الكساندر لوبیانتسف: “من نمی دانم چطور در لحظه مناسب چیزی بگویم ، به کسی لبخند زدم”


Alexander Lubyantsev
الكساندر لوبيانتسف

پیانویست الکساندر لوبیانتسف – درباره زندگی شخصی وی ، یک وبلاگ در یوتیوب ، برنامه های کنسرت ، رویاها و مسابقه چایکوفسکی.

– ساشا! من سعی کردم چیزی راجع به شما از نوازندگان مسکو بیاموزم ، اما نتوانستم. من به صفحه شما در فیس بوک و VKontakte رفتم. با قضاوت بر اساس اطلاعات ارسال شده در آنجا ، محل زندگی شما سن پترزبورگ است. درست است؟

– عجیب است. مدتهاست که در پتروساوودسک زندگی می کنم. من در گروه پیانوی ویژه هنرستان تدریس می کنم. در حال حاضر یک معلم ارشد است.

– حقوق کارمندان تدریس معمولی در همان هنرستان مسکو به طور کلی ، به عبارت ساده ، اندک است. من فکر می کنم که آنها به سختی در پتروسودودسک بالاتر هستند. احتمالاً دو شرط دارید؟ دانش آموزان زیادی هستند؟

– نه ، دانشجویان زیادی وجود ندارند. اما حقوق در هنرستان خیلی بد نیست – از چندین بخش تشکیل شده است. یک بخش اساسی ، به علاوه کمک هزینه های شمالی ، یک سیستم رتبه بندی وجود دارد که فعالیت خلاق خود معلم را ارزیابی می کند.

من در مدارس موسیقی به صورت رایگان اجرا می کنم ، کنسرت های سرآشپز را برگزار می کنم ، که اخیراً در یک خانه سالمندان بازی کردم. تمام اینها هنگام تشکیل حقوق من در نظر گرفته شده است. به طور کلی ، طبیعی است ، شما می توانید زندگی کنید.

احتمالاً همه به نیازها بستگی دارد. نیازهای من حداقل است: من غذا و لباس کافی دارم. چندین فروشگاه زنجیره ای در این نزدیکی هست ، که همه چیز ارزان است.

– آیا آپارتمانی در پتروساوودسک خریداری کرده اید؟

– نه من در یک خوابگاه زندگی می کنم به هر حال ، برخی دیگر از معلمان نیز در آن زندگی می کنند. اما من با دانش آموزان هستم

من اتاق خودم را دارم ، یک نمای عالی از پنجره. هنرستان در این نزدیکی هست ، پنج دقیقه پیاده روی. معمولاً در کلاس ها مشکلی وجود ندارد.

گرچه ، البته ، من در حال فکر کردن در مورد خانه خودم هستم.

– سوال غیرمستقیم – در مورد زندگی شخصی شما چطور؟ دوباره ، فیس بوک می گوید شما متاهل هستید. صادقانه بگویم ، حتی برای شما خوشحال شدم.

– نوعی مزخرف. من با یک زن آمریکایی ملاقات کردم ، اما نتیجه ای نداشت. ما امضا نکردیم.

– به طور کلی در مورد خانواده فکر می کنید؟ شما از یک خانواده بزرگ هستید …

– پیدا کردن یک دوست داشتنی برایم دشوار است: چیزی همیشه به تو مناسب نیست و عادت می کنی به تنهایی زندگی کنی.

– حدود پنج سال پیش ، قبل از مسابقه بعدی چایکوفسکی ، شما به طور مشهور بر روی یک اسکوتر در مسکو پراکنده شده اید. حالا چی؟ آیا ورزش می کنید؟

– اسکوتر ماند. من برای ورزش وارد نمی شوم ، یک گرمایش معمولی انجام می دهم.

مشکلات برگشتی داشتم. به ماساژهای گران قیمت رفتم ، سپس اپلیکیشن خریدم ، حتی صندلی ماساژ نیز خریداری کردم. من در پایان به تدوین مجموعه تمرینات خودم ، از جمله کشش در نوار افقی پرداختم. این کمک زیادی می کند

به علاوه پیاده روی های روزانه. خاکریزی بسیار زیبایی داریم. به هر حال ، من عاشق عکاسی هستم ، دوست دارم که غروب خورشید شلیک کنم. اگر در مکان های جالبی هستم ، سعی می کنم دوربینم را با خود ببرم.

– کتاب ، فیلم ، شرکت در کنسرت – آیا این حضور در زندگی شما وجود دارد؟

– با آخرین مورد شروع می کنم. من به کنسرت نمی روم. هدف؟ از نظر ذهنی خود را با کسی مقایسه می کنید؟ چیزی از یک هنرمند دیگر بگیرید؟ اما این فقط مرا گیج می کند ، ایده خودم در مورد موسیقی از بین می رود. حتی در موارد استثنایی ، هنگامی که شما نیاز به روشن کردن یک مکان خاص دارید ، به ضبط ها گوش نمی دهم …. توجه داشته باشید ….

من فیلم ها را بطور منظم ، در خانه ، عمدتاً در اینترنت تماشا می کنم.

من سیستم انتخاب خودم را دارم – ابتدا به رتبه بندی فیلم نگاه می کنم. من نه تنها به طرح ، بلکه به کارهای بازیگری نیز توجه می کنم. جالب است که تماشای همان بازیگر در نقش های مختلف است.

با توجه به کتاب ، اخیراً من ادبیات متدولوژی را خوانده ام. این در کار با دانشجویان کمک می کند ، اما نه تنها. یک سال پیش ، من مطالعات خود را کاملاً بازخوانی کردم. اکنون من این کار را خیلی منظم تر انجام می دهم.

– چند ساعت در روز را در ساز می گذرانید؟

– حداکثر چهار. اگر بیشتر – سر شروع به صدمه می کند

– شما در خانواده ای از نوازندگان متولد شد. آیا آینده حرفه ای شما از پیش تعیین شده بود؟

– مادرم در بخش پیانو کنسرواتوار اورال تحت سرگئی بلوگلازف ، که اکنون استاد مشهور است ، تحصیل کرد. تا آنجا که به یاد دارم ، از حدود سه سالگی او با من کار کرد و متعاقباً معلمان را برگزید. می توان گفت که او آن را به طور جدی کارگردانی کرده است

من به یک مدرسه ده ساله در هنرستان سنت پترزبورگ رفتم ، سرانجام موفق شدم به مدت دو سال در لوبک (آلمان) به همراه جیمز توکو (pemian پیانیست آمریکایی ، برنده مسابقه چایکوفسکی – یادداشت نویسنده ) تحصیل کنم. / p>

من سال اول هنرستان را تحت عنوان استاد نینا نیکولاونا سرژینا ، که با آنها در سال دهم تحصیل کردم ، وارد کردم.

– ثبت نام کرده اید اما تحصیلات خود را ادامه نداده اید؟

– بله ، پس از یک سال تحصیل ، من به هنرستان پتروسودودسک ، به کلاس استاد ویکتور سولوویچ پورتنو ، فارغ التحصیل سابق هنرستان لنینگراد منتقل شدم.

چرا ترجمه شد؟ احتمالاً ، دلایل پیچیده ای وجود داشته است: خانواده ، پس من کمی از سن پترزبورگ خسته شدم ، از این فواصل. می دانید ، اینجا تنفس متفاوتی دارد.

– درس سرژینا چگونه با درسهایی که با پورتنو همراه بود تفاوت داشت؟

– نینا نیکولاونا یک معلم معمولی آموزنده بود. به عبارت ساده ، اینگونه به نظر می رسید: “ساشا ، شما اینجا بازی می کنید ، اما شما نیاز دارید – مانند این ، اما من این مکان را برای شما توضیح دادم …”.

ویکتور ساولوویچ متفاوت کار کرد. به من اجازه داده شد ، و اغلب ما فقط در مورد ایده های خودم بحث می کردم. همه چیز بسیار دموکراتیک بود

– بیایید در مورد حماسه خود با مسابقات چایکوفسکی صحبت کنیم. بعد از سال اول حضور در هنرستان ، برای اولین بار در مسابقات چایکوفسکی شرکت کردید و با موفقیت موفق به کسب جایزه سوم شد. به نظر می رسد این یک شروع خوب برای یک حرفه است. چه اشتباهی رخ داده است؟

بعد از مسابقه ، دعوت ها و کنسرت ها ظاهر شدند … اما به اندازه کافی عجیب به نظر می رسد – اعتماد به نفس کامل وجود نداشت. شما باید سریع به یک رپرتوار جدید تسلط پیدا کنید ، و من عادت ندارم با چنین سرعتی قدم بگذارم

علاوه بر این ، به زبان روانشناسی ، من نمی دانستم چگونه (و هنوز هم نمی دانم چگونه) چگونه ارتباطات را درست برقرار کنم: در لحظه مناسب چیزی بگویم ، به کسی لبخند بزنم … گاهی اوقات من آشکارا رفتار نادرستی می کردم.

– در نتیجه ، خود را در مسابقات بعدی چایکوفسکی شرکت می کنید. چه انتظاری داشتید؟

– خوب ، صادقانه ، من فکر می کنم که تقریباً هر شرکت کننده ای در اعماق روح خود انتظار پیروزی دارد. یک برنامه جالب آماده کردم ، واقعاً دوست داشتم در هال بزرگ ، مقابل مخاطبان مسکو بازی کنم. علاوه بر این ، این قبلاً از معلم دیگری بوده است ، این یک نکته مهم است.

– نتیجه این مسابقه توسط بسیاری از دوستداران موسیقی به خاطر سپرده شد – به فینال اجازه ندادید. من به یاد دارم که مخالفان هیئت داوران ، ارائه یك جایزه جداگانه از روزنامه نگاران مسكو ، ارائه یك جایزه جدا از خبرنگاران مسكو را به خاطر می آورم. از نظر تئوری ، رسوایی که بوجود آمده باید سودمند باشد؟

– تا حدودی این همان چیزی است که اتفاق افتاد. من دعوت های جدید دریافت کردم کنسرت های ژاپن و آفریقای جنوبی به ویژه به یاد ماندنی بود. بسیاری از آنها وجود داشتند که در بزرگترین سالن ها بازی شده اند.

مطبوعات برنده خود را از مسابقات چایکوفسکی انتخاب کرده اند

– اما در پایان همه چیز به وضعیت اصلی بازگشت … چه نتیجه ای با همان ژاپن نداشت؟

– به تدریج تعداد کنسرت ها در ژاپن از توانایی های بدنی من فراتر رفت. علاوه بر این ، کلاس های کارشناسی ارشد منظم با آنها برگزار می شد

در واقع ، نوار نقاله روشن شد: در بعضی مواقع من از تعلق خودم دست کشیدم. بهتر است فقط در ژاپن بمانید و در آنجا تدریس کنید و با فعالیتهای کنسرت تلفیق شوید

یک یا روش دیگر ، با گذشت زمان ، تماس های من با مدیران ژاپنی محو شد.

Boris Berezovsky: “Alexander Alexander Lubyantsev برداشت عالی نکرد”.

– طبق شایعات ، اخیراً تلاش دیگری برای ورود به شانزدهمین دوره مسابقه چایکوفسکی بعدی انجام شد؟

درست است آخرین تلاش سال گذشته بود. من تصمیم گرفتم که آن را خداحافظی کنم ، اما انتخاب را بر اساس سوابق نگذاشتم. احتمالاً حق با شماست – می توانید حماسه بنویسید (می خندد).

– حالا کنسرت ها چطور؟ انفرادی؟ با یک ارکستر؟

– تکنوازها ، عمدتاً در سالن کوچک فیلارمونیک سن پترزبورگ. گاهی اوقات اجراهایی با ارکستر انجام می شود.

– یک کنسرت غیرمعمول در سال 2011 برگزار شد. شما اولین کنسرت چایکوفسکی و کنسرت سوم راچمانینف را با ارکستر پتروسودودسک بازی کردید ، و میخائیل ولادیمیرویچ لوبیانتسف ، پدر شما ، در آن زمان مدیر آموزشگاه موسیقی دهکده ، در کنسول ایستاده بود.

– از او خواستم ایده من بود. پدر من از هنرستان لنگرود در دو تخصص فارغ التحصیل شد: مجری کر و سازهای مردمی (آکاردئون دکمه). در همان زمان که او در کلاس اپرا و اجرای سمفونی شرکت کرد ، از خود موسین درس گرفت. وی پس از فارغ التحصیلی از هنرستان ، پس از خدمت در ارتش ، پیشنهادی را برای هدایت یک مدرسه موسیقی در منطقه وایبورگ ، در روستای روشنچینو دریافت کرد ، جایی که سی و پنج سال به عنوان مدیر کار کرد.

– داستانی کوچک درباره میخائیل ولادیمیرویچ در وب را مشاهده کردم. برای یافتن کامل خود در آموزش موسیقی کودکان ، به معنای واقعی کلمه در آن حل می شود – ارزش زیادی دارد و احترام زیادی را برانگیخته است. علاوه بر این ، او یک ساز چندتاییست منحصر به فرد است: دکمه آکاردئون ، domra ، پیانو ، ویولن ، ترومپت. گروه کر ، گروههای مختلف ، یک ارکستر سازهای عامیانه ، یک گروه برنجی – همه اینها را در زمان های مختلفی که او با بچه ها مشغول بود. حتی با دکتر zemstvo ارتباط داشتم …

– بله ، درست است. اکنون او دیگر کارگردان نیست. او فقط یک گروه برنجی را پشت سر گذاشت. پدر بی وقفه به مدرسه خود ، دانش آموزان اختصاص دارد. این زندگی اوست.

– به خلاقیت خود بازگردید. در جریان مسابقات چایکوفسکی ، منتقدین چیزهای زیادی راجع به شما نوشتند. برخی به سادگی و رویکرد صادقانه شما به موسیقی اشاره کردند ، در حالی که برخی دیگر شما را به تقریبا بدوی بودن تفکر متهم می کردند. حالا به منتقدان خود چه می گویید؟

– متن نویسنده وجود دارد ، نمرات وجود دارد … اگر هر چیزی را که در نمرات نوشته شده است بازی می کنید ، در حال حاضر عالی است.

کار آهنگساز نبوغ به خودی خود فوق العاده است. چرا باید به دنبال چیز دیگری باشم؟ رنگ زدن؟ در فرآیند کار ، مفهوم مشخصی از خودم شکل می گیرد که من سعی می کنم آن را عملی کنم. اینکه شخصی آن را دوست داشته باشد یا خیر ، سؤال دیگری است ، و این برای من خیلی آزار نمی دهد

– من کاملاً رقابت “تاج” شما را به یاد می آورم – اتود a-moll توسط پاگانینی-لیزت. با قضاوت بر اساس ضبط ها ، شما لیست را زیاد بازی کردید: مفیستو والت ، اسپانیایی راپسودی ، سوناتا اچ-مول ، از چیزهای کوچک – تسلیت … دانستن از توانایی های فضیلت شما ، می خواهم بپرسم – آیا تمایل به تهیه ، مثلاً چرخه ای از مطالعات لیزت وجود دارد؟ >

– شما به این نکته رسیدید ، این رویای قدیمی من است. در روند تکمیل “مطالعات عالی پاگانینی” یا به عبارت بهتر ، او قبلاً حدود یک ماه قبل از اعلام قرنطینه ، آنها را در وولوگدا بازی کرده است. این چرخه شش اتود کمتر از “متعالیه” انجام می شود.

– در کارنامه شما در حال حاضر Etudes-Pictures راخمانینف op.39 وجود دارد ، اکنون طرح های لیزت توسط پاگانینی تقریبا آماده است. در مورد چرخه های شوپن چطور؟ آیا آن را امتحان کرده اید؟

– من به آرامی در حال آماده سازی برای فصل بعد دوازده اتود شوپن ، گزینه. 25.

– سپس این ایده را جلب کنید: “گلچینی از رمانتیک پیانو اتود”. شوپن ، لیزت ، راچمانینوف. به نظر من مخاطب به راحتی برای چنین کنسرتی سقوط خواهد کرد …

– ایده جالب ، باید فکر کنید. اما در حال حاضر قصد دارم لیزت و شوپن را در کنسرت های مختلف بازی کنم. چرخه شوپن اساس برنامه مونوگرافی را تشکیل می دهد.

– به طور روزانه در کانال YouTube خود فیلم های خود را در مورد چگونگی گذراندن روز خود قرار می دهید. گاهی اوقات ، فقط به نظر می رسد “جریان هوشیاری”.

– من علاقه مند هستم اینها خاطرات من هستند و در عین حال مینی بداهه ها. زنده ، تا حدودی خونسرد و کاملاً بی ضرر است.

– زندگی خود را در پنج سال چگونه می بینید؟

– امیدوارم خانواده داشته باشم. شاید من از دکتری خود در دپارتمان دفاع کنم. و البته ، حداقل وظیفه حفظ کنسرت هایی است که امروز وجود دارد ، اما من به آرزوهایم نخواهم پرداخت.

با الكساندر گوشانسكی مصاحبه شد


بازدیدها:
0

الکساندر Lubyantsev

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *