایسه می کنم – مواردی مانند فضای بین کهکشانی یا Om. تران در یک زمان برای دو یا سه نت می رفت و ساکسیفون خود را تحریف می کرد – هارمونیک ها بیرون می آیند و نت چربی تر ، محکم تر است. و جیمی از این با لحن شگفت انگیز بود.

من یک روز در خانه مایلز دیویس بودم و او به من گفت که هرگز بازی جیمی را ندیده است. بنابراین او را به یکی از تئاترهای هنری در مرکز شهر منتقل کردم ، جایی که آنها در حال نمایش فیلم مونتری پاپ 1967 بودند که صحنه معروف آتش زدن گیتار جیمی را دارد. در طول اجرای جیمی ، تمام چیزی که من شنیدم صحبت مایل بود. “لعنتی! لعنت ، جیمی! “

برای من ، ایده بهترین چیزی است که باید با ورزش انجام شود. برنده شدن در موسیقی واقعا کاربرد ندارد. این چیزی است که شما را مجذوب خود می کند. این همان چیزی است که همزمان روده ها و قلب و ذهن شما را می گیرد. معدود کسانی که این کار را می کنند ، آنها بزرگ هستند. جیمی یکی از آنها بود.

جوی سانتیاگو ، پیکسی ها

وقتی برای اولین بار از او گیتار می شنیدم حیرت انگیز بود. آنها وودستاک را از تلویزیون نشان می دادند ، و هندریکس Star Spangled Banner را انجام داد. گیتار او به نظر می رسید مانند کششی از بدنش است – این بخشی از بازوی او است. من از چگونگی ایجاد صدای گیتار ، مانند ویتنام ، مانند جت هایی که به لعنتی حمله می کردند ، من را محو کرد. میدونی؟ یکی از آنهایی که بعداً من را از آن دور کرد ، سنگ سوم از خورشید است: قطعاً ناشی از مواد مخدر. من در واقع به دلیل او اسید گرفتم. شما نباید هر کاری که مردم انجام می دهند را دنبال کنید ، اما من این کار را کردم. و وقتی او گیتار خود را در مونتری سوزاند ، برای بچه خیلی جالب بود.

جیمی هندریکس گیتار Fender Stratocaster خود را هنگام اجرای برنامه در جشنواره بین المللی موسیقی پاپ مونتری ، ژوئن 1967 به آتش می کشد.

هندریکس Fender Stratocaster خود را در جشنواره مونتری ، ژوئن 1967 به آتش کشید. عکس: Ed Caraeff / تصاویر نمادین

مایکل روتر ، نو!

من 17 ساله بودم که او به طریقی از ستاره ها سقوط کرد. او در یک برنامه تلویزیونی آلمان به نام Beat Club حضور داشت و در نقش Hey Jo بازی می کرد. فک من حتما افتاده است.

سبک گیتار او ، شیوه آزادسازی آن با استفاده از کل استودیو ، مرا تحت تأثیر قرار داد. و من فکر می کنم این یک طنین انداز پیش از نحوه ضبط Neu نیز داشت! با کنی پلانک گیتار رو به جلو ، گیتار رو به عقب ، گیتارهای کناری پرواز: آنها هنوز هم مرا به حرکت در می آورند زیرا من این را دارم – به آن چه می گویی ، یک ضربه یا چیز دیگری؟ – برای رمز و راز در موسیقی.

او وقت زیادی برای نشستن و تمرکز بر جایی که می رفت نداشت. پنج شش سالی نگذشته بود که کار انفرادی من شروع شد و حتی این یک چالش بود: ناگهان وضع خوب و فروش چند صد هزار نسخه. اما ، در مقایسه با هنرمندانی مانند جیمی هندریکس ، هیچ چیز نیست. چگونه شخص می تواند در عرض چند ساعت ، هفته ، روز با یک موقعیت کاملاً جدید سازگار شود؟ از نظر روانشناسی این یک وضعیت بسیار مشکل و طاقت فرسا است. من فکر می کنم جای تعجب نیست که بسیاری از نوازندگان در آن 27 کلوپ قرار بگیرند.

پیتر هیز ، باشگاه موتور سیکلت شورشیان سیاه

در دبیرستان یک مرحله وجود داشت که من بدنبال چیزی می گشتم: خانه ، خود ، حدس می زنم. و سپس جیمی هندریکس را کشف کردم. من شروع به گوش دادن به موسیقی او به طور مداوم کردم – هر چیز و هر آنچه که در آن زمان پیدا کردم ، به طور تکرار ، بدون وقفه.

چند لحظه داشتم که به موسیقی او در LSD گوش می دادم. یک لحظه کاملاً واضح به خاطر می آورم ، زمانی که هیچ چیز جز هندریکس منطقی نبود. همه چیز آشفته بود ، اما او کاملاً واضح بود: موسیقی ، صدای او ، تصویرش.

در موسیقی هندریکس آزادی وجود دارد. و بسیاری از کلماتی که او صحبت می کرد هنوز معنی دارند. If 6 Was 9 مورد علاقه بود. “من کسی هستم که وقتی زمان مرگ من است مجبورم بمیرم” – این جمله بزرگی در 16 سالگی برای من بود [خنده].

مایکل همپتون ، پارلمان-فانکادلیک

فکر نمی کنم بتوانم بگویم که او را درک می کنم – مطمئن نیستم که آیا هرگز می توانید شخصی مانند هندریکس را پیدا کنید. مطمئن نیستم که حتی می خواهم وقتی او واقعاً سنگین یا عمیق می شود ، ممکن است بعضی جاها کمی تیره شود ، این باعث می شود دوباره عقب بروم. سعی می کنم هرچه در توان دارم بردارم و به آنجا برسم. نمی خواهم آنقدر خوب باشم بودن در آن سطح چیز خاص خودش را در موسیقی به ارمغان می آورد. شما احساس می کنید که هر بار باید آنقدر بالا بروید – این رقابت ، که می تواند به حسادت تبدیل شود ، به صدا می آید.

ممکن است طاقت فرسا شود – بازی در آن سطح یا فراتر از آن می تواند شما را بیرون بکشد. شما با موسیقی خود تمام کار را انجام می دهید و از اتفاقات دیگری که به طور همزمان در اطراف شما اتفاق می افتند ، غافل می شوید. بیش از حد به یک روش یا راه دیگر و حتی ممکن است خلاقیت خود را از دست بدهید. پرواز بیش از حد نزدیک به خورشید ، می تواند بال های شما را ذوب کند.

آنچه او درباره آن صحبت می کرد ، همراه با موسیقی ، در سطح معنوی است. موسیقی او از نوع کلیسایی است. نمی توانید روی آن برچسب بزنید. این فقط موسیقی ، نت و صدا است و مردم را به روشی کاملا واقعی جمع می کند. و حدس می زنم بودن در آن سطح می تواند مسئولیت زیادی را برای یک نوازنده به همراه داشته باشد.

بازی با چنین شرایطی شما را در منطقه قرار می دهد. شما نمی دانید چه چیزی در آینده قرار می گیرد ، و اگر گیتار را باز کنید ، می تواند با کسی که آن را می نوازد یکی شود. فکر می کنم اگر شما هم می توانستید آن منطقه را احساس کنید ، چیزی شبیه یک تجربه معنوی را احساس خواهید کرد.

Will Carruthers ، Spacemen 3 و Spiritualized

جیمی هندریکس بزرگترین گیتاریستی بود که تا به حال زندگی کرده است. حداقل این چیزی است که من شنیده ام. پایین رفتم به فروشگاه ضبط و آستین ها را نگاه کردم و Axis: Bold As Love را پیدا کردم. و بسیار عجیب به نظر می رسید. از بزرگترین گیتاریست که تا به حال زندگی کرده است ، من در انتظار تولید مواد شیمیایی بودم ، اما خودم را فریب خورده تصنیف ها دیدم. من انتظار تک نوازی انفرادی یا چیز دیگری را داشتم ، اما این ظرافت بازی او و غزل و شعر بود که مرا به خود جلب کرد.

