نوشتن رمان فرایند دشوار و انفرادی است – به همین دلیل من به موسیقی

نیاز دارم

و هر زمان از من س howال شود چگونه می نویسم ، پاسخ من همیشه این است: “با صدای رپ بریتانیایی یا صدای رپ انگلستان تا جایی که ممکن است در گوش من پخش شود”. وقتی سرانجام دومین رمان خود را برای ویراستاران خسته خود ارسال کردم ، دلیل آن را فهمیدم. چیزی در مورد انرژی موسیقی وجود دارد که من باید آن را حفظ کنم تا از طریق یکی از سخت ترین و انفرادی ترین فرآیندهایی که تجربه کرده ام ، آرام بمانم. اگر من در حال نوشتن یک صحنه احساسی هستم که مجبورم می کند به عمق خودم تبدیل شوم ، یک آهنگ آهسته و درون نگرانه را تکرار می کنم (معمولاً “The Essence” توسط گیگز). اگر من در حال نوشتن یک صحنه انفجاری بزرگ هستم (در رمان دوم من یک فصل کامل دارم که فقط یک بحث و جدال بین پنج نفر است) من دیوانه وارترین و پر بارترین آهنگی را که فکر می کنم گوش خواهم داد. من فهمیدم که همه این انتخاب های موسیقی ناخودآگاهانه است.

آنچه من در مورد این ژانر خاص موسیقی بیشتر دوست دارم فقط باس نیست که باعث می شود من صاف باشم لرزش (متاسفم همسایگان) این داستان سرایی است. و این دو پیش فروش است که من با ترس و وحشت از کلمه بازی ، آنها را بارها و بارها عقب می کشم. دو افسانه در این بازی ، D Double E و Frisco ، آلبوم هایی را منتشر کردند (به ترتیب Double یا Nothing و The Familiar Stranger) در آخرین نوشتن مقاله ، و اینها را دوباره تکرار می کردم ، من را همراهی می کرد و من را جلو می برد ، در حالی که داشتم به سمت خط پایان می خزیدم. این یک کراس اوور فرهنگی است که ممکن است افراد کمی انتظار داشته باشند ، اما از نظر من ، اکنون کاملاً منطقی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *