جونی میچل: ‘من برای عشق احمق هستم. من همین اشتباه را بارها و بارها انجام می دهم ‘

Category: دسته‌بندی نشده | No comments

“من جونی میچل می گوید: شب گذشته در رختخواب دراز کشیده بود و به فکر گرفتن گربه بود. یکشنبه اوایل تابستان است ، و او در پاسیوی حیاط خانه اش ، ملقب به توسکانی نشسته است. پشت سر او یک خوراک پرنده مشغول بازدیدکنندگان گرسنه است. “و این پسر حوالی نیمه شب در حالیکه میو میوزد در دروازه حاضر می شود.”

بچه گربه ای با رنگ قهوه ای روشن با پنجه های سفید بلند ، فقط چند ماه سن دارد با رضایت در برابر شانه اش قرار گرفت. او به آرامی اعتماد می کند: “امیدوارم کسی نیاید تا او را ادعا کند.” آنها سریع دوست هستند. در همین نزدیکی مارسی جنسیچ ، دوست و همكار دیرینه میچل ، اشاره می كند كه آنها با اعلان های گمشده محله را آشكار كرده اند. هنوز بدون تماس بنابراین با بازدیدکننده نیمه شب ما ، که به طور موقت Puss ‘n Boots نامیده می شود ، در دامان این هنرمند گرانقدر فرو رفته است ، میچل اینجا است تا در مورد مجموعه جدید ضبط های اولیه که هرگز قصد انتشار آن را ندارد بحث کند: -1967). سالها او به جایگاه خود در آواز مورد احترام آلبوم های خود که به دقت تنظیم شده بود شک داشت. او در مصاحبه ای در سال 2004 به من گفت: “برخی از ملودی ها زیبا هستند ، اما بسیار ابتکاری هستند.” به نظر می رسید تقریباً مچ دست است. “خدا ، آنها در این شرایط سخت بسیار آسیب پذیر هستند. آنها مانند برخی از دنیای باستان هستند. “

 جونی میچل با بوت

دوستان سریع… جونی میچل با بوتسی. عکس: روابط عمومی

طرفداران میچل مدت هاست موضع دیگری گرفته اند. سالهاست که تکه هایی از این مجموعه غنی از مواد منتشر نشده به شکل بوتلگ طرح دار منتشر می شود. بیشتر این دموی های اولیه ، نوارهای کاری و اجراها شنیده نشده است. مدیر میچل ، الیوت رابرتز ، مدتها بود که از ایده یک مجموعه بایگانی حمایت می کرد. هنگامی که رابرتز سال گذشته درگذشت ، این پروژه به طور موقت از خط خارج شد. اما جمع آوری این ضبط ها ادامه داشت.

برخی از نوارها کشف جدیدی است ، بعضی دیگر سالها قبل توسط “بایل دادگاه” جوئل برنشتاین با دقت جمع آوری و فهرست بندی شده بود. وقتی میچل به تازگی استریو اتاق نشیمن خود را مرتب کرده و برای اولین بار به تمام مطالب گوش می دهد ، این پروژه با شکوه به بار می نشیند. نیل یانگ حتی توصیه هایی را ارائه داد و پیشنهاد داد آهنگ ها به ترتیب زمانی ارائه شوند. میچل ، که معمولاً رویکردهای موضوعی بیشتری راجع به مجموعه های موسیقی خود اتخاذ می کرد ، موافقت کرد.

سرانجام این ترکیبات نادر همه در یک مکان جمع شده و با گرمای زیاد میچل ارائه شده است خود بیست ساله از اولین ضبط های او در ساعات بیکاری در ایستگاه رادیویی ساسکاتون ، تا نوار تولد ساخته شده برای مادرش ، تا قرار ملاقات در باشگاه های فیلادلفیا ، تورنتو و نیویورک ، شخصی ترین سند است. میچل که اغلب فقط با آهنگ ها و تنظیم هایش مسلح است ، سفر خلاقانه متعالی خود را در اینجا آغاز می کند. وقتی بوتسی بی سر و صدا گوش می داد ، عاشق آنچه که همه امیدواریم خانه جدید او باشد ، در مورد این دیدار مجدد شاد با اوایل او صحبت کردیم. (دو روز بعد ، او به یک اقامت دائم تبدیل شد.)

کامرون کرو نظر شما درباره این شخص مورد بحث چیست؟ < / p>

جونی میچل جونی جوان؟

CC بله ، کل مرحله ای که ما در مورد آن صحبت می کنیم. نه اینکه شما را به دو نفر تقسیم کنید! اما آیا شما به این هنرمند جوان ، و مبارزات و پیروزی هایش ، با ترفند ، با عشق نگاه می کنید؟

JM حدس می زنم چنین باشد. من آن را عشق نمی نامم. این فقط بخشی از داستان است.

CC در اینجا نقل قول دیگری برای شما آورده شده است: “به عنوان یک جوان ، شما باید علف های هرز را بکشید در روح شما وقتی جوان هستید. در غیر این صورت آنها شما را خفه خواهند کرد. “

JM این هیچ ارتباطی با خلاقیت نداشت. زود کشیدن علف های هرز در روح شما باعث می شود فرد بالغ بهتری شوید.

CC آیا هنوز هم در این دوره زمانی این کار را انجام می دهید؟ < p class = "css-38z03z"> JM بله ، فکر می کنم تعدادی را بیرون کشیدم. فکر می کنم بعضی ها بزرگ شده ام.

CC آیا اکنون علف های هرز همه کشیده شده اند؟

JM نه ، قطعاً نه! این یک دوره آرامش برای من است ، اما هنوز برخی از علف های هرز وجود دارد که نیاز به کشیدن دارند. من می دانم که من با تامپر از بامبی می روم. “اگر نمی توانید حرف خوبی بزنید ، اصلاً چیزی نگویید.” این مدتها بود که به عنوان یک جوان فلسفه من بود. با این حال ، با بزرگتر شدن راهنمایی Thumper را از دست دادم [با خنده]. او هر از گاهی برمی گردد.

میچل در لس آنجلس 1967 ، اولین ضبط او آلبوم ، آهنگ به یک مرغ دریایی

پیروزی ها… میچل در لس آنجلس 1967 ، ضبط اولین آلبوم خود ، Song To A Seagull عکس: Sulfiati Magnuson / گتی ایماژ

CC بازگشت به زندگی در خانه کنتربری [ پنجم از پنج دیسک موجود در سالهای اولیه]. شما شب سه ست بازی می کنید و برای دومین نمایش با Little Green افتتاح می کنید. این یک ترانه بسیار شخصی است ، ترانه ای برای دخترتان است که شما به سختی آن را برای فرزندخواندگی منصرف می کنید. برای تحویل صحیح آهنگ ، آیا برای خواندن آن باید به مکانی دشوار می رفتید؟

JM نه ، آهنگ به نوعی بالاتر از دشواری.

CC به یاد می آورم شما یک بار گفتید که هر اجرای صوتی در حال بازیگری است: “شما باید شخصیتی باشید که آهنگ را هنگام خواندن آن نوشتید. ” آیا وقتی به این موسیقی اولیه گوش می دهید ، شخصیت بازی می کنید؟ و “نه ، من هستم” یک پاسخ معتبر است.

JM اینطور نیست. می دانید که کلمات آهنگ متن شما هستند. شما باید احساس صحیح را در هر کلمه وارد کنید. می دانید ، اگر آن را زیبا بخوانید – بسیاری از افرادی که آهنگ های من را پوشش می دهند ، آن را زیبا می خوانند – این سقوط خواهد کرد. شما باید بیشتر از اینها به آن بیاورید.

CC بعداً Green Little را روی آبی قرار دادید. شما یک بار به من گفتید که همه آلبوم های شما آلبوم های مفهومی هستند. من از شما پرسیدم مفهوم آبی چیست. مکث کردید و فقط گفتید: “آبی. “من آبی هستم.” این مفهوم است. ” شما همچنین گفتید که تصویری وجود دارد که در آن زمان آرزو داشتید: اعضای بدن در کیسه سلفون.

JM بله ، این بود در مورد آن زمان خواب دیدم که کیسه ای پلاستیکی هستم که در یک کنسرت نشسته ام ، و زنان چاق زیادی روی صحنه هستند که همگی سازهای عجیبی مانند توبا و آکاردئون بزرگ و نه سازهای هیپ می نوازند ، می دانید؟ من آنجا نشسته بودم ، كیسه ای از اعضای بدن ، در بین تماشاگران هق هق گریه می كردم ، شفاف – همه قسمتهای داخلی من را می دیدی. خواب عجیبی بود. من تمایل دارم رویاهایم را به یاد بیاورم. آنها فیلم های کوچکی هستند ، بصری هستند. من تمایل دارم چیزهایی را که بصری هستند به یاد بیاورم. احساسی که در آن زمان داشتم این است. احساس بسیار آسیب پذیری می کردم.

CC آن زمان مفهوم شما از عشق چیست؟

JM من یکی نداشتم. من فقط گاهی اوقات در آن قرار می گرفتم ، یا فکر می کردم. من برای کسی جذابیت و تپش قلب دارم. این همان چیزی است که من آن را عشق نامیدم ، حدس می زنم.

CC آیا ایده شما در مورد عشق در طول سالها تغییر شکل داده یا تغییر کرده است؟

JM خیلی زیاد نیست ، واقعاً. هنوز همان است. من مرتباً همین اشتباه را مرتکب می شوم ، و من فقط احمق عشق هستم.

CC آنطور که باید باشد. آیا احساس می کنید خیلی عاشق شده اید؟

JM در واقع کمی است ، بله. من تعداد کمی از افراد را دوست داشته ام و منظورم این است که واقعاً در شرکت آنها احساس خوشبختی می کنم. این تقریباً – شادی شرکت کسی است. این همان چیزی است که من آن را عشق می نامم.

CC آهنگ مهم و اولیه دیگری با رنگ آبی ، آبی روی آبی. اکنون سخنان شما خاص و متفکرانه تر می شوند. چشم شما برای جزئیات همیشه وجود داشت. اینجا تقریباً ژورنالیستی است. به نظر می رسد که شما زیاد کتاب می خوانید.

JM نه ، من هرگز خواننده نبودم.

CC بنابراین این امر از مشاهده ، مسافرت و افراد ناشی می شود.

JM بله. < / p>

عکسبرداری سال 1968 برای Vogue.

ستاره سازی – فیلمبرداری سال 1968 برای Vogue. عکس: جک رابینسون / گتی ایماژ

CC تحسین و اسمز. شما مشهور شدید که از ادای احمدی که به زودی فرا می رسد و در دوره آبی به اوج خود می رسد ناراحت می شوید. قرار دادن شما روی یک پایه ، گرمای گرم و سفید ستاره شدن. آیا همه اینها شروع به اتمام فاز این مجموعه بود که اتفاق افتاد؟

JM واقعاً نیست. این بعدا است.

CC چه موقع آن ظاهر شد؟

JM نمی دانم من می دانم که من واقعاً آن را دوست نداشتم ، با آن راحت نبودم. من دوست داشتم در قهوه خانه ها بازی کنم ، جایی که می توانستم از صحنه خارج شوم و در تماشاگران بنشینم و راحت باشم ، یا جایی که در باشگاه ها هیچ مانعی بین من و تماشاگرانم وجود ندارد. صحنه بزرگ جذابیتی برای من نداشت. این فاصله بین من و مخاطبان خیلی زیاد بود و من هرگز واقعاً آن را دوست نداشتم. من در آغاز شهرت زیادی نداشتم و این احتمالاً خوب است زیرا باعث لذت بیشتری شده است.

CC آخرین آهنگ در دیسک سه ضبط نادر شما از خواندن Sugar Mountain است ، آهنگ Neil Young که الهام بخش بازی The Circle است. شما اشاره کردید که ویکی تیلور ابتدا برای شما Sugar Mountain بازی کرد.

JM ویکی یک خواننده فولکلور بود ، و بسیار مهربان و بسیار سخاوتمندانه به من بود ، که من به آن عادت نداشتم. من او را در تورنتو ملاقات کردم. بله ، او مانند برخی از آنها رقابتی و شرور نبود. اقوام بسیار رقابتی بودند. او واقعاً خوب بود و در آن زمان با نیل قرار می گذاشت. من وقتی او 18 ساله بود با او ملاقات کرده بودم. او قبلاً به کالیفرنیا رفته بود. ما در نیم کره های مختلف بودیم. قبل از رسیدن به کالیفرنیا لازم بود که به دیترویت و نیویورک بروم. ویکی آهنگ را برای من پخش کرد. او دختر خوبی است.

'من یک مبارز هستم… میچل در یک مهمانی اسکار در فوریه گذشته در بورلی هیلز.

” حرکت رو به جلو “… میچل در یک مهمانی اسکار در بورلی هیلز ، آخرین فوریه. عکس: کوین مازور / VF20 / WireImage

CC آیا موزه هنوز با شما صحبت می کند؟

JM مدتی نیست. من اخیراً چیزی ننوشتم من گیتار یا پیانو یا هر چیزی دیگری ننوشته ام. نه ، من فقط بر این هستم که سلامتی خود را [از آنوریسم 2015] برگردانم. میدونی چیه؟ من از فلج اطفال برگشتم ، بنابراین من اینجا هستم و دوباره تلاش می کنم.

CC آیا پنج سال گذشته را اینگونه توصیف می کنید؟ < / p>

JM فقط راه خودم را ادامه می دهم. من پیشرفت کندی را نشان می دهم اما به جلو حرکت می کنم.

CC با زنگ های روشن.

JM بله ، زیرا یک بار دیگر نمی توانم راه بروم. باید دوباره یاد می گرفتم که چگونه من نمی توانستم صحبت کنم فلج اطفال مرا اینگونه نگرفت ، اما آنوریسم خیلی بیشتر از بین برد. گفتار و توانایی راه رفتنم را از من گرفت. و ، می دانید ، من سریع سخنم را برگرداندم ، اما پیاده روی که هنوز با آن دست و پنجه نرم می کنم. اما منظورم این است که من یک مبارز هستم. من خون ایرلندی دارم! [خنده طولانی] بنابراین شما می دانید ، من می دانستم ، “اینجا دوباره می روم ، یک جنگ دیگر.” [بچه گربه اکنون با خوشحالی گردنش را می خزد.] به این صورت نگاه کن! او شبیه کودک من است. استخوان های گونه بالا و همه چیز.

CC به چه کسی گوش می دهید؟ از هنرمندان جدیدتری که تحت تأثیر شما قرار گرفته اند ، مانند هری استایلز یا بیلی ایلیش؟

JM من موسیقی دارم. من زیاد موسیقی معاصر گوش نمی دهم. Babyface که گوش می دهم – این در مورد آن است. Babyface و لیلا جیمز.

CC وقتی الان بیرون می روید ، به عنوان مثال در مهمانی های گرمی یا حتی وقتی از نمایشنامه ما بازدید می کنید ، من متوجه نوعی تحسین هنرمندان همکار شده ایم که می خواهند قدردانی یا س questionsال یا تعارف خود را درباره موسیقی به اشتراک بگذارند. برای شما در انتهای دریافت چگونه است؟

JM برای من معنی زیادی دارد. من نامه ای از یک دختر کوچک در ایرلند گرفتم که برایم نامه نوشت. پدرش در یک گروه راک اندرول بود و آنها قصد داشتند جایی بازی کنند. او به بیرون رفت تا آنها را ترک کند و یکی از بچه های گروه پیش او آمد و گفت: “اینجا باید این را داشته باشی.” و او آنچه را “ضبط صوت برنده” نامید به او داد. بازی The Circle روی آن بود و او گفت ، “این آهنگی است که شما باید بدانید ، دختری در سن شما.” در آن زمان انگلیسی ها در حال ترساندن ایرلند بودند ، و آنها می توانستند با گردان با هلی کوپتر پرواز کنند و آنها این کار را در ساعت 8 شب درست زمانی که مردم فرزندان خود را در رختخواب قرار می دادند انجام می دادند. او گفت که این وحشتناک است ، این تیپ هلی کوپترها از آنجا دور می شوند و “من با قرار دادن ضبط صوت برنده در گوش و گوش دادن به بازی The Circle از جنگ جان سالم به در بردم.” از نظر پاداش برای آهنگ خود ، شکستن آن دشوار است. به نظرم بسیار هیجان انگیز بود.

CC فکر می کنم این مجموعه هدیه ای قدرتمند است ، به ویژه به هنرمندان جوان. این تصویری از شما در یک زمان مشخص از زندگی شما است که موفق می شوید. شما می توانستید در این مرحله برای یک حرفه کامل به صورت فلات بروید. خیلی ها این کار را کردند. اما من به این گوش می دهم و فکر می کنم پیام پنهان رشد را متوقف نکن ، به سمت آن آبهای عمیق دیگر متوقف نشوی ، خودت را به چالش بکشی ، نگاه کن به کجا ممکن است شما را ببرد. > JM این همان چیزی بود که نمایشگاه ون گوگ برای من داشت. وقتی به یک نمایشگاه ون گوگ رفتم ، همه نقاشی های او به ترتیب زمانی تنظیم شده بود ، و شما در حالی که قدم می زنید رشد را تماشا می کنید. این بسیار الهام بخش بود و من دوباره شروع به نقاشی کردم. اگر این هدف را تأمین کند ، عالی خواهد بود. واقعاً ، این من را بسیار خوشحال خواهد کرد. کارهای بعدی بسیار غنی تر ، عمیق تر و هوشمندانه تر است ، و تنظیمات نیز جالب است. از نظر موسیقی من رشد می کنم ، و من به عنوان یک غزل سرای رشد می کنم ، بنابراین رشد زیادی اتفاق می افتد. چیزهای اولیه – من نباید چنین مخالفی باشم. بسیاری از این آهنگ ها ، من فقط آنها را گم کردم. آنها دور افتادند. آنها فقط در این ضبط ها وجود دارند. برای مدت طولانی من علیه این اصطلاح قیام کردم: “من هرگز خواننده محلی نبودم”. من اذیت می شوم اگر آن برچسب را روی من بگذارند. فکر نمی کردم توصیف خوبی از آنچه هستم باشد. و بعد گوش کردم ، و – زیبا بود. این باعث شد ابتدایم را ببخشم. و من این درک را داشتم…

CC چه چیزی بود؟

JM ای خدا [می خندد]! من یک خواننده فولکلور بودم!

• آرشیو جونی میچل جلد 1: سالهای اولیه (1963-1967) در تاریخ 30 اکتبر در Rhino منتشر شد و برای سفارش در jonimitchell.com در دسترس است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>