جیمی بارنز: dem شیاطین من می توانند با هم درگیر شوند. آنها دیگر مالک من نیستند ‘

بیشتر دوران کودکی خود را صرف کشتن می کردم و منتظر اتفاقاتی می ماندم. چیزی خوب. اما به نظر نمی رسید که هرگز اتفاق بیفتد.

همانطور که در کتاب طبقه کارگر ، اولین کتابم ، تعریف کردم ، همیشه امیدوار بودم که مادر و پدرم بتوانند آن را جمع کنند ، اما آنها هرگز موفق به این کار نشدند و سرانجام خانواده ما از هم پاشیدند. بنابراین وقتم را گذاشتم و به دنیای خودم فرار کردم ، همانطور که بچه ها اغلب این کار را می کنند.

سپس من مدرسه را شروع کردم و فکر کردم همه چیز بهتر است: من از خانه دور می شوم و زندگی من تغییر می کند. در عوض فقط مرا به سمت مجموعه ای دیگر از مشکلات سوق داد. ناگهان مجبور شدم جا بیفتم ، که انجام آن برای من سخت بود و این فشار باعث شد مدرسه فقط یک مکان ترسناک دیگر باشد. برای عبور از آن ، سرم را پایین نگه داشتم و سعی کردم زیر رادار پرواز کنم. فقط کشتن زمان تا زمان اتمام مدرسه و می توانم از جاهای دیگر فرار کنم.

در ضمن من از نظر جسمی بزرگ شدم ، اگر نه از نظر احساسی – تا 50 سال دیگر تقریباً بزرگ نمی شدم. از نوجوانی شروع به گشت و گذار در باند ها کردم. در آن روزها فقط زمان آن نبود که بخواهیم بکشیم بلکه همه چیز و هر کسی – به ویژه هر کسی که مانع راه ما شود – و حتی گاهی خود ما. به نوعی من موفق شدم زنده بمانم و پیرتر شوم ، هرچند که عاقلانه تر بود و طولی نکشید که به یک گروه موسیقی پیوستم و به جاده رفتم.

خدا می داند ، از آن زمان من وقت زیادی برای کشتن داشته ام. همانطور که در کتاب دوم خود ، مرد طبقه کارگر گفتم ، بیش از 50 سال در آن راه بوده ام. اما من اینجا به شما اجازه می دهم یک راز کوچک داشته باشید. Rock’n’roll جذاب نیست. شما بیشتر وقت خود را صرف مسافرت از شهری به شهر دیگر می کنید ، به این امید که در زمان نمایش خود به مکان بعدی برسید. این همیشه آسان نیست و شما معمولاً فکر می کنید که همه دنیا توطئه کرده اند تا شما را به آنجا متوقف کنند.

در روزهای قدیم قبل از اینکه پول داشته باشیم ، ما با اتومبیل هایی که بمب واقعی بودند و با نوار گاف و نماز در کنار هم قرار گرفته بودند سفر می کردیم. با دمیدن دود و نشت روغن در سراسر کشور ، صدها کیلومتر بدون چرخش در جاده های خاکی رانندگی می کردیم ، وقتی خسته شده بودیم و از پنجره ها خیره می شدیم ، سعی می کردیم با فکر کردن در جایی که ترجیح می دهیم زمان را بکشیم. نیمه شب بنزین ما تمام می شد و در نیمه یك دشت نولاربورو بدون مغازه و پمپ بنزین در یك شهر یك اسب گیر می شدیم و مجبور شدیم از اتومبیلی كه در سایه ها ایستاده بود بنزین را سیفون كنیم تا ما را به موقعیت بعدی برساند. محل. سپس در حالی که منتظر طلوع خورشید و باز شدن سروو هستید ، بار دیگر زمان را بکشید تا بتوانیم تا دو روز دیگر با حرکات پر از آب و هوا پر شویم و به نمایشگاه خود برسیم.

سرد اسکنه که در 1977 در Count Down اجرا می شود.

‘من اینجا به شما اجازه می دهم یک راز کوچک داشته باشید. Rock’n’roll is not glamorous ’: Cold Chisel در حال اجرا در Countdown در سال 1978. عکس: باب کینگ

هرچه در کارمان بهتر می شدیم ، می توانستیم گاهی پرواز کنیم. اما سفرها هنوز هم ممکن است غیرممکن یا غیرقابل پایان باشد. گاهی اوقات باد به شدت می وزید یا باران به شدت می بارید باندها بسته می شدند. سپس می توانید یکی از دو کار را انجام دهید. می توانید در فرودگاه منتظر بمانید تا طوفان برطرف شود یا می توانید پول بیشتری برای یک ماشین اجاره ای ارزان قیمت بردارید و رانندگی کنید ، امیدوار باشید که بزرگراه نیز زیر آب نرود. این همیشه گزینه بهتری بود ، همانطور که در قلب خود می دانستید باید کاری انجام دهید تا به موقع به نمایش بعدی بروید ، آنچه را که برای انجام آن متولد شده اید و آنچه را دوست داشتید انجام دهید.

حتی وقتی همه چیز درست می شود و شما خیلی وقت به جایی می روید که این روزها بیشتر اتفاق می افتد ، تور همچنان در انتظار است – انتظار برای باز شدن محل برگزاری ، انتظار برای ورود به هتل ، انتظار برای شروع صداگذاری ، انتظار برای پر شدن سالن – تا اینکه بالاخره می توانید از آنجا خارج شوید و برای مردم موسیقی پخش کنید. در مجموع ، من ساعتهای بسیار بیشتری را صرف کشتن زمان کرده ام تا اینکه موسیقی بسازم.

بعد از آن همه سال که به دنبال هیجان خود می گشتم ، نشستن آرام ، نگاه کردن به درون ، تأمل در گذشته و رویاپردازی در مورد آینده احساس بسیار خوبی می شود جیمی بارنز

نوازندگان به روش های مختلف زمان را می کشند. بعضی ها آهنگ می نویسند ، تلویزیون تماشا می کنند یا خواب می گیرند (همیشه کار خوبی است). برخی دیگر با رفتن به یک باشگاه ورزشی محلی یا آهسته دویدن ، بدن خود را حفظ می کنند. یا از جاذبه های گردشگری محلی استفاده کنید. در روزهای ابتدایی من ، همه اینها کمی خسته کننده به نظر می رسید ، نه به اندازه کافی راک اند رول. و خواب قطعاً بیش از حد زیاد بود.

ترجیح دادم بیرون از خانه بنوشم و به دنبال دردسر باشم. من همیشه کسی بودم که می پرسید ، “چه اتفاقی می افتد؟ چه خبر است؟ اقدام کجاست؟ ” هر چیزی برای مصرف انرژی اضافی من. هر چیزی که خواسته هایم را برآورده کند. هر چیزی که جلوی خودم را بگیرد تا واقعاً به زندگی خود و لاشه قطار نگاه نکنم که همیشه در شرف وقوع بود.

من سالها این کار را ادامه دادم. اما حتی خودم هم خسته شدم. یک مرد چقدر می تواند دردسر ایجاد کند؟ به جایی می رسید که یا بزرگ می شوید یا کبد شما درخواست استراحت به جو کاکر می کند. برای اینکه انرژی خود را در جهتی متفاوت هدایت کنم ، در یک مرحله کاراته را آموزش دیدم. این دو پرنده را با یک سنگ ناک اوت کرد: من مناسب شدم و یاد گرفتم چگونه چیزی بیش از زمان را بکشم. این من را زنده نگه داشت ، اما من را از دردسر دور نکرد. به علاوه ، در قلب من یک صلح طلب هستم.

سالهای بیشتری طول کشید تا فهمیدم که دارم به سوی فاجعه می روم. من فقط زمان را نمی کشیدم ، بلکه خودم و افراد اطرافم را می کشتم. بنابراین ، سرانجام ، آن زندگی را پشت سر گذاشتم.

سومین خاطرات Killing Time ، جیمی بارنز ، در اکتبر سال 2020 از طریق هارپر کالینز پایان می یابد. 0170&0&bb0b0bb0b0fb0fb0f9fc0fcfc0fc0fc0b0fc0b0fb0fb0fc0fc0fc0fc0fc0fc0fc0f0f0f0f0f0f0f0f0f0f0f0f0 #s0f0a0f0aaaaa

بارنز می گوید نوشتن دو خاطره اول او مانند “دندان کشیدن” بود. برای سومین بار ، او توانست “نگاه سبکتر به عقب” داشته باشد. عکس: هارپر کالینز

اکنون اوقات فراغت خود را صرف جاده خواندن و نوشتن کتاب می کنم. به من نگو ​​، من بالاخره بزرگ شدم! بعد از آن همه سالی که به اطرافم می گشتم ، دنبال هیجان می گشتم ، آرام نشستن ، نگاه کردن به درون ، تأمل در گذشته و رویای آینده بسیار خوب است. این روزها کمی آرامش پیدا کرده ام. دنیای من هنوز در حال چرخش است ، اما دیگر کاملاً به دور من نمی چرخد. خوب ، نه به همان اندازه.

و من مجبور نیستم که همیشه درگیر نبرد با شیاطین خود باشم. من می توانم عقب نشینی کنم و بگذارم آنها در بین خود جنگ کنند. من کارهای بهتری با وقت خود انجام داده ام. هر از چند گاهی باید با ارواح گذشته ام پا به پنجه بروم ، اما آنها مرا تسخیر نمی کنند یا مرا تحت فشار قرار نمی دهند. من به آنها نگاه می کنم ، می بینم که از آنها چه می توانم یاد بگیرم و سپس آنها را رها می کنم. آنها دیگر مالک من نیستند.
اشتباه نکنید من می دانم که آن شیاطین هنوز در اطراف هستند. اعتیاد فقط دراز نمی کشد و به شما اجازه می دهد که کنار بروید. من می دانم که باید عقل خود را حفظ کنم ، اما اکنون روی دو پای خودم راه می روم. و بعد از آن همه سال در جاده ، آن همه سال رانش ، بدون احساس تعلق به هیچ کجا ، بالاخره احساس می کنم جایگاه خود را در جهان پیدا کرده ام. من یک همسر و خانواده زیبا دارم که همه من را دوست دارند و آنها را با تمام وجود دوست دارم. من دوستانی دارم که به آنها اهمیت می دهم. من از سایه بیرون آمده ام و خورشید را روی صورتم احساس می کنم و آن را دوست دارم. سرم را بالا نگه داشته و منتظر آنچه زندگی برای من برنامه ریزی کرده است ، هستم.

من هنوز آهنگهایی را درباره روزهای بد می نویسم ، البته سعی می کنم همه چیز را درک کنم. آهنگ هایی در مورد اینکه چگونه از دست دادن ایمان و امید آسان است و به یک مارپیچ رو به پایین می افتد. آهنگ هایی مانند Killing Time. من می توانم در مورد چنین چیزهایی بنویسم زیرا آنجا بوده ام. خیلی سخت است که به گذشته نگاه کنیم ، اما من می دانم که این سالم است. در حالی که مراقب کجا هستید ، باید به یاد داشته باشید که کجا بوده اید. Killing Time توسط سرد اسکنه

مثل خیلی چیزهای دیگر ، نوشتن این روزها بیشتر لذت دارد. کنار هم گذاشتن خاطراتم گاهی شبیه دندان کشیدن بود. این یک تمرین هولناک بود و بعضی اوقات تقریباً مرا کشته بود. اما در این داستان ها ، اگرچه من گاهی اوقات با قسمت های غم انگیز ، ترسناک و گاهاً شرم آور روبرو می شدم ، در اکثر موارد توانسته ام نگاه سبکتر به عقب داشته باشم و ضمن تأمل در برخی اوقات تاریک ، برخی از جالبترین و جالبترین لحظات پوچ زندگی من ، و لذت ، الهام و مهربانی را که دیگران در طول سفر طولانی من به من آورده اند ، تشخیص دهم. آنها شامل نوازندگان دیگر ، رودی ها ، تهیه کنندگان ، مربیان ، دوستان ، گاهی اوقات کاملاً غریبه هستند. و البته ، خانواده شگفت انگیز من – بدون آنها نمی توانستند این کار را انجام دهند.

با تشکر از همه این افراد ، من دیگر فقط وقت نمی کشم. دیگر نه. اکنون ، هر لحظه ارزشمند است.

جیمی بارنز و اندرو استافورد در باشگاه کتاب بعدی Guardian Australia ، که ساعت 9 بعدازظهر AEDT جمعه 9 اکتبر برگزار می شود ، با میزبانی مشترک استرالیا در خانه با شما درباره زوم صحبت خواهند کرد. برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید ، یا با موارد برجسته ویدیو در ارتباط باشید.

Killing Time توسط جیمی بارنز اکنون از طریق هارپر کالینز بیرون است

این مطلب هم جالب هست  هنوز هم خانه گیاهان: 'در موسیقی آزمایشی سفیدی ، اسنوبری ، تظاهر'

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *