“روایت این است که ما رکورد نمی فروشیم”: خوانندگان زن سیاه پوست بدون سابقه صنعت انگلستان

T روح و روان ، سرگرم کننده ، دیسکو و فراتر از آن ، خوانندگان زن سیاه با افتخار در جلو آستین های ضبط و روی صحنه ایستادند. سپس ، در سال 1989 ، گروه رقص ایتالیایی Black Box رکورد شماره 1 خود را با نام Ride on Time منتشر کرد. قلاب آوازی پاوربانک آن از اثر لولاتا هالووی در سال 1980 با عنوان Love Sensation نمونه برداری شد ، اما در اعتبارات ، فیلم و آثار هنری ، نه هالووی و نه آواز خوانی که بعداً دوباره آن را ضبط کرده بودند ، در هر کجا یافت می شدند ، در حالی که یک زن متفاوت کاملاً تقلید می کرد. به آهنگ در بالای صفحه.

سال بعد ، لباس کارخانه موسیقی C + C موسیقی آمریکایی Gonna Make You Sweat را منتشر کرد (همه اکنون رقصید) ، دوباره با یک آواز روح قوی ، حسن نیت ارائه داد از مارتا واش از دختران آب و هوا. نام او نیز وجود نداشت

این روند آسیب زا همچنان ادامه دارد و نمونه های آن بیشمار است. سرانجام توسط Kings of Tomorrow ، Night at Shakedown ، 17 by MK – سرودهای رقص پاپ مانند اینها به طور مداوم پخش می شوند و آوازها هسته اصلی موفقیت آنها است ، اما شما زنان سیاه پوست که آنها را می خوانند را نمی شناسید. p>

تولید کننده خانه ، فانک قصاب اخیراً توییت کرد: “آیا ما در مورد آهنگسازان زن سیاه در آهنگهای موسیقی خانگی که برای اصالت استفاده می شوند صحبت خواهیم کرد ، اما هرگز تصویری را برای ویدیوی بازاریابی یا بدتر از آن بدست نمی آوریم که به عنوان بازی برجسته اعتبار داشته باشد؟” آنی مک مک توسط BBC Radio 1 بازتوییت کرد و توجه خواننده ترانه سرا ، کللی لی را به خود جلب کرد. او می گوید: “وقتی این صدای جیر جیر را دیدم ، شروع به صحبت در مورد تجربیات خود کردم.” و سایر زنان سیاه پوست و نژاد مختلط از من برای صحبت کردن تشکر کردند. این اتفاق برای سالهای زیادی اتفاق افتاده است. ”

کلی-لی به خواندن آواز در دو آهنگ انگلستان شماره 1 انگلستان ، هر دو بدون سابقه: من توسط دوک دومانت و جکس جونز U ، و من می خواهم احساس کنم توسط Secondcity. او می گوید: “عجیب است که صدای شما در حال ضبط است ، اما شما به همان شکلی که تهیه کننده هستید احترام نمی گذارید.” او با میشل اسکوفرفی ، نویسنده و خواننده معتبر برای فکر کردن درباره من توسط Artful Dodger صحبت کرد ، که او همچنین آهنگ شماره یک برنده Ivor Novello را نوشت فقط یک کمی توسط Liberty X نوشت. این زوج گروهی از خوانندگان بی نام را جمع کرده اند که می گویند این است زمانی که مشارکت آنها به رسمیت شناخته شده است – و برای آن پرداخت می شود. یک نوار میکس با نسخه های جدید آهنگ های آنها در این ماه منتشر می شود

یکی از هنرمندان در آن نوار که صدای او به هر معنا کم ارزش بود ، شینگای شونیوا ، خواننده پیشرو Noisettes است که هم اکنون به عنوان شینگای در حال ضبط انفرادی است. او آواز دزد دنیز فرر را صدا زد Hey Hey در سال 2009 – در همان سال Noisettes با Don’t Upset Rhythm (Go Baby Go) به شماره 2 نرسید (اما برو کودک برو) – اما آوازهای او بی اعتبار شدند و فقط چند صد پوند و مقاومت از روی لیبل او بدست آوردند. او می گوید: “آنها نمی خواستند كه من با خودم رقابت كنم.”

بسیاری از این زنان سعی کرده اند مشاغل مستقل را به عنوان خواننده های انفرادی ایجاد کنند ، اما ایجاد این جهش دشوار است. لورا ، خواننده ای كه از ما خواسته است كه از نام واقعی خود استفاده نكنیم ، می گوید: “وقتی صدای شما زیاد مورد تقاضا است ، انتخاب بین یك مجرد بودن یا دریافت حقوق ، دشوار است. “شما علیرغم آواز خواندن قلاب ، این شناخت را دریافت نمی کنید – می تواند ناامید کننده باشد وقتی که مانع اعتبار شما را گرفتید ، ناامید کننده هستید ، اما مجریان رادیو فقط می گویند نام سازنده. وقتی آهنگی که من روی آن آواز خواندم ، نیازی به رفتن به بالای صفحه نیستم ، بنابراین باید مطمئن می شدم که آنها نام من را با عنوان منتشر کرده اند. ” بدون آن تصدیق ، مخاطبان اسمی ندارند که بتوانند به آن بپردازند ، و یک حرفه انفرادی سخت تر می شود.

این نه تنها برای فرصت های آینده بلکه در مدت طولانی پس از انتشار یک آهنگ ، تأثیر مالی منفی دارد. لورا می گوید که از آنجا که او از نحوه کار صنعت مطمئن نبود ، به عنوان مجری در آهنگ مورد نظر خود که در سال 2000 به نمایش گذاشت ، ثبت نام نکرد ، بنابراین به دلیل حق امتیاز از دست داد ، وی همچنان در تلاش است تا آن را جبران کند. “لورا می گوید:” تا به امروز ، من از [حق امتیاز شرکت حقوقی] دریافت می کنم که چرا من در بزرگترین آهنگ من که بیش از 20 سال سن دارد ثبت نام نکرده ام. ” “اگر در PPL ثبت نام نکردید ، همان پول را نمی گیرید. دیدن اینکه تهیه کننده چگونه یک آهنگ را خاموش می کند و من همان مبلغ را نمی سازم – کار سختی است. ” شینگای معتقد است که مستندات صنعت نیز او را عقب نگه داشته است. “من هنوز با ناشران مبارزه می کنم و برچسب هایی را برای حقوق موسیقی که هنگام 16 سالگی نوشتم ، ضبط می کنم – این 20 سال پیش است.”

کلی لی می گوید که او به عنوان خواننده جلسه استخدام شده است ، و “اگر ترانه ها به خوبی انجام دهند ، تأثیر مالی بیشتری را نمی فهمیدند. اعتبار گرفتن هرگز به عنوان گزینه ای برای من ذکر نشده بود و چیزی نبود که من تا بعد از بازدید از سوابق در مورد آن می دانستم. اکنون من برای صنعت بسیار عاقلانه تر هستم با این حال بسیاری از خوانندگان هنوز هم با شرم آور از این روش استفاده می کنند. ”

 Michelle Escoffery.

‘وقتی به آمریكا رفتم ، احساس كردم كه باید به اندازه كافی سیاه بنویسم R&B … میشل اسكوفری. عکس: پائولا هاروینگ

برای اسکوفری ، این جایی است که ثروت او در این تجربه به وجود می آید. “اکنون وظیفه ما آموزش خوانندگان جوان و ترانه سرایان در مورد حقوق خود است تا بتوانند از سوءاستفاده خودداری کنند. شما نمی دانید مگر اینکه کسی به شما بگوید. نکته من خواندن ، خواندن ، خواندن خواهد بود! خود را از داستان های دیگر نویسندگان و خوانندگان – مشکلات و پیروزی های آنها مطلع کنید. در مورد حق چاپ ، کنترل حقوق و بازاریابی رسانه های اجتماعی اطلاعات کسب کنید. مهمتر از همه ، به روده خود اعتماد کنید – اگر چیزی خاموش باشد ، به طور عادی اینگونه است. “

روده الیزابت تروی هنگامی که با تولیدکننده هایی مانند MJ Cole کار می کرد ، احساس خوبی داشت – او در سال 2000 در گاراژ 10 بریتانیا خود به نام Crazy Love (آواز دیوانه) آواز خواند. اما پس از آن صنعت شروع به سکوت هنرمندان کرد. او می گوید: “ام جی كول مشغول كارآموزی در لیبل است كه من به آن امضا شده ام.” وی گفت: “او خیلی آدم دوست داشتنی بود و وقتی که یک قرارداد ضبط کرد ، من را در آلبومش آورد. در حدود زمان آن زمان بود که چیزها بیشتر به سمت تولید کننده هدایت می شدند تا هنرمندانه ، که برای من عجیب بود زیرا من با گوش دادن به هنرمندانی چون دیانا راس بزرگ شدم – به عبارت دیگر ، زنانی که اصلی ترین هنرمند معتبر باشند. . هنگامی که Crazy Love منتشر شد ، Troy حتی به عنوان “برجسته” نیز اعتبار پیدا نکرد (گرچه اکنون در سرویس های پخش جریانی نامگذاری شده است). وی می گوید: “به نظر می رسد برخی از برچسب های ضبط شده سعی می کنند خواننده را بی ارزش جلوه دهند ، که همیشه این تقصیر تهیه کننده نیست.”

لورا می گوید که این تا حدودی مربوط به خوانندگان سیاه پوست است که کبوتر شده اند. او می گوید: “من همیشه می شنوم:” ما آنچه را كه شما انجام می دهیم دوست داریم ، اما نمی دانیم كه چگونه آن را به بازار عرضه كنید. ” “حتی اگر آنها می دانند که چگونه همه چیز را به بازار عرضه کنند. آنها این عقیده را پرورش داده اند که افرادی که سوابق می خرند می خواهند شخصی را که شبیه آنها است ، بت پرستی کنند ، بنابراین این روایت تحت فشار قرار گرفته است که زنان سیاه پوست سوابق خود را نمی فروشند ، زیرا اکثر کشورها مانند ما نیستند. ” جوایز و جدول بندی های نمودارها نشان می دهد که این زنان سیاه پوست هستند که این رکوردها را می فروشند ، اما مخاطب از آن آگاه نیستند.

برای Kelli-Leigh ، طبقه بندی موسیقی نیز دستیابی به برخی از خوانندگان را برای مخاطبان اصلی سخت تر کرده است. به نظر می رسد ، برچسب ها مایل نیستند که زنان سیاه پوست را به عنوان ستاره های پاپ سوق دهند ، نه اینکه به عنوان خواننده یا خواننده های R&B. وی می گوید: “در حالی که صدای من روح آور است ، من فکر نمی کنم که آن را در گروه R&B قرار دهد.” اما برای زنان سیاه بسیار آسان است که در این گروه قرار بگیرند. بسیاری از این زنان کاملاً قابل فروش هستند و مانند ستاره های پاپ به نظر می رسند – ما در انگلستان استعداد شگفت انگیزی داریم – اما ما فقط قهرمان خودمان نیستیم. ”

اسكوفري به پديده خواننده هاي زن سياهپوست انگليسي كه به آمريكا مي روند و يك پايگاه هواداري در آنجا مي كشند اشاره مي كند. او می گوید: “نگذشته بود كه استل منفجر شود.” شینگای می گوید Noisettes تنها پس از امضای Motown در انگلستان در انگلستان امضا شده است. اما اسکوفری استدلال می کند که “ما نمی خواهیم همه استعدادهای ما صادر شود” و اینکه ایالات متحده مشکلات کلیشه ای خود را دارد: “من یک نویسنده پاپ هستم اما مردم همیشه تصور می کردند که من نیستم. هنگامی که من به انگلیس ، به انگلیسی بودن ، به آمریکا آمدم ، احساس کردم که باید سیاه کنم تا R&B بنویسم. من نمی دانستم که کجا نشسته ام ، بنابراین پیدا کردن فضای من دشوار بود. ”

لورا معتقد است که این پیش فرض ها توسط رنگ پردازی تشدید شده است ، به طوری که خوانندگان پوست سفید یا سبکتر از فضای خوانندگان تیره پوست می گیرند. خواننده هایی چون بکی هیل ، رای و الا اایر در کنار تولیدکنندگان مردشان اعتبار کسب کرده اند و به جلوی آهنگ های خود می روند ، در حالی که خوانندگان پوست تیره مانند لورا و شینگای این چنین نیستند. همچنین ، به بزرگترین ستاره های پاپ زن انگلیس در سال های اخیر فکر کنید ، که همه آنها نژاد سفید و یا مختلط هستند: دوا لیپا ، لیتل میکس ، جس گلی ، مابل ، آن ماری.

شینگای پیشنهاد می کند: “من الگوی مشخصی با موسیقی رقص زیادی پیدا کرده ام.” “با آوازهایی مانند Rudimental یا Sigala ، این آهنگ ها با آواز خوانندگان نژاد سفید یا مختلط بوده اند که واقعاً منفجر شده اند ، با وجود این که آنها با بسیاری از خوانندگان بسیار با استعداد تیره پوست در آهنگ های آلبوم همکاری می کنند.” او معتقد است که وقتی خوانندگان سیاه فرصتی می گیرند ، “این یک وضعیت یک و یک است. به من گفته شده است که چون آلبوم Ray BLK یا Laura Mvula منتشر می شود ، آلبوم من قابل هل دادن نیست. این بر عزت نفس شما به عنوان یک هنرمند سیاه تأثیر می گذارد – چیزی در هسته صنعت موسیقی پوسیده است. ”

با همه این گفته ها ، حمایت اخیر از جنبش Black Lives Matter از صنعت موسیقی ، و ایجاد ائتلاف موسیقی سیاه – گروهی از مدیران موسیقی سیاه انگلیس که خواستار ابتکاراتی مانند آموزش اجباری تعصب هستند – حاکی از تغییر است. ممکنه بیاد. چند تغییر اساسی وجود دارد که این زنان دوست دارند ببینند. کلی لی می گوید: “برابری و فرصت عالی برای زنانی مانند ما.” “من سرمایه گذاری بیشتری را از برچسب ها و رادیو دوست دارم ، و این را ببینم که این زنان بیشتر به امضاء می رسند – یا قدردانی بیشتری از کسانی که مستقل کار می کنند.”

بدون اینکه همیشه بدانیم ، سالهاست که صدای این زنان را می شنویم. اکنون زمان آن رسیده که واقعاً گوش کنیم.

اولین آلبوم زندگی ، صدا و ابعاد شینگای قرار است در ماه سپتامبر منتشر شود.

arabesques ural


 Anton Pimonov. عکس - از بایگانی شخصی
آنتون پیمونف. عکس – از بایگانی شخصی

آنتون پیمونف ، رئیس جدید شرکت باله پرم ، در مورد فصل آینده صحبت می کند.

تئاتر اپرا و باله پرم برنامه های خود را برای فصل بعد و رئیس جدید گروه باله – آنتون پیمونف ارائه می دهد.

سال گذشته تئاتر تئودور مونگیزیس را از دست داد ، این تابستان خداحافظی کرد با یکی دیگر از چهره های کلیدی دهه گذشته – الکسی میرووشنیکو

آنتور پیمونوف طراح نگار جانشین وی شد. او به Rossiyskaya Gazeta در مورد دیدگاه خود در مورد باله پرم و آنچه می خواهد برای این کار انجام دهد ، گفت.

– تئاترهای سراسر دنیا اکنون در شرایطی که وجود داشته باشد در گمنام و سوء تفاهم قرار دارند و در پروم هدف و برنامه های خلاقانه شما اعلام می شود. چه حسی دارد؟

– من نمی دانم چه زمانی خواهیم توانست نمایش های اول را ارائه دهیم. ما تلاش می کنیم تا در نیمه دوم شهریور این اتفاق بیفتد و بسیار امیدواریم که موج دوم کرونا ویروس نداشته باشیم. در مورد احساسات شخصی من ، من بسیار هیجان مثبت دارم ، زیرا خانه اپرای پرم یکی از تئاترهای پیشرو در کشور است ، گروه باله آن از اعتبار بین المللی برخوردار است و همه برنامه ها و ایده ها باید از نوار بالایی که پیشینیان من تعیین کرده اند ، برآورده کنند.

من مسئولیت زیادی احساس می کنم ، اما این فقط من را خوشحال می کند ، زیرا من پتانسیل هنرمندان را می دانم و می دانم که چقدر می توانید با آنها کار کنید. بعد از پایان فصل گذشته خراشیده شد – به دلیل انزوا خودم ، تقریباً بعد از تمرین لباس ، پیش نمایش من در بلشوی به تعویق افتاد ، آماده سازی برای یک نمایش برتر دیگر در یکاترینبورگ قطع شد ، من مشتاقانه منتظر بازگشت به محل کار هستم.

– آیا گروه محلی ناشناخته ناشناس برای شما نیست؟ شما بارها و بارها با دانشکده رقص رقص پرم همکاری کرده اید ، که از آن تشکیل شده است.

– بله ، من با برخی از هنرمندان فعلی در مدرسه کار کردم. اما افرادی که به تئاتر موسیقی علاقه دارند عموماً عادت دارند آنچه را که در پرم اتفاق می افتد پیروی کنند. علاوه بر این ، گروه موسیقی سالانه در سن پترزبورگ و مسکو اجرا می کنند. در سالهای اخیر من اجراهای الکسی میرووشنیچنکو – سردبیران دریاچه سوان و مغز مغز را دیده ام. من دیدم که چگونه افراد پرم بالانچین را اجرا می کنند – تماشای آن شاد بود

در La Bayadère ، بدن زن باله مرا تحت تأثیر سطح خود قرار داد ، که از یک گروه استانی انتظار نمی رود. پرم بسیار افتخار می کند که سنت آنها در دوران جنگ توسط تخلیه کنندگان تئاتر کیروف و مکتب واگانوفسکی گذاشته شده است و از اجراها مشخص است که این ارتباط قطع نشده است.

– اساساً توافق نامه ای در مورد قرار ملاقات شما حتی قبل از انزوا انجام شده است. آیا برنامه های خود را با در نظر گرفتن وضعیت فعلی در نظر گرفته اید؟

– فصل اول مهم ترین است. من باید به تیم بپیوندم ، تا در حد امکان با توانایی های هنرمندان آشنا شوم و این فرصت را به آنها بدهم تا با سبک کاری من عادت کنند. من بلافاصله شروع به فکر کردن درباره فیلم برتر کردم ، زیرا باید یک جمله واضح و موجز باشد. اما وقتی ناگهان کار در ماه مارس قطع شد ، تمام برنامه های بهار تئاتر به ابتدای فصل 2020-2021 منتقل شدند.

رقابت باله Arabesque و از سرگیری باله ولادیمیر واسیلیف Anyuta به اکتبر به تعویق افتاد. حتی قبل از آنها ، از سرگیری باله های یکجانبه توسط الکسی میرووشنیشنکو “تنوع در یک موضوع روکوکو” و “جستر” باید صورت گیرد. بنابراین نیمه اول این فصل شلوغ بود و اکنون ما به طور جدی بحث می کنیم که کدام باله را می توانیم بعد از سال نو منتشر کنیم. برنامه ریزی یک نمایش بزرگ اشتباه است. ما در حال فکر کردن هستیم که چگونه یک باله یک کاره را با کمترین هزینه تولید کنیم که بتواند من را به عنوان یک طراح رقص معرفی کند و سطح بالایی از گروه را نشان دهد. من می خواهم یک آب پرتقال غلیظ درست کنم.

Anton Pimonov: “روسیه کشوری باله نیست”

– به نظر شما چگونه پوستر باید از چنین استراحت طولانی مراقبت کند؟

– من فکر می کنم کار اصلی این است که از اجرای های مورد علاقه خود شروع کنید ، به طوری که بیننده احساس کند که همه چیز در دست است ، همه چیز نظم دارد. من دوست دارم که این دریاچه سوان ، لا بیادره یا جیزل کوتاه تر دو کاره باشد. همه این اجراها یکی از مؤلفه های اصلی پوستر هستند و باید باقی بمانند. اما اکنون همه چیز به سمت این واقعیت است که اولین اجراها شامل بازیگران کوچکی از هنرمندان می شود

– در دهه 1990 ، پرم شروع به تسلط بر باله های بالانچین کرد ، تا همین اواخر تولیدات رابینز ، کیلیان ، فورسیث ، منحصر به روسیه ، وجود داشت که به دلایل مالی از رپرتوار خارج شدند. آیا امیدی به احیا آنها وجود دارد؟

– تجدید Les Noces Kilian و جزئیات دوم Forsyth – در آینده نزدیک. اکنون بستگی به باز کردن مرزها دارد. من همچنین می خواهم یک Forsyth جدید دریافت کنم ، که هنوز در پرم رقص نشده است. زیرا یک گروه که دارای باله های کلاسیک کلیدی ، اجرای Balanchine و Forsyth است ، همیشه به شکل و لحن خواهد بود. این بهترین “غذا” برای لباس رقصندگان است.

– مبنای پوستر باله تئاتر ، کلاسیک های سن پترزبورگ قرن نوزدهم بود که با تولیدات نمادین غربی قرن بیستم و اجراهای نویسنده میرووشنیچو رقیق شد. آیا قصد دارید این تصویر گروهی را تصحیح کنید؟

– این تصویر پرم را به یک تئاتر مشهور بین المللی تبدیل کرد. وظیفه من آسیب رساندن نیست بلکه ایجاد کار ما است. کلاسیک ها باید پایه و اساس باقی بمانند. اما ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم. دوست دارم نام ها و عناوین جدیدی را با ما ببینم. در حالی که ما در انزوا هستیم ، من نمی توانم اسامی را نامگذاری کنم ، اما ما با مدیر کل تئاتر ، آندری بوریسف ، در مورد امکانات مختلف صحبت می کنیم.

الکسی میرووشنیچنکو: “در رقص شناسی می خواهم روسی صحبت کنم”

– در فصول اخیر ، هنگامی که تئاتر بدون تعدادی از هنرمندان برجسته آن باقی مانده بود ، آنها به طور فزاینده ای دعوت ستاره ها – ناتالیا اوسیپووا ، ماریا الکساندرووا و ولادیسلاو لانتاتوف شدند. این سنت را ادامه دهید؟

– تا آنجا که می بینم ، در پرم کودکان این مدرسه بعد از فارغ التحصیلی آرزو دارند که به سن پترزبورگ یا مسکو عزیمت کنند. من هنوز ماهیت این مسئله را نمی دانم و نمی فهمم این تمایل برای حل شدن حتی در یک گروه غیرقابل مشاهده کلانشهر کجاست ، هنگامی که آنها یک تئاتر خیره کننده را در طول جاده با یک کارنامه منحصر به فرد و فرصت هایی برای خود تحقق بخشیدن دارند ، که در آن بسیاری می خواهند کار کنند.

امسال ، نه فارغ التحصیل جوان با استعداد ، نه تنها از پرم ، به گروه می پیوندند. این تئاتر جوانانی را استخدام می کند که از قبل نام خود را دارند ، شهرت کسب کرده اند. الكسی اخیراً پنج رقصنده برزیلی را دعوت كرده است كه از پتانسیل خوبی برخوردار هستند. برای من جالب تر و ارزشمندتر این است که ستاره ای را از این بچه ها بیرون بیاورم تا اینکه آنها را از بیرون دعوت کنم. اما میهمانان ، هم از هنرمندان و هم از مخاطبان تغذیه می کنند ، به این احساسات اضافی می پردازند و می فهمند که در پرم یک تئاتر با شهرت بسیار بالایی وجود دارد ، جایی که اجرای آن برای هر ستاره معتبر است.

– کارهای شما در یکاترینبورگ به شما چه کرد و آیا می خواهید با این تئاتر ارتباط برقرار کنید؟

– من به لطف دعوت اسلوا سامودوروف سه سال در یكاترینبورگ گذراندم. این تجربه ای ارزشمند در کارهای اداری و مدیریتی است. شما کمی متفاوت فکر می کنید – نه تنها در مورد اجراهای خود فکر کنید ، بلکه الگوریتم کل کار گروه را نیز برنامه ریزی کنید. طبیعتاً ، اسلوا بیشتر کارها را انجام می داد ، همیشه سعی می کردم کمک کنم. برای من ، اسلوا مثالی است: چگونه او در تمرینات ، چگونه با او ارتباط برقرار می کند – همیشه به طرز دیپلماتیک – با هنرمندان ، چگونه او سیاست کارنامه خود را بنا می کند.

امروز او یکی از پیشروان رقصنده کشورمان است و من می خواهم او در آینده ای نزدیک کار جدیدی را برای پرم انجام دهد. و فکر می کنم ایده تورهای مبادله ای بین تئاترهای ما صحیح است. قرار بود اولین آنها در ماه مه برگزار شود ، اما مانند همه برنامه های بهار ، آنها لغو شدند. اما من می خواهم این پل خلاق را حفظ کنم.

– گروه از امروز کار خود را از سر می گیرند. اکنون به چه شکلی امکان پذیر است؟

– ما دستورالعمل Rospotrebnadzor را رعایت خواهیم کرد. خواهیم فهمید که چه تعداد هنرمند می توانند همزمان در دو سالن باله ما باشند ، مسافت را حفظ خواهیم کرد. بعد از سه ماه بدون کار ، اولین کار این است که بدون آسیب دیدگی دوباره به حالت خود برگردید. ما روزانه چندین درس را در شیفت برگزار می کنیم. در ابتدا ، به نظرم می رسد که نباید در مورد تمرینات به یاد داشته باشید

راهنما RG

39 ساله آنتون پیمونوف پس از فارغ التحصیلی در آکادمی واگانانو بیش از 10 سال در تئاتر ماریینسکی رقصید. در سال 2012 او اولین حضور خود را به عنوان رقصنده در آنجا انجام داد. از سال 2017 – معاون هنری باله “باله اپرای اورال” (یکاترینبورگ). از سال 2020 – رئیس گروه باله تئاتر اپرا و باله پرم. برنده جایزه تئاتر ملی “ماسک طلایی” در نامزد “بهترین استاد باله / طنز نویسان” (2017).

آنا Galayda ، “Rossiyskaya Gazeta”


بازدیدها:
8

آنتون پیمونف. عکس - از بایگانی شخصی

arabesques ural


 Anton Pimonov. عکس - از بایگانی شخصی
آنتون پیمونف. عکس – از بایگانی شخصی

آنتون پیمونف ، رئیس جدید شرکت باله پرم ، در مورد فصل آینده صحبت می کند.

تئاتر اپرا و باله پرم برنامه های خود را برای فصل بعد و رئیس جدید گروه باله – آنتون پیمونف ارائه می دهد.

سال گذشته ، تئاتر تئودور رونزیس را از دست داد ، این تابستان خداحافظی کرد با یکی دیگر از چهره های کلیدی دهه گذشته – الکسی میرووشنیکو

آنتور پیمونوف طراح نگار جانشین وی شد. او به Rossiyskaya Gazeta گفت چگونه پرم بالت را می بیند و برای این کار چه کاری انجام می دهد.

– تئاترهای سراسر دنیا اکنون در شرایطی که وجود داشته باشد در گمنام و سوء تفاهم قرار دارند و در پروم هدف و برنامه های خلاقانه شما اعلام می شود. چه حسی دارد؟

– من نمی دانم چه زمانی خواهیم توانست نمایش های اول را ارائه دهیم. ما تلاش می کنیم تا در نیمه دوم شهریور این اتفاق بیفتد و بسیار امیدواریم که موج دوم کرونا ویروس نداشته باشیم. در مورد احساسات شخصی من ، من از هیجان مثبت فوق العاده ای برخوردار هستم ، زیرا خانه اپرای پرم یکی از تئاترهای پیشرو در کشور است ، گروه باله آن دارای اعتبار بین المللی است و همه برنامه ها و ایده ها باید از نوار بالایی که پیشینیان من تعیین کرده اند ، برآورده کنند.

من مسئولیت زیادی احساس می کنم ، اما این فقط من را خوشحال می کند ، زیرا من پتانسیل هنرمندان را می دانم و می دانم که چقدر می توانید با آنها کار کنید. بعد از پایان فصل گذشته خراشیده شد – به دلیل انزوا خودم ، اجرای نمایش من در تئاتر بولشوی تقریباً بعد از تمرین لباس مجبور شد به تعویق بیفتد ، آماده سازی برای یک نمایش برتر دیگر در یکاترینبورگ قطع شد ، من مشتاقانه منتظر بازگشت به محل کار هستم.

– آیا گروه محلی ناشناخته ناشناس برای شما نیست؟ شما بارها و بارها با دانشکده رقص رقص پرم همکاری کرده اید ، که از آن تشکیل شده است.

– بله ، من با برخی از هنرمندان فعلی در مدرسه کار کردم. اما افرادی که به تئاتر موسیقی علاقه دارند عموماً عادت دارند آنچه را که در پرم اتفاق می افتد پیروی کنند. علاوه بر این ، گروه موسیقی سالانه در سن پترزبورگ و مسکو اجرا می کنند. در سالهای اخیر من اجراهای الکسی میرووشنیچنکو – سردبیران دریاچه سوان و مغز مغز را دیده ام. من دیدم که چگونه افراد پرم بالانچین را اجرا می کنند – تماشای آن شاد بود

در La Bayadère ، بدن زن باله مرا تحت تأثیر سطح خود قرار داد ، که از یک گروه استانی انتظار نمی رود. پرم بسیار افتخار می کند که سنت آنها در دوران جنگ توسط تخلیه کنندگان تئاتر کیروف و مکتب واگانوفسکی گذاشته شده است و از اجراها مشخص است که این ارتباط قطع نشده است.

– اساساً توافق نامه ای در مورد قرار ملاقات شما حتی قبل از انزوا انجام شده است. آیا برنامه های خود را با در نظر گرفتن وضعیت فعلی در نظر گرفته اید؟

– فصل اول مهم ترین است. من باید به تیم ملحق شوم ، تا در حد امکان با توانایی های هنرمندان آشنا شوم ، به آنها فرصتی بدهم تا با سبک کاری من عادت کنند. من بلافاصله شروع به فکر کردن درباره فیلم برتر کردم ، زیرا باید یک جمله واضح و موجز باشد. اما وقتی ناگهان کار در ماه مارس قطع شد ، تمام برنامه های بهار تئاتر به ابتدای فصل 2020-2021 منتقل شدند.

رقابت باله Arabesque و از سرگیری باله ولادیمیر واسیلیف Anyuta به اکتبر به تعویق افتاد. از سرگیری باله های یک کاره توسط الکسی میرووشنیچنکو “تغییرات در موضوع روکوکو” و “جستر” حتی قبل از آنها نیز باید اتفاق بیفتد. بنابراین نیمه اول این فصل شلوغ بود و اکنون ما به طور جدی بحث می کنیم که کدام باله را می توانیم بعد از سال نو منتشر کنیم. برنامه ریزی یک نمایش بزرگ اشتباه است. ما در حال فکر کردن هستیم که چگونه یک باله یک کاره را با کمترین هزینه تولید کنیم که بتواند من را به عنوان یک طراح رقص معرفی کند و سطح بالایی از گروه را نشان دهد. من می خواهم یک آب پرتقال غلیظ درست کنم.

Anton Pimonov: “روسیه کشوری باله نیست”

– به نظر شما چگونه پوستر باید از چنین استراحت طولانی مراقبت کند؟

– من فکر می کنم کار اصلی این است که از اجرای های مورد علاقه خود شروع کنید ، به طوری که بیننده احساس کند که همه چیز در دست است ، همه چیز نظم دارد. من دوست دارم که این دریاچه سوان ، لا بیادره یا جیزل کوتاه تر دو کاره باشد. همه این اجراها یکی از مؤلفه های اصلی پوستر هستند و باید باقی بمانند. اما اکنون همه چیز به سمت این واقعیت است که اولین اجراها شامل بازیگران کوچکی از هنرمندان می شود

– در دهه 1990 ، پرم شروع به تسلط بر باله های بالانچین کرد ، تا این اواخر محصولاتی توسط رابینز ، کیلیان ، فورسیث ، اختصاصی برای روسیه به وجود آمد که به دلایل مالی از رپرتوار خارج شد. آیا امیدی به احیا آنها وجود دارد؟

– تجدید Les Noces Kilian و جزئیات دوم Forsyth – در آینده نزدیک. اکنون بستگی به باز کردن مرزها دارد. من همچنین می خواهم یک Forsyth جدید دریافت کنم ، که هنوز در پرم رقص نشده است. زیرا یک گروه که دارای باله های کلاسیک کلیدی ، اجرای Balanchine و Forsyth است ، همیشه به شکل و لحن خواهد بود. این بهترین “غذا” برای لباس رقصندگان است.

– اساس پوستر باله تئاتر ، کلاسیک های سن پترزبورگ قرن نوزدهم بود که با تولیدات نمادین غربی قرن بیستم و اجراهای نویسنده میرووشنیچو رقیق شد. آیا قصد دارید این تصویر گروهی را تصحیح کنید؟

– این تصویر پرم را به یک تئاتر مشهور بین المللی تبدیل کرد. وظیفه من آسیب رساندن نیست بلکه ایجاد کار ما است. کلاسیک ها باید پایه و اساس باقی بمانند. اما ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم. دوست دارم نام ها و عناوین جدیدی را با ما ببینم. در حالی که ما در حال انزوا هستیم ، من نمی توانم اسامی را بیان کنم ، اما ما با مدیر کل تئاتر ، آندری بوریسف ، در مورد امکانات مختلف صحبت می کنیم.

الکسی میرووشنیچنکو: “در رقص شناسی می خواهم روسی صحبت کنم”

– در فصول اخیر ، هنگامی که تئاتر بدون تعدادی از هنرمندان برجسته آن باقی مانده بود ، آنها به طور فزاینده ای دعوت ستاره ها – ناتالیا اوسیپووا ، ماریا الکساندرووا و ولادیسلاو لانتاتوف شدند. این سنت را ادامه دهید؟

– تا آنجا که می بینم ، در پرم کودکان این مدرسه بعد از فارغ التحصیلی آرزو دارند که به سن پترزبورگ یا مسکو عزیمت کنند. من هنوز ماهیت این مسئله را نمی دانم و نمی فهمم که این تمایل به حل شدن حتی در یک قطعه شهری ناچیز ، جایی که آنها یک تئاتر خیره کننده را در طول جاده با یک کارنامه منحصر به فرد و فرصت هایی برای خود تحقق بخشیدن دارند ، که در آن بسیاری می خواهند کار کنند.
امسال ، نه فارغ التحصیل جوان با استعداد ، نه تنها از پرم ، به گروه می پیوندند. این تئاتر جوانانی را استخدام می کند که از قبل نام خود را دارند ، شهرت کسب کرده اند. الكسی اخیراً پنج رقصنده برزیلی را دعوت كرده است كه از پتانسیل خوبی برخوردار هستند. برای من جالب تر و ارزشمندتر این است که ستاره ای را از این بچه ها بیرون بیاورم تا اینکه آنها را از بیرون دعوت کنم. اما میهمانان ، هم از هنرمندان و هم از مخاطبان تغذیه می کنند ، به این احساسات اضافی می پردازند و می فهمند که در پرم یک تئاتر با شهرت بسیار بالایی وجود دارد ، جایی که اجرای آن برای هر ستاره معتبر است.

– کارهای شما در یکاترینبورگ به شما چه کرد و آیا می خواهید با این تئاتر ارتباط برقرار کنید؟

– من به لطف دعوت اسلوا سامودوروف سه سال در یكاترینبورگ گذراندم. این تجربه ای ارزشمند در کارهای اداری و مدیریتی است. شما کمی متفاوت فکر می کنید – نه تنها در مورد اجراهای خود فکر کنید ، بلکه الگوریتم کل کار گروه را نیز برنامه ریزی کنید. طبیعتاً ، اسلوا بیشتر کارها را انجام می داد ، همیشه سعی می کردم کمک کنم. برای من ، اسلوا مثالی است: چگونه او در تمرینات ، چگونه با او ارتباط برقرار می کند – همیشه به طرز دیپلماتیک – با هنرمندان ، چگونه او سیاست کارنامه خود را بنا می کند.

امروز او یکی از پیشگامان پیشکسوت کشورمان است و من می خواهم او در آینده ای نزدیک کار جدیدی را برای پرم انجام دهد. و فکر می کنم ایده تورهای مبادله ای بین تئاترهای ما صحیح است. قرار بود اولین آنها در ماه مه برگزار شود ، اما مانند همه برنامه های بهار ، آنها لغو شدند. اما من می خواهم این پل خلاق را حفظ کنم.

– گروه از امروز کار خود را از سر می گیرند. اکنون به چه شکلی امکان پذیر است؟

– ما دستورالعمل Rospotrebnadzor را رعایت خواهیم کرد. خواهیم فهمید که چه تعداد هنرمند می توانند همزمان در دو سالن باله ما باشند ، مسافت را حفظ خواهیم کرد. بعد از سه ماه بدون کار ، اولین کار این است که بدون آسیب دیدگی دوباره به حالت خود برگردید. ما روزانه چندین درس را در شیفت برگزار می کنیم. در ابتدا ، به نظرم می رسد که نباید در مورد تمرینات به یاد داشته باشید

راهنما RG

39 ساله آنتون پیمونوف پس از فارغ التحصیلی در آکادمی واگانانو بیش از 10 سال در تئاتر ماریینسکی رقصید. در سال 2012 او اولین حضور خود را به عنوان رقصنده در آنجا انجام داد. از سال 2017 – معاون هنری باله “باله اپرای اورال” (یکاترینبورگ). از سال 2020 – رئیس گروه باله تئاتر اپرا و باله پرم. برنده جایزه تئاتر ملی “ماسک طلایی” در نامزد “بهترین استاد باله / طنز نویسان” (2017).

آنا Galayda ، “Rossiyskaya Gazeta”


بازدیدها:
8

آنتون پیمونف. عکس - از بایگانی شخصی

طرفداران پاپ هاردکور از منتقدین سوءاستفاده می کنند – و تحسین می کنند قبل از هنر | Ben Beaumont-Thomas

T او سیستم رتبه بندی آلبوم در انتشارات ایالات متحده Pitchfork یکی از عالی ترین چیزهای احمقانه و nerdy در روزنامه نگاری موسیقی. سیستم پنج ستاره Guardian در مقایسه با امتیازات اعشاری Pitchfork نئاندرتال به نظر می رسد ، جایی که یک آلبوم می تواند 3.2 (oof) ، 6.5 (meh) ، 9.2 (wow) و غیره کسب کند. 0.0 به عنوان یک شوخی بی رحمانه استفاده شده است. 10 مورد عالی که فقط در دهه گذشته توسط فیونا اپل و کانی وست بدست آمده است ، جام ماساژ فرهنگ لگن است.

این طرح علامت گذاری 100 نقطه ای از آن زمان توسط وب سایت Metacritic به تصویب رسیده است ، که نظرات مربوط به انتشارات انگلیسی زبان را جمع آوری می کند تا به آلبوم ها ، بازی ها و فیلم ها برسد. این یک وسیله مفید برای افراد فقیر زمان است که به سرعت ببینند چه اجماع در اطراف شکل گرفته است.

هفته گذشته ، آلبوم جدید تعجب آور تیلور سویفت با نام Folklore در مجموعه ای از نمرات بالا ، از جمله پنج ستاره گاردین ، ​​منتشر شد و نمره Metacritic آن در اواسط دهه 90 به نمایش درآمد. اما بررسی های بعدی بسیار مهم تر بودند ، از جمله 8.0 Pitchfork ، سوئیفت را به نمره فعلی 89 بکشید.

89 هنوز بیشتر از آلبوم های منتشر شده امسال بسیار بالاتر است ، اما طرفداران Swift خوشحال نبودند. جان کارامنیکا ، نویسنده نقد و بررسی نیمه نیمه نیویورک تایمز ، هزاران نفر از آنها را در ذکرهای توییتر خود قرار داده است ، با انتشار تصاویری از سوئیفت مستند کرده است تا او را مانند یک جادوگر وحشتناک به همراه مارپیچ های واژگون در رونها که ترجمه شده توسط گوگل است ، منتشر کند. بخوانید: “هر کس پس از ملکه تاریک بیاید ، تنها خواهد مرد و برای همیشه می سوزاند.”

این طنز تیره و پرشور و عاشق فرهنگ “stan” ابرقهرمانان موسیقی پاپ و در این حالت کاملاً خنده دار است. اما حمله دیگر به Jillian Mapes ، ناظر Pitchfork ، بسیار جدی بود: “اطلاعات تماس قدیمی و فعلی به بیرون کشیده شد و به عکسی از خانه من رسید.” “من به ایمیل های زیادی رسیده ام که می گویند برخی نسخه ها ،” شما یک زنی چربی زشت هستید که به تایلور حسادت می ورزید ، لطفاً بمیرد “… این از همه افرادی که در خارج از خانه می ترسند می ترسند یا احساس می کنند نمی توانید جواب دهید تلفن.” با این حال ، بررسی بسیار مثبت او اما کمال عددی را که توسط Metacritic به این نتیجه رسیده بود ، خدشه دار می کند ، از این رو حمله.

در این هفته کیتی امپایر ، منتقد پاپ Observer ، به دلیل بررسی سه بار فولکلور خود ، در توییتر دریافت کننده سوء استفاده تکان دهنده بود و کاربران خواستار تکرار اقدامات انجام شده علیه Mapes شدند: “ما به یک مورد نیاز داریم. 100/100 این کار را انجام دهید یا برخی از فریب ها نشت خواهد کرد ، “یکی از کاربران که بعداً اضافه کرد:” ما آدرس شما را پیدا می کنیم ، مراقب ویندوز باشید. ”

این رفتار وحشتناک و ضد هنری از سوی افرادی است که می خواهند اجماع کامل داشته باشند. حتی در سیاست ، جایی که برای رسیدن به یک دموکراسی لازم است یک اجماع لازم باشد ، این یک چیز عجیب و مضر است. اگرچه در هنر ، این انگیزه کاملاً فاشیست است.

Charli XCX.

اقدامات آنها به هنرمندانی که قصد عاشق شدن دارند صدمه می زند … Charli XCX. عکس: نیل مکفورد / ریکی ویگیل M / GC تصاویر

زمینه اصلی آن برای بررسی های آلبوم اهمیت کمتری دارد. یک بار ، شما می خواهید بدانید که اگر سی دی شما ممکن است 16 پوند هزینه کنید – ثروت در دهه 90 – خوب است ، بنابراین بررسی ها کمک کردند. حالا اگر یک آلبوم از طریق خدمات پخش خوب باشد ، می تواند برای خود بشنود. بنابراین بررسی صرفاً برای تجزیه و تحلیل انتقادی عمیق ، که به صراحت یک علاقه طاقچه است ، وجود دارد. مخاطبان ، به ویژه برای بررسی مقاله های در پیچفورک ، بیشتر طرفداران موسیقی هاردکور هستند که به معنای واقعی آن نیستند ، به جای اینکه افراد عادی در صورت مطلوب بودن ، کار کنند. و این طرفداران اکنون علیرغم اینکه منتقدان به ندرت مبارز هستند ، یا حتی در مورد Mapes ، حتی با مخالفت با آنها ، به طور جدی با صدای بلند مبارزه می کنند. (بعضی اوقات هنرمندان نیز چنین می کنند: لیزو و هالسی با رویا کمیر به طور علنی با نقد او در پیچفورک درباره آخرین آلبوم های مربوطه روبرو شدند.)

این حملات ناشی از مطلق گرایی فرهنگ استن است. استنس نسبت به ستارگان خود فداکاری دارد و حقیقتاً مذهبی است ، و مانند سایر ادیان ، ایمان آنها می تواند چارچوبی قدرتمند برای تعریف خود و تمرکز عقاید باشد. هوادار بودن به معنای عضویت در جامعه ای از شاگردان همفکر است که ممکن است قبلاً برای یافتن آن تلاش کرده باشید ، و این بسیار معنادار است.

همچنین می تواند منجر به پلک زدن و جزم بودن شود. مانند قربانی کردن ابراهیم یا واقعیت ابراهیم قبل از پاپ ، غرقان پیروان اعتراض خود را برپا می کنند و معماری رسانه های اجتماعی به جسورانه ترین صداها امتیاز می دهد. اینگونه است که ما به منتقدین آزاردهنده پایان می دهیم ، همانطور که بیهوده از یکدیگر ناپسند هستند. بعضی اوقات اعمال آنها به هنرمندانی که دوست دارند دوست داشته باشند صدمه می زند – چارلی XCX پس از انتقاد از انتخاب او در مورد لیست های انتخاباتی ، احساس ناامیدی کرد: “برای کسانی که در مورد این همه گه منفی اظهار نظر می کنند ، واقعاً نمی دانم چه بگویند. من تمام تلاش خود را در اینجا انجام می دهم. ”

همه این چیزی است که پس از خوشحالی داشتن صدای عمومی به وجود می آید. پیش از این ، تعداد کمی از مردم در رسانه های چاپی (اغلب افراد سفیدپوست طبقه متوسط ​​مانند من) بودند که باید در مورد آلبوم ها قضاوت کنند – در هر مورد ، واقعاً. رسانه های اجتماعی به همه صدا دادند و گرچه بخش های عظیمی از جمعیت ساکت را غنیمت شمردند ، فرهنگ ما هنوز هم متناسب با کاکوفونی است: گفتار آزاد به معنای این است که می توانید آنچه را دوست دارید بگویید ، اما این به معنای آن نیست که باید باشید. ما در مرحله ی کودکانه رشد کودک جمعی قرار داریم و من مطمئن هستم که حملات از قبیل موردی که روی نقشه ها انجام می شود به همان اندازه پیرتر می شویم که شرم آور می شوند ، زیرا این رفتار یک نخبه گرا است. نسل قبلی: همان کسی که سعی در خاموش کردن صداهای دیگر داشت.

مطمئناً هیچ کس نباید برای افرادی که آنها را نمی شناسند ، فرستاده های نفرت انگیزی بفرستید ، اگرچه نفرت آنها به دلیل ماهیت رسانه های اجتماعی برپا می شود. همانطور که ویلیام دیویس در مقاله اخیر خود در نقد و بررسی كتابها كه من آماده كشته شدن هستم ، در لندن می گوید: “حوزه عمومی آنلاین مستلزم چشم انداز بدی مبهم است كه محكوم كردن آن ، دیگران را از همه گناهان خلاص خواهد كرد.” به عبارت دیگر ، مردم عاشق یک شمع هستند ، زیرا آنها روی خودشان قرار نمی گیرند. دیویس همچنین خاطرنشان می کند که شما می توانید با یک نظیر در توییتر قدردانی کنید ، اما انتقاد در “طغیان های انکار” نشان داده شده است.

این کره سمی همچنین محبوبیت را از یک مفهوم به متریک تبدیل کرده است. پسندیدنهای توییتر فقط یکی از امتیازاتی است که زندگی ما را پر می کند ، از یک سیستم آموزشی است که با وسواس درجه بندی ، گرفته تا رتبه های اعتباری ، داده های Fitbit یا Strava و تأثیر گذاران اینستاگرام ، که پیروان آنها برای آنها حساب می کند ، با تراز بانکی بالاتر ارتباط دارد. جدول رتبه بندی Metacritic ، هرچند معصوم ، بخشی از این جهان بی رحمانه است – و ضد روح بیان هنری است. (به هر حال ، ورزش متفاوت است: نمره کل نقطه است ، که آن را متوقف می کند که سمی باشد ، اگرچه من می بینم که مشکلات مشابهی در به ثمر رساندن موسیقی و گلزنی وجود دارد ، مثلاً ژیمناستیک.)

ما گونه ای هستیم که به طبقه بندی داده می شود ، وسایلمان را در ردیف ها قرار می دهیم و آن را درون جعبه ها قرار می دهیم. من از بین 100 لیست برتر موسیقی اخراج می شوم و یکی از اعضای جدید شماره 1 انگلستان را به تازگی سفارش داده ام. بخشی از سرگرمی شیوه ای پوچ است که عینیت اعداد با ذهنیت موسیقی برخورد می کند. گاردین ، ​​البته ، هر هفته کمیسیون های نقد و بررسی های آلبوم و فیلم ها را با رتبه بندی های ستارگان انجام می دهد.

اما برای برخی از استندهای گلزنی در لمس فرهنگ ما ، این بازی اعداد تبدیل شده است به آنچه که عمدتاً درباره موسیقی است. و همچنین حملات نامطبوع ، من از اینکه چگونه موسیقی واقعی در زیر تگرگ گفتمان ضد بحرانی خرد می شود ، ناراحتم. چگونه متاکریتیک ضربات انتقادی را به تعدادی وارد می کند ، و اینکه چگونه وسواس با امتیاز دقیق پیچفورک می تواند غرق موسیقی شود. این چیزهای قابل شمارش لوبیا از سرمایه است ، نه هنر.

هفتمین شوستاکوویچ: “روسیه 1” در حال ساخت فیلمی در مورد سمفونی افسانه ای


 عکس: شرکت تولید بدون توقف
عکس: تولید بدون توقف

فیلم سینمایی هشت قسمتی به کارگردانی الکساندر کوت” سمفونی هفتم “درباره عملکرد افسانه ای سمفونی هفتم خواهد گفت دیمیتری شوستاکوویچ در تابستان سال 1942 در لنگرود محاصره شد.

الکسی گوسکوف ، الکسی کراوچنکو ، الیزتاتا بویارسایا ، ناتالیا روگوژخینا و سایر بازیگران مشهور نقش های اصلی را بازی می کنند.

به دستور کانال تلویزیونی Russia 1 ، شرکت های فیلم Non-Stop Production توسط الکساندر رودنیانسکی و سرگئی مکلوموف و 58.5 تولید توسط الکسی گوسکوف قبلاً فیلمبرداری یک پروژه تلویزیونی چند بخشی را آغاز کرده اند.

اجرای سمفونی هفتم در سالن شلوغ فیلارمونیک لنگرود در 9 آگوست 1942 و پخش آن از رادیو تبدیل به سمبل موسیقی محاصره لنگرود و شوک احساسی فوق العاده شدیدی شد که امید و تقویت روح مردم را به وجود آورد.

قبل از این رویداد ، کار سخت و سخت انجام شد. هنگامی که رهبری کشور تصمیم گرفت که سمفونی هفتم شوستاکویچ در شهر محاصره شده اجرا شود ، در ماه ژوئیه یک هواپیمای ویژه از کویبیشف ، جایی که آهنگساز تخلیه شده بود ، نمره را تحویل داد.

به رهبر اركستر سمفونیك لنگرود بولشوی ، كارل الیاسبرگ ، مأمور شد كه ارکستر را جمع كند و تمرینات را شروع كند. با این حال ، تقریباً هیچ موسیقی دان در لنینگراد وجود نداشت که بتواند این قطعه پیچیده را اجرا کند – کسی در شهر از گرسنگی درگذشت ، شخصی به جنگ کشیده شد و در جبهه درگذشت ، و شخص دیگری به جنگ در خطوط مقدم ادامه داد.

“الکسی گوسکوف این داستان را به من گفت. همیشه به نظرم می رسید که من درباره سمفونی هفتم شوستاکویچ و عملکرد آن در لنینگراد در تابستان سال 1942 چیزهای زیادی می دانم. اما ، همانطور که بعد از داستان او معلوم شد ، من چیزی نمی دانستم ،

– اظهار نظر الكساندر كوت ، كارگردان فیلم.

– فیلم ما داستانی در مورد شوستاکوویچ نیست و در مورد چگونگی نوشتن سمفونی نیست. فیلم ما درباره افرادی است که آن را اجرا کردند. داستان در مورد کارل الیاسبرگ ، یک هادی موسیقی فروتنانه اما بلند پروازانه است که وظیفه مونتاژ یک ارکستر را برعهده داشته است. جمع آوری هشتاد نوازنده حرفه ای پس از اولین زمستان محاصره در لنینگراد در حال حاضر یک شاهکار است.

یک ارکستر فقط افرادی نیستند که به طور جداگانه روی ساز خود بنشینند ، بلکه یک ارگانیسم واحد و یک نفس هستند. مردم ارکستر سالها بازی می کردند ، اما در اینجا لازم بود که به سرعت جمع شود ، تمرین کنیم و اجرا کنیم تا همه دنیا به یاد بیاورند و بفهمند که شهر زنده است. “

“این یک داستان پرشور انسانی از جنگ ، عشق و موسیقی عالی است

– نظرات بازیگر پیشکسوت و تهیه کننده فیلم الکسی گوسکوف

– ما همیشه به دنبال داستانهایی هستیم که بتواند به بیننده پاسخ دهد ، او را مجذوب خود کند ، فرصتی برای ارتباط عاطفی فراهم کند. ما امیدواریم که “هفتمین سمفونی” فقط به چنین فیلمی تبدیل شود ، هنگام تماشای تماشاگران قادر به همدلی با این رویداد همزمان وحشتناک ، قدرتمند و زیبا خواهند بود. ما با یک فیلمنامه قوی و قانع کننده به پایان رسیدیم ، که تیمی از نویسندگان روی آن کار کردند – شخصیت های زنده و پر جنب و جوش و پر جنب و جوش دارد.

در فیلم ، من نقش هادی کارل الیاسبرگ را بازی می کنم. عبارت غالباً نقل شده از مستیسلاو رستروپویچ: “بین زندگی و مرگ چیزی جز موسیقی وجود ندارد” – این دقیق ترین خصوصیاتی است که می توانم به قهرمان خود بدهم. “

تهیه کننده فیلم سرگئی مکلوموف:

سمفونی هفتم یک داستان عاطفی انسانی در مورد افرادی است که خود را در شرایطی پیدا می کنند که عملا با زندگی ناسازگار است. در شرایطی که پیروزی گوشت گرسنه بر روح چنان آشکار بود که به نظر می رسید کسی به موسیقی احتیاج ندارد. بازیگری قدرتمند ، تفریحی تفصیلی از دنیای بصری آن دوران – امیدواریم که همه اینها به بیننده مدرن کمک کند تا جو آن زمان را احساس کند. “

الكساندر كوت به عنوان كارگردان فيلم هاي “تروتسكي” ، “اسپيتاك” ، “قلعه برست” و ساير موارد شناخته شده است كه باعث استقبال بسياري از مخاطبان شد. فيلمنامه “سمفوني هفتم” توسط زويا كودريا (“شات” ، “اعدام كننده” ، “مسگاز”) ساخته شده است. ناتالیا نظارووا (“مداد ساده” ، “پترزبورگ. فقط برای عشق” ، “دیوها”) و الکسی کاراولوف (“اپیدمی” ، “گوگول” ، “تماس با دی کاپریو”).

کانال تلویزیونی “فرهنگ”


بازدیدها:
1

عکس : شرکت

به نودمین سالگرد تولد یوری گلایف


 Yuri Gulyaev
یوری گلایف

9 آگوست سال 2020 میلادی نهمین سالگرد تولد یوری گلایف ، هنرمند خلق اتحاد جماهیر شوروی است.

او در سریال های اپرایی ، عاشقانه ها و بازدیدهای پاپ موفق بود. “آرزو می کنم!” ، “کلمات قدیمی” ، “آغوش آسمان” … یک باریتن مخملی شگفت آور و زیبا از یک تایبل کاملا غیرمعمول را در اختیار داشت.

در خارج از کشور گوییاف “Chaliapin جوان” نامیده می شد ، و در خانه – آنها حتی در دورافتاده ترین گوشه و کنار کشور می شناختند و دوست داشتند.

رپرتوار یوری گلایف بیش از دویست آهنگ را در بر داشت. اینها ترانه هایی درباره مسکو ، فضانوردان ، عاشقانه های اشعار ایسین است. شهرت این هنرمند واقعاً در سطح کشور بود. روزژستونسکی ، پخموتووا ، فلتسمن مخصوصاً برای او نوشت

و زندگی یوری الکساندرویچ شامل یک سری از تورهای بی پایان ، اجراهای کنسرت ، فیلمبرداری در فیلم ها بود.

یوری گلایف هرگز در مورد موفقیت های خود ، حتی در مورد نزدیکانش صحبت نکرد. در وقت آزادم به لمشف ، چاللیاپین ، ویسوتسکی گوش کردم. با این حال ، بهترین چیز امروز درباره یوری گلایف آهنگ های او ، متن ترانه ، لمس کننده ، با عشق به شنونده خواهد بود.

در برنامه “کنسرت های تاریخی” در تاریخ 7 اوت ساعت 14:10 ، بینندگان می توانند در کنسرت یوری گلیایف ، ضبط شده در سال 1978 شرکت کنند. این برنامه شامل عاشقانه های M. Glinka، S. Rachmaninov، N. Rimsky-Korsakov، A. Borodin، P. Bulakhov، R. Gliere. قسمت پیانو – R. Trokhman.