من به بیرمنگام نقل مکان کردم و در یک میخانه ایرلندی زندگی کردم. کسی یک کاست الکتریک لیدی لند به من داد و این تنها موسیقی است که حدود یک سال داشتم. من در یک کارخانه ورق فلز کار می کردم ، و چیز عظیم زیادی در مورد آن وجود نداشت: این یک کار خسته کننده و تکراری بود. بعد از یک شیفت ، من هر شب قبل از خواب به طبقه بالا می رفتم و هندریکس را می پوشیدم. 1983 used (مردی که باید تبدیل شوم) عادت داشت که من را به زیبایی در دنیای رویا سوق دهد ، که باید بگویم بی نهایت نسبت به دنیای واقعی ترجیح داده می شود. من آلبوم را نت به نت می شناسم. این در تار و پود خود نوجوان و کارخانه کار من بافته شده است.

عکس جیمی هندریکس در لندن ، 1967

جیمی هندریکس در لندن ، 1967. عکس: Gered Mankowitz / تصاویر نمادین

ماهی سامانتا

بلوز و راک اندرول جنسی است. از زمان شروع بلوز بخشی از بلوز بوده است. این فقط با رابطه جنسی سرازیر می شود. و او این کار را انجام داد – این بخشی از قرعه کشی او است.

هندریکس دوست داشت چیزهای روانگردان در صحنه اتفاق بیفتد و مردم را نیز فراری دهد. من به سمت آن کشیده شده ام. مهمترین نکته در مورد هندریکس صدایی بود که داشت و اینکه چگونه آن را از طریق انگشتان خود هدایت می کرد. نوآوری فقط ابزارها نیست. من اهمیتی نمی دهم که آیا او آن لعاب را از طریق یک آمپر تمیز می زد – این امر به همان اندازه شگفت انگیز ، پرشور و واقعی بود. این همان چیزی است که نواختن گیتار دارد.

من فکر می کنم صنعت موسیقی هنوز سرگردان است ، اما فقط به روشی متفاوت. شما نمی توانید ظاهر شوید و به اندازه برخی از این ستاره های راک گذشته بی پروا باشید – آنها این کار را در تجارت نخواهند داشت – اما وقتی مواد و دیوانگی را پشت سر می گذارید ، باز هم به همان اندازه سایه دار است. همانند هندریکس ، هنرمندان از این سو taken استفاده می کنند و از آنها استفاده می کنند. نمی توانم بگویم این تجارت می تواند باعث كشته شدن مردم شود مانند اینكه آن زمان او را كشته است ، اما هنوز هم مشكلات واقعی وجود دارد.

اریک بل ، لیزی لاغر

اولین باری که هندریکس را شنیدم و دیدم در تلویزیون سیاه و سفید کمی در خانه من در بلفاست بود. هی جو صدای گیتار ابتدا به من و سپس اعتماد به نفس آرامش او رسید. و وقتی او با دندان های خود گیتار را تکنوازی می کرد ، دیگر هیچ وقت نواختن گیتار مثل سابق نمی شد – همه ما باید تمرینات بیشتری را شروع کنیم. در Thiz Lizzy ، جیمی به طرز باورنکردنی بر فیلیپ [لینوت ، جبهه مقدم] تأثیرگذار بود ، او مرد سیاه پوستی را در آنجا دید که دارای استعداد و نمایشی نادر است ، رژه را رهبری می کند و همه ما او را دنبال می کنیم. این باعث اعتماد فیلیپ به خودش شد.

شانا کلیولند ، لا لوز

من محور را پیدا کردم: به عنوان عشق پررنگ و آیا شما باتجربه هستید؟ در 14 سالگی در مجموعه سوابق مادرم بود. من چند سال هر روز به آنها گوش می دادم. آنها رویایی و وحشی هستند ، و این احساسی است که من همیشه در نوجوانی احساس می کردم ، بنابراین منطقی بود.

یادم می آید که یک روز یک سی دی هندریکس به مدرسه بردم و آن را در کلاس پخش کردم و بعضی دیگر از بچه های سیاه پوست به نوعی از آن می خندیدند ، فکر می کردند لنگ است ، هرچه باشد. و وقتی عکس او را به آنها نشان دادم باورشان نمی شد. آنها فکر کردند که این خیلی عجیب است که این مرد سیاه پوست در حال نواختن راک اندرول است ، و مانند آن گیتار می زند. بچه ها در آن زمان در مورد موسیقی کاملاً بسته بودند ، با این ایده های کاملاً ثابت و باریک درباره اینکه “موسیقی سفید” و “موسیقی سیاه” به نظر می رسد. البته ، سیاه پوستان راک اند رول را اختراع کردند. اما من آن زمان آن را نمی دانستم ، بنابراین نمی توانستم به آنها بگویم.

او گیتار را دوباره تعریف کرد بنابراین همیشه مهم خواهد بود. من چیزهایی را در مورد اینکه چطور گیتار الکتریکی از مد افتاده یا هر چیز دیگری خوانده ام ، اما باور نمی کنم. شاید دستگاه های خردکن بلوز-وکیل پنیر به درستی از مد خارج می شوند ، اما با گذشت زمان یا روند روند از هنر واقعی کاسته نمی شود.

کاپیتان محسوس ، لعنتی

آتش مورد علاقه من است. خوش آب و هوا است اگر این آهنگ در اوج پانک منتشر می شد ، بی صدا نبود. غزل نیز شوخ طبعانه و بی ادبانه جیمی را به نمایش می گذارد. منظور من این است که “” بر روی Rover حرکت کنید و اجازه دهید جیمی آن را تصاحب کند “ممکن است در مورد یک سگ باشد که بخاری را در یک روز سرد گرفتار می کند ، اما من پول خود را در قسمت عمده ای از آن خطاب به یک خانم دوست قرار می دهم.

من فقط موفق شدم مشتی از لیسیدن گیتار جیمی را دور بزنم ، اما آنها به من این امکان را داده اند که در 40 سال کار زنده راه خود را بزنم. بازی او بسیار مبتکرانه است ، و این چیزی است که لعنتی همیشه می خواست از آن تقلید کند. ما خودمان را در استودیو دراز کردیم ، حتی اگر این کار مهره های مهندس را بیاندازد.

کانان موکاسین

من برای اولین بار هندریکس را در یک فیلم استیون سیگال ، تحت محاصره شنیدم ، زمانی که من در اوایل دهه 90 بچه بودم. من Band of Gypsys را روی نوار گذاشتم و فقط به عقب برمی گردم: یافتن جزئیات کمی و تلاش برای تلاش برای نواختن آن با گیتار. مرا از سوراخ خرگوش هندریکس پایین کشید. او هنوز هم تقریباً از هر نظر روی من تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، من واقعاً از خم شدن لذت می برم – گیتار ابزاری رسا است و خم شدن باعث می شود همه چیز از آن عبور کند.

آیا گروهبان ، اکو و بانی ها

آهنگ مورد علاقه من هندریکس باید Voodoo Child (بازگشت ناچیز) باشد. این اولین رکوردی بود که من تاکنون خریداری کردم: یک تک سین هفت اینچی برای شش شیلینگ. او به تازگی درگذشت. وقتی از وسط شروع می شود ، شما فقط فکر می کنید ، “او چطور این کار را می کند؟” به نظر می رسد که 10 گیتار به طور هم زمان خاموش می شوند ، اما شما می توانید این کار را با حجم یک انجام دهید. صدای همهمه را روی آمپر در کل مسیر می شنوید – این بدان معناست که اساساً صدا زیاد بلند شده است.

حجم زیاد به خودی خود یک اثر است. شما می توانید کارها را با آن انجام دهید. شما نوعی ابرانسانی احساس می کنید. شما می توانید به یک آکورد بزرگ بزرگ انفجار دهید و فقط برای همیشه ادامه دارد – این هوا و پلاسمای اتاق را تغییر می دهد تا چیز دیگری ایجاد کند ، تقریباً از بعد دیگر یا چیزی. اما هندریکس بر من تأثیر نگذاشته است. غیر ممکنه. نمی توانید بگویید که تحت تأثیر او قرار گرفته اید ، زیرا نمی توانید به جایی نزدیک او بروید. این بی ادبی است که فکر می کنید حتی در یک دنیا هستید ، چه رسد به این که از او در همان نفس یاد کنید.

تصاویر با مجوز از گالری هنری شاهکار ، لندن ، از نمایشگاه Bold As Love: جشن هندریکس ، تا 30 سپتامبر.

این مطلب هم جالب هست  جری جف واکر: ترانه سرای "غیرقانونی" که آقای بوژانگلس را به جهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *