شوستاکوویچ: از کجا باید با موسیقی

شروع کرد

ر از همان ابتدا بحث هایی در مورد موسیقی آهنگساز روسی دیمیتری شوستاکوویچ (75 – 1906) وجود داشت. هم اکنون نیز برخی از آنها همچنان ادامه دارند. او آهنگساز رادیکال بود یا محافظه کار؟ اصل یا مشتق؟ کمونیست یا مخالف؟ هرچند ، یک چیز بسیار واضح تر شده است. موسیقی شوستاکوویچ هرگز بیشتر از امروز به شکل گسترده یا مداوم پخش نشده است.

موسیقی ای که ممکن است تشخیص دهید

موسیقی شوستاکوویچ برای تأثیرگذاری زیاد در فیلم ها استفاده شده است. Stanley Kubrick’s Eyes Wide Shut با یک والس گول زننده از ارکستر Suite for Variety افتتاح می شود. پل جاسوسی استیون اسپیلبرگ حرکت کند دومین کنسرتوی پیانو را در صحنه ای متشنج بین یک جاسوس شوروی (با بازی مارک رایلنس) و وکیل آمریکایی او (تام هنکس) ارائه می دهد. در Les Amants du Pont-Neuf از لئوس کاراکس ، کوارتت زهی سوم بخشی از یک سکانس رقص آزاد بین عاشقان پاریسی را تشکیل می دهد که ژولیت بینوش و دنیس لاوانت آن را بازی می کنند.

زندگی او…

دیمیتری دیمیتریویچ شوستاکوویچ در سپتامبر 1906 در سن پترزبورگ متولد شد. توانایی های موسیقی او خیلی زود آشکار شد. وی در سن 13 سالگی وارد هنرستان پتروگراد شد (همانطور که پس از تغییر نام شهر در سال 1914 نامیده می شد). وی پیانیست خوبی بود ، از دانش آموزان مورد علاقه مدیر کنسرواتوار ، الکساندر گلازونوف بود و به پوچ نگاه می کرد. و گروتسک او همچنین از سلامتی شکننده مادام العمر رنج می برد.

آهنگ های اولیه شوستاکوویچ عمدتا برای پیانو بود. اما او توسط اولین سمفونی بسیار مطمئن خود که در دوران دانشجویی نوشته شده بود ، به شهرت رسید. اولین بار در سال 1926 توسط ارکستر فیلارمونیک لنینگراد ، اولین بار از شوالیه های برتر شوستاکوویچ توسط معتبرترین ارکستر روسیه برگزار شد. شهرت بین المللی وی به سرعت اوج گرفت.

سمفونی بعدی او نمی توانست متفاوت باشد ، جشن انقلاب اکتبر 1917 ، با یک گروه کر گروهی از ابیات که لنین و بلشویک ها را به ستایش می آورد. این تنش بین زندگی شخصی ، تجربی و سیاسی از ویژگیهای زندگی خلاق شوستاکوویچ است. امتیازهای زیادی که برای سینما ، تولیدات نمایشی و باله در این سالها نوشت می تواند منجر به اپراهای او شود: «دماغ» (1928) ، «اورنگو» (ناتمام ، 1932) و «لیدی مکبث متسنسک» (1932). اینها حاوی برخی از جسورانه ترین موسیقی های شوستاکوویچ است ، که به بررسی ناهماهنگی های خشن و تضادهای شدید رنگ ، بافت و سرعت می پردازد.

براندون جووانوویچ ، جان داشاک و اوا-ماریا وستبروک در نقش کاترینا اسماعیلوا در ساخت سالن اپرای سلطنتی در سال 2018 برای ساخت لیدی مکبث متنسک در خانه اپرای سلطنتی

براندون جووانوویچ ، جان داشاک و اوا-ماریا وستبروک به عنوان کاترینا اسماعیلوا در ساخت سالن اپرای رویال در سال 2018 از لیدی مکبث متسنسک. عکس: Tristram Kenton / The Guardian

لیدی مکبث از متسنسک ، برای اولین بار در سال 1934 ، جاه طلبانه ترین کار شوستاکوویچ بود تا حالا. این نیز یک موفقیت بزرگ بود. اما در ژانویه 1936 ، استالین دیکتاتور شوروی به اجرای نمایش رفت. دو روز بعد ، اپرا در سرمقاله ای در پراودا ، روزنامه رسمی رژیم ، به دلیل ناهماهنگی ، اختلاط و درشت بودن ، نکوهش شد و به عنوان “دین” کنار گذاشته شد.

شوستاکوویچ در خطر واقعی او با لغو نخستین نمایش قریب الوقوع سمفونی چهارم خود ، جسورترین قطعه ارکسترال که تاکنون نوشته بود ، واکنش نشان داد. شوستاكوویچ بعداً گفت كه این سمفونی به راهی كه موسیقی او در شرایط خصمانه كمتری توسعه داده بود اشاره داشت.

در سمفونی پنجم سال 1938 راهی متفاوت ارائه شد ، که شوستاکوویچ آن را “پاسخ عملی خلاقانه یک هنرمند شوروی به انتقاد” توصیف کرد. سپس و اکنون یکی از محبوب ترین قطعات آهنگساز ، علامت گذاری مجدد و تأیید مجدد سبک و روش آهنگساز است.

< / span> پنجمین سمفونی شوستاکوویچ توسط یوگنی مراوینسکی (در سال 1983) ، که اولین اجرای را در سال 1938 رهبری کرد

به طور قابل توجهی ، شوستاکوویچ بعداً به فرمهای درون گرایانه موسیقی مجلسی روی آورد و مجموعه 15 کوارتت زهی را آغاز کرد که به همراه سمفونی ها و موسیقی تئاتر ، ستون فقرات موفقیت او بودند. اما ، هنگامی که نازی ها در سال 1941 به روسیه حمله کردند ، او دوباره یک شخصیت بسیار عمومی شد و هفتمین سمفونی خود را نوشت – معروف به “لنینگراد” – در حالی که این شهر تحت محاصره وحشیانه ای قرار داشت. این کار به غرب قاچاق شد (در سال 1942 اجرا شد) و شهرت قابل توجهی پیدا کرد. هشتمین سمفونی ، که در طول جنگ نیز نوشته شده بود ، تاریک تر و کمتر لفظی بود.

بازگشت صلح مشکلات تازه ای را به همراه آورد. در سال 1948 ، سیاست های هنری شوروی محافظه کارانه و ملی گرایانه تر شد و شوستاکوویچ دوباره مورد نکوهش قرار گرفت. او با کارهای مجلسی قدرتمندی ، از جمله سه پیانوی دوم و چرخه آهنگ از شعر یهودی ، که در برابر رشد یهودی ستیزی رسمی نوشته شده بود ، پاسخ داد. با این حال مرگ استالین در سال 1953 باعث کاهش مشکلات عمومی شوستاکوویچ شد. مرگ همسرش نینا در سال 1954 یک دوره پر از زندگی خصوصی را رقم زد که شامل ازدواج دوم ناموفق بود. دهمین سمفونی بسیار بازی شده کار کلیدی این دوره بود.

کوارتت بورودین سومین کوارتت زهی شوستاکوویچ

با افزایش سن بهره وری شوستاکوویچ همچنان پابرجا بود. وی در 20 سال آخر زندگی خود پنج سمفونی دیگر ، چهار کنسرت دیگر و 10 کوارتت زهی دیگر و همچنین موسیقی بسیار اتفاقی ، یک اپرتای غیر منتظره و چندین مجموعه آهنگ تولید کرد. ازدواج سوم در سال 1962 خوشبختی جدیدی را به همراه آورد ، اما سلامتی او طی سالهای متمادی با سکته های قلبی ، زمین خوردن و شروع بیماری نورون حرکتی به طور پیوسته رو به زوال بود. بسیاری از کارهای بعدی او ، به ویژه چهاردهمین سمفونی سال 1969 ، مشغول مرگ هستند. شوستاکوویچ در سال 1975 در مسکو در اثر سرطان ریه درگذشت.

… و زمان

 یک پوستر تبلیغاتی از سال 1936 ، سالی که استالین موسیقی شوستاکوویچ را به عنوان یک پوستر تبلیغاتی از سال 1936 ، سالی که استالین موسیقی شوستاکوویچ را به عنوان ‘یک دیو’ محکوم کرد. متن ترجمه شده به عنوان “زنده باد نسل قهرمانان استاخانوف استالین!” عکس: تصاویر میراث / گتی ایماژ

روسیه ای که شوستاکوویچ در سال 1906 در آن متولد شد جامعه در تلاطم. جنگ با آلمان و اتریش از 8 سالگی شوستاکوویچ آغاز شد. تزار هنگامی که 11 ساله بود توسط بلشویک های لنین سرنگون شد. استالین هنگامی که 18 ساله بود به قدرت رسید. وقتی شوستاکوویچ 30 ساله بود ، میلیون ها نفر کشته و زندانی شدند. میلیون ها نفر دیگر در جنگ جهانی دوم قبل از 40 سالگی کشته شدند. کمونیسم کنترل کامل خود را در روسیه حفظ کرد تا پس از مرگ او.

شوستاکوویچ زندگی خود را در خط مقدم این حوادث گذراند – او گاهی ادعا می کرد که قطار لنین را در سال 1917 به سن پترزبورگ دیده است. افرادی که او خوب می شناخت توسط استالین و دیگران توسط هیتلر نابود شدند. زمان و مکانی که وی در آن زندگی کرده است ، بیشتر مواردی را که آهنگساز نوشت – و نحوه نوشتن آن را شکل داده است.

این منحصر به فرد بسیاری از آنچه را که بوده است نیز شکل داده و تحریک کرده است – و هنوز هم است – در مورد او نوشته شده است. موسیقی شوستاکوویچ به عنوان یک هنرمند در چشم طوفان ، درگیر درگیری تمدن های ناشی از انقلاب 1917 بود. این امر باعث چه در طول زندگی و چه بعد از زندگی وی ، جنگهایی شد که “جنگ شوستاکوویچ” خوانده می شود ، در آن نسلهای موسیقیدان و نویسندگان برای ادعای روح وی و در مواردی نیز برای برکناری وی جنگیده اند. < span class = "css-h3y4hc"> اظهار نظر وینستون چرچیل مبنی بر اینکه روسیه “معمای پیچیده ای در راز درون معمایی” بود ، می تواند در مورد شوستاکوویچ اعمال شود

شدیدترین اختلافات پیرامون کتاب شهادت (1979) ، ساخته سلیمان وولکوف ، که ادعا می کرد خاطرات پس از مرگ “مربوط به” ولکوف توسط شوستاکوویچ است و موسیقی آهنگساز را به عنوان ملیله مخالفت سیاسی ضد شوروی با دقت رمزگذاری شده ارائه می دهد. اصالت آن با قدرت و قابل قبول به چالش کشیده شده است. روشن تر ، دلمشغولی با شوستاکوویچ آثاری مانند رمان «سر و صدای زمان» (2016) جولیان بارنز و کتاب زندگینامه ای چگونه شوستاکوویچ ذهن من را تغییر داد (2018) ساخته استفان جانسون تولید کرده است.

چرا او هنوز هم مهم است؟

شوستاکوویچ به طور قابل توجهی آهنگساز روسی در سنت چایکوفسکی است ، اما بدهی های موسیقی او شامل استراوینسکی و مالر است. با این حال موسیقی متعلق به خودش است ، نه از آنها. موسیقی شناسان غربی در اواسط قرن بیستم غالباً موسیقی شوستاکوویچ را به عنوان کم عمق و محافظه کارانه رد می کردند ، شایسته نیست که در کنار آن از شننبرگ یا مدرنیست های پس از جنگ مانند بولز صحبت شود. بعضی ها امروز هم به این فکر می کنند. در آخر این شوستاکوویچ است که در نبرد برای تأیید عمومی پیروز شد.

اگر فکر می کنید شوستاکوویچ همیشه غمگین است ، این نسخه فیلم کیتچ شوروی 1963 اپراتوی مسکو ، چریوموشکی (با زیرنویس انگلیسی) سال 1957-58 را امتحان کنید (با زیرنویس انگلیسی) آنچه جای تردید نیست این است که وی برخی از قدرتمندترین موسیقی های قرن بیستم و همچنین برخی از رمزآلودترین ها را در سخت ترین شرایط نوشت. او می دانست که تحت مراقبت است. این آگاهی زندگی و موسیقی او را تحت تأثیر قرار داد. این باعث نمی شود که او یک لیسانس شوروی باشد یا یک مخالف قهرمان. اظهارات وینستون چرچیل مبنی بر اینکه روسیه “معمای پیچیده ای در رمز و راز درون معما” بود ، می تواند در مورد شوستاکوویچ صدق کند. موسیقی او غنی و قابل توجه است و به گفته جرارد مک برنی ، متخصص شوستاکوویچ ، “متعلق به هیچ کس جز خودش نبود”.

مجریان عالی

 شوستاکوویچ (مرکز) با گالینا و مستیسلاو روستروپویچ پس از اجرای سمفونی چهاردهم در سال 1973 شوستاکوویچ (در مرکز) با گالینا و مستیسلاو روستروپویچ پس از اجرای سمفونی چهاردهم در سال 1973. عکس : میراث ایماژ / گتی ایماژ

شوستاکوویچ چندین بار نخست سمفونی های خود را به یوگنی مراوینسکی و ارکستر فیلارمونیک لنینگراد سپرد که وی رهبر ارکستر آنها بود. از سال 1938 تا 1988. ضبط های مروینسکی همچنان معیارهای اساسی است. کریل کوندراشین ، که اولین اجرای سمفونی چهارم را در سال 1961 ارائه داد و اولین نمایش سمفونی “بابی یار” را در سال 1962 انجام داد ، از اصالت مشابهی برخوردار بود. همینطور ضبط های ماکسیم شوستاکوویچ ، پسر آهنگساز. کوارتت بورودین ، ​​که در سال 1945 تاسیس شد ، نقشی کاملاً مشابه در موسیقی مجلسی شوستاکوویچ داشت. ضبط کوارتت های مربوط به دوره اصلی اتحاد جماهیر شوروی اقتدار ویژه ای دارند. مستیسلاو روستروپوویچ ، به طور خلاصه عضوی از گروه چهارگانه اصلی بورودین ، ​​تقدیم کننده هر دو کنسرتو ویولن سل شوستاکوویچ بود که از آنها ضبط قطعی کرد. دیوید اوستراخ نیز به همین ترتیب تقدیم کننده هر دو کنسرتوی ویولن بود ، که اولین اثر از آنها به ویژه مهم است ، که در سال 1947-48 نوشته شده است اما تا پس از مرگ استالین اجرا نشده است. شوستاکوویچ برخی از موسیقی پیانوی خود را ضبط کرد اما جاه طلبانه ترین کار پیانوی او ، 24 مقدمه و فرار ، به پیانیست تاتیانا نیکولایوا اختصاص داشت که بین 1962 و 1992 چهار بار آنها را ضبط کرد.

لیست پخش < / h2>

این مطلب هم جالب هست  انقلاب های فرهنگی: چگونه ضرب های دوبل ریگی دهه 70 بریتانیا را فتح کردند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *