“او یک پیشگام و یک چشم انداز بود”: نویسنده موسیقی دل فادله

را به یاد آورد

le دل فادله اولین روزنامه نگار سیاه پوست از انگلستان بود که با من مصاحبه کرد. “من فکر کردم که این شگفت انگیز است. و این برای اولین انتشار مهم ما در مطبوعات موسیقی انگلیس نیز بود. ” در اواخر دهه 80 ، پیشگامان هیپ هاپ عادت داشتند که با روزنامه نگاران برخورد کنند که نمی توانستند سر خود را به یک سری از رادیکال های قدرت سیاه و سفید توزیع کنند ، اما در مورد دل اینطور نبود: “او ما را به دست آورد ، “بنیانگذار گروه می گوید.

ماه گذشته ، یك دوست دانشگاهی قدیمی دل ، از طریق ایمیل گاردین را ارسال كرد. او شایعه نگران کننده ای درباره مرگ دل شنیده بود و امیدوار بود که این فقط یک شایعه باشد. آیا توانستیم بفهمیم چه اتفاقی برای او افتاده است؟ من یک هفته وقت صرف تماس با دهها تن از دوستان و همکاران قدیمی دل کردم و در پایان آن تصویر کاملاً واضح نبود – بعضی ها نیز همین شایعات را مبنی بر مرگ وی شنیده بودند ، اما برخی دیگر ادعا کردند که وی مشاهده کرده یا عقیده دارد که او به خانه خود برگشته است. بومی نیجریه.

چگونه ممکن است یک روزنامه نگار مورد تحسین گروه ها ، همکاران و خوانندگان ، سه دهه سابقه نوشتن منتشر شده ، فقط می تواند ناپدید شود؟ اینطور نبود که دل بخشی از آن را بازی کند – او یکی از معدود نویسندگان سیاه پوست در تاریخ NME بود و مشهور به متقاعد کردن کارکنان مجله برای اجرای پرچم پرچم یا معاشقه با فاجعه کمک کرد؟ داستان جلدی ، که برای اولین بار محبوب ترین ستاره موریسسی با راست افراطی ستاره خود را صدا می زند. (مرد اسمیت سابق پس از انتشار مقاله بیش از یک دهه از گفتگو با آن خودداری کرد ؛ شهرت وی تا به امروز مخدوش است.)

با هدفون هایی که برای همیشه به او می چسبند گوش ها و یک وحشت ترسناک که می تواند در یک لحظه به لبخند پرتو شکسته ای تبدیل شود ، دل بسیار سلیقه گروه های موسیقی را داشت و هم از سیاست های اطراف آنها آگاهی جدی داشت.

< div class = "css-1nfcn93"> موریسی روی جلد NME در 22 آگوست 1992.

موریسی در جلد NME در 22 آگوست 1992.

نیل کولکارنی ، همتای مجله هفتگی رقیب NME ، ملودی ساز ، می گوید: “دل نویسنده ای بود که واقعاً احساس هواداری می کرد.” “او این امر مهم را داشت که مستقیماً با شما صحبت کند ، نه به طرز رو به بالا و نه به طور پائین رو به پایین ، و به عنوان خواننده به شما اعتماد کند که دنباله رو و پیشنهادات و ذهن آتشفشانی خود را دنبال کنید.”

دوست دانشگاه دل ، ریچارد مونیان ، او را “فردی نابجا ، پیچیده و کاملاً سرگرم کننده” توصیف کرد. سلیقه او از مرزهای قبیله ای تری از آن دوران عبور می کرد – دل عاشق این برخورد بود اما او نیز پلیس را دوست داشت ، او به همان اندازه که یک بازرگان صنعتی Einstürzende Neubauten بود با هیپ هاپ وسواس داشت. دوستان به یاد می آورند که دل از همه چیز درباره یک گروه کمتر شناخته شده به نام U2 که در اولین تور خود در آمریکا در یک کلبه رامشکل شهر بازی می کردند ، مشتاق بود. وی به دلیل فراخوانی ایستگاه رادیویی کالج ، گفتن “بازی بخش شادی” و سپس قطع تلفن شهرت داشت. سرانجام او نمایش خود را به نام Xenophilia آغاز کرد که مورد توجه قرار گرفت – حتی اگر یک بار گفته شود درهای استودیو را قفل کرده و چیزی جز هیپ هاپ بازی نکرده است (“مردم فریاد می زدند:” او را بیرون ببر! او را بیرون کن!) “”).

اما بسیاری از دوستان و همکاران قدیمی وی طرف مرموزتری را برای وی شناسایی کردند. دل با لباس سنتی نیجریه ای در جشنواره های موسیقی شرکت می کرد و اغلب به کارمندان NME می گفت که خانواده اش سلطنتی هستند و او یک شاهزاده است. او می تواند گاهی از رادار خارج شود. همانطور که یکی از بهترین دوستانش ، کیتی توماشفسکی ، می گوید: “هرگز گذراندن دوره ای بدون شنیدن صحبت های دل غیر معمول نبود.” اما در تابستان سال 2020 ، او متوجه شده بود که “این بار بیش از حد معمول بود”.

دل در 8 آگوست آیودل فاضل در هایبوری ، شمال لندن متولد شد 1962 ، اما او در عبادان ، نیجریه بزرگ شد. پدرش در آنجا معماری با شرکت شخصی خود ، معماران متفقین داشت و دل دو خواهر و سه برادر داشت که یکی از آنها ، رمی ، در اواخر دهه 90 کتاب ریاضیات را منتشر کرد. دل به همین ترتیب آکادمیک بود و در دانشگاه سیراکیوز نیویورک در رشته مهندسی عمران تحصیل می کرد ، اما به عنوان دوست او در آنجا ، استیون گلدمن ، خاطرنشان کرد: “علاقه او ، حتی در آن زمان ، موسیقی بود. کتاب مقدس او ، NME. این امر بر همه چیزهای دیگر زندگی او ارجحیت داشت. “

این مطلب هم جالب هست  حزب محافظه کار Lanez را انکار می کند تیراندازی مگان تو نریان در اشعار آلبوم

دل خودش با گروه های موسیقی ارتباط برقرار می کرد. یک لباس دانشگاهی حزب کارگر نامیده می شد. آنها از چکش و ورق های فلزی برای کوبه استفاده کردند. پس از مهاجرت به انگلستان ، وی رفاه قهرمان را تشکیل داد ، که رویای رویایی آن در کتاب Where Do You Go to My Lovely؟ اکنون به نظر می رسد کمی جلوتر از زمان خود باشد.

انگلستان ، با مطبوعات پر جنب و جوش موسیقی خود ، به دل اجازه داد تا حرفه خود را به عنوان نویسنده در NME بازی کند و به عنوان یک مستقل به مجله بپیوندد. نویسنده در سال 1985 هنگامی که می خواست یکی از بحرانهای هویتی نسبتاً منظم خود را تجربه کند – معروف به “جنگهای هیپ هاپ” ، کارکنان بحث کردند که آیا این مجله باید بر روی قلمرو سنتی خود از موسیقی گیتار مستقل تمرکز کند یا از رپ نوظهور استقبال کند در عوض صحنه. به اعتقاد شما برای دل بیش از اکثر موارد ، پاسخ واضح بود: این پاسخ باید شامل هر دو باشد.

 توماشفسکی با دل فدله در سال 2011.

توماشفسکی با دل فدله در سال 2011. عکس: با احترام: کتی توماشفسکی

نوشته های او ، که بیشتر آن در سایت RocksBackpages.com جمع آوری شده است ، نه تنها این طعم متنوع را نشان می دهد بلکه این واقعیت است که او می تواند یک نویسنده مبارز باشد. کورتنی لاو یک بار در سال 1991 نقد و بررسی خود را از نمایش Hole’s Camden Underworld (“توانایی آنها برای افسردگی به نام سرگرمی بی رقیب است”) به عنوان بدترین کار در زندگی حرفه ای خود توصیف کرد. و دل نیز از قراضه شخصیتی بدش نمی آمد. در طی برخورد غیرقانونی با دوشنبه های مبارک ، او همه آنها را به دلیل “نگرش دزدانه ای که در شعاع سه مایلی خانه قفل شده است” انتقاد کرد. یک بررسی زنده از NWA آغاز می شود: “هر کسی که خود را” N-S با نگرش “بنامد ، باید لال ، نزدیک بینی باشد و از تغییرات بزرگ زندگی آفریقایی-آمریکایی ها از زمان برده داری بی اطلاع باشد.”

حتی برخورد فوق الذکر 1987 با دشمن عمومی که چاک دی به خاطر سپرد که مانند یک کشمکش طولانی – بر سر MLK ، لوئیس فاراخان ، مفهوم خانواده هسته ای خوانده است.

دل ، شاید منتقد طبیعی تری نسبت به مصاحبه گر بود ، جایی که سخنان قاطعانه او می توانست تنها باشد. در مورد یکی از گروههای مورد علاقه خود ، Einstürzende Neubauten ، وی نوشت که موسیقی آنها “گزارش هایی از طرف دیگر را ارائه می دهد. پژواک هایی از پرتگاه که برای کسانی که چگونگی فراموش کردن را بیان می کنند ؛ صداهای هیستری روزمره برای کسانی که ناگهان همه رویاها ، امیدها و آرزوهایشان را نابود می کنند. ” او با نقد و بررسی کامل از آلبوم Maxinquaye در 1995 در Tricky ، کاملاً بر روی ناخن ضربه زد: “Maxinquaye یک باره یک جشن آندروژنی است و یک نمونه سرد و گرم از آینده است که می تواند اتفاق بیفتد وقتی فناوری به افراط کشیده شود” . “تنش ، پارانویا ، کلاستروفوبیا ، آگورافوبیا … ماکسین کوئه دارای صفاتی منفی است اما آنها را با انسانیتی تطمیع می کند که نشان می دهد در آنجا جایی امید وجود دارد.”

در سال 1992 بود ، اگرچه ، دل مهمترین نقش خود را بازی کرد. وی در Madstock در پارک Finsbury حضور داشته است ، کنسرت مشهور کنونی که در آن هنرمند پشتیبانی Morrissey خود را به جک اتحادیه آغشته کرد ، حرکتی که برخی از آن به عنوان اقدامی برای جذب عنصر پوست سر جمعیت یاد می کردند. برنامه NME آن هفته قرار بود برای چاپ روی جلد كایلی مینوگ قرار بگیرد اما دل از آنچه كه شاهد بود وحشت زده شد.

“این بهترین ساعت دل بود”. اندرو کالینز ، که به همراه دانی ویراستار وقت ، دنی کلی جلد قطعه مهم دل را بازسازی کردند – روندی دشوار برای انجام این کار در آخرین لحظه آن زمان. “او از قلب – و به طور منحصر به فرد در میان کارمندان – از نقطه نظر واقعی نوشت. این لحظه ای نبود که به لیلیوم بدل شود و دل این روز را غنیمت شمرد. این یک نقطه عطف برای تحریکات Moz بود. دل اگر مهمترین قطعه خود را ننوشت ، مطمئناً قطعه ای بود که به شرایط سخت دست و پا زدن اهمیت می داد. “

< img itemprop = "contentUrl" alt = "کم رنگ شدن با ویک ریوز." SRC = "https://i.guim.co.uk/img/media/8e8d971b76cee799cfeff3c8ce75abd264b6fbf4/0_0_803_602/master/803.jpg؟width=445&quality=85&auto=format&fit=max&s=41a9a7803b7d002b8fd22bd0e9de2e92" ارتفاع = "602" عرض = "803 "loading =" lazy ">

فاضل با ویک ریوز. عکس: Martyn Goodacre

این مطلب هم جالب هست  سیبلیوس: از کجا باید با موسیقی

اگرچه به اندازه برخی از نویسندگان موسیقی آن زمان با سیاسی تر مانند استیون ولز با صدای بلند نیست ، اما سیاست دل به قاطعیت پیش می رفت و اکنون به وضوح مشخص است که جلوتر از زمان آنها بود. توماشفسكی به یاد می آورد كه او از Primal Scream به خاطر استفاده از پرچم متفقین روی جلد آلبوم 1994 Give Out But Don’t Don’t Descending انتقاد كرد. او می گوید: “او در NME اشاره كرد كه پرچم مدتها قبل از مد بودن این نماد نژادپرستانه بود.” بعد از آن ، او می گوید ، دل زمانی که رهبر موسیقی گروه ، بابی گیلسپی ، وقتی آنها در صحنه های خارج از صحنه بودند ، پشت سر خود را مخفی می کرد.

سیاست دل عمیق تر از فقط بود نوشتن کولکارنی می گوید: “من به عنوان یک نویسنده که در یک مجله در 30 طبقه کار می کردم و در آن احساس می کردم تنها نویسنده غیرسفیدپوست ساختمان هستم ، او چیزی مهمتر از دوستی و خنده ارائه داد – او به من همبستگی و احساس داد که هر دو درگیر یک مبارزات مادام العمر و نبردهایی برای شنیدن هستیم. من هنگام نوشتن در مورد نژاد ، سیاست و موسیقی احساس انزوا می کردم ، اما دل این احساس انزوا را برای من از بین برد. “

هنگامی که در ابتدای پست ها به NME رسیدم ، دل بیشتر روزها به دفتر می آمد – اگرچه اغلب بعد از ساعت 6 عصر می آمد. جذب جدید نویسندگان جوان ، که من یکی از آنها بودم ، او را به عنوان یک شخصیت مهربان و غیر عادی که دوست داشت تحقیر سالم خود را برای برخی از راه های اداره مجله با مدیریت بیش از حد تجاری فکر کند ، شناخت. او می تواند شوخ طبع ، سرسخت ، کمی غیرقابل پیش بینی باشد.

دل هنوز از طریق 00s به طور منظم برای NME می نوشت اما ادامه کار برای او سخت تر بود. مشکلات شخصی او نیز بیشتر نمایان می شد – او طلسم های پارانویا داشت و نوشیدنی زیادی می نوشید. بعد از بیرون آمدن از مجله ، گاهی اوقات داستان هایی را می شنیدم که دل در زندگی سخت یا خوابیده بود.

جیمز براون در اواخر دهه 80 ویراستار ویژگی ها در NME بود و به خاطر می آورد دل را بعنوان “یک پسر خوب ، یک نویسنده بسیار خوب … و اگرچه بعضی اوقات دوست نداشت اگر به او بگویید دوست نداشت ، او خجالت می کشید”. چند سال پیش ، او همچنین شنیده بود که دل تلاش کرده است و بنابراین آنها قرار گذاشتند که در یک میخانه دیدار کنند ، اگرچه دل هرگز نشان نداد. براون می گوید: “سپس ماه ها بعد او خواست تا به خاطر نبودن عذرخواهی کند.” “روشی که او صحبت می کرد ، گویی از اواخر همان شب بود.”

براون شنیده بود که دل جان داده است و سرانجام از طریق او بود با Oyetunde ، برادر کوچک دل ، که متأسفانه تأیید کرد دل در ماه مارس 2018 در خانه خود در لندن بر اثر سرطان معده درگذشت ، تماس گرفت.

هنگامی که این خبر در رسانه های اجتماعی ظاهر شد ماه گذشته ، مشخص بود که چگونه این مرد فراموش شده اصلاً فراموش نشده است. عیسی جونز در توئیت خود نوشت: “یکی از بهترین ، شیرین ترین و جالب ترین روزنامه های NME”. “هر بار که او با یک کیسه پلاستیکی ، کت بلند ، هدفون خود به یک کنسرت یا یک میله می رفت – مرا لبخند می زد.”

“یک نویسنده عالی ، که من را به موسیقی بسیار عالی در یک زمان بسیار سازنده تبدیل کرد ، “اشکال را منتشر کرد. “توانایی جادوگری مکتوب ، و نبوغ فلسفی.” میکی Berenyi از Lush به یاد یک روزنامه نگار و دوستی افتاد که با او “اغلب درباره جنون های مربوط به ما در بارهای مختلف در برنامه های مختلف بحث و گفتگو می کرد.” آیا ممکن است این باشد که ، همانطور که یکی از دوستان دل اظهار داشت ، “حتی کاغذی که سالها او را مشغول به کار کرده بود ، تاکنون ، دو سال بعد ، از مرگ او مطلع نشده است”.

این مطلب هم جالب هست  پانداهای تولید کنید: همه آواز ، رقص ، پسر بزرگ و کاملاً بزرگ

” توماشفسکی می گوید: “برخی از مردم ماهیت دل را درک نمی کنند.” “دل بسیار مغرور و بسیار خصوصی بود. او موانعی را ایجاد کرد. خجالتی بود به یاد دارم که با او ملاقات کردم و در ابتدا مطمئن نبودم. او ظاهری ناخوشایند داشت اما بعد فهمیدم که او فقط یک آرایشگر با قلب بزرگ گل ختمی است. “

صحبت با توماشفسکی در مورد علاقه دوستان دل به او تردیدی ندارد. وی افزود: “بسیاری از افراد به سخره او اشاره می كنند. دل مسخره کرد – اما لبخند او یک اتاق را روشن کرد. و او بهترین آغوش ها را داشت. “

آنها آرایش ایستاده ای داشتند که به موجب آن هر وقت دل در دفتر کارش حاضر می شد او را برای ناهار بیرون می برد. گاهی او با کمک مشاوره قراردادی به دوستش کمک می کرد (او در وکالت کار می کند) ، بار دیگر او را برای شروع کار بر روی کتابی از نوشته های خود جمع می کرد. او می گوید: “او پیشگام و چشم انداز بود.” “او سیاه پوستی بود که در مورد موسیقی ایندی می نوشت!” وی به دلیل خشن بودن و سازش شهرت حرفه ای داشت. اما در قلب او روحیه ای ملایم بود Steve Goldman

وقتی توماشفسکی با خانواده دل در نیجریه تماس گرفت گفت او از جزئیات دستاوردهای او به عنوان یک نویسنده موسیقی کاملاً آگاهی نداشته اند. اما آنها همچنین کمی مشکوک بودند – اگر دل چنین معامله بزرگی بود ، چرا هیچ کس دو سال با آنها تماس نگرفته بود؟

برای درک این موضوع ، شاید باید ناپایدار را درک کنید دنیای روزنامه نگاری موسیقی؛ افرادی را که جذب می کند و سیستم پشتیبانی – یا کمبود آنها – را ارائه می دهد. برای بسیاری از ما ، نوشتن موسیقی یک قدم به جلو به دنیای واقعی ارائه نمی داد ، بلکه گریزی از آن بود.

“صنعت موسیقی افراد موذی و ولگرد را جذب می کند ، افرادی که شاید مبارزه با چیزهای اساسی ، “این است که توماشفسکی می گوید. نوشتن برای NME اوج های فوق العاده ای را به ارمغان می آورد – ملاقات با قهرمانان خود ، سفر به دنیا ، شرکت در برنامه های حضوری رایگان و شنیدن سوابق ماه ها قبل از بقیه. اما حتی در دهه 1990 نیز این بد پرداخت شد و دقیقاً شغلی نبود که به دنبال طول عمر باشد. قبل از بستن نسخه چاپی خود در سال 2018 ، NME دائماً در حال کاهش بود و یکی از معدود راه های مالی باقی مانده Dele را قطع کرد. شهرت دل را به عنوان ناپدید شدن ، سلامت روانی او اضافه کنید و روشن تر شود که چرا انتشار خبر مرگ دل خیلی طول کشید.

“دل فروشنده خوبی نبود ، همان چیزی است که شما برای زنده ماندن به عنوان یک فرد آزاد باید باشید. ” “او یک روشنفکر بود. اخیراً فهمیدم که از کودکی توسط خانواده اش وی را “پروفسور” صدا می کردند. “

توماشوکی هنوز امیدوار است که بتوان یک کتاب از نوشته های دل را منتشر کرد ، با خاطرات موسیقیدانان از او (او یادداشت می کند: “همه یک داستان عالی از دل دارند.)” مطمئناً این فرصتی خواهد بود که از دل فدله واقعی که دوستان و همکاران قدیمی اش بسیار دوست داشتنی از آن یاد می کنند ، عبور کنیم.

“او به دلیل سخت گیری و سازش شهرت حرفه ای داشت” استیو گلدمن می گوید. “اما او ، در قلب او ، روحی لطیف بود. او البته این پیشنهاد را مسخره می کرد ، اما این لبخند در چشمان او چیز دیگری به شما می گفت. این تمسخر و لبخندی است که بیشتر از همه دلم برای آن تنگ خواهد شد. “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *