آلبینا شاگیموراتووا: “نمی توانی روی صحنه یکسان باشی”

 Albina Shagimuratova. عکس از بایگانی شخصی خواننده آلبینا شاگیموراتووا. عکس از بایگانی شخصی خواننده

صدمین سالگرد جمهوری تاتارستان آخر هفته آخر ماه آگوست در کازان جشن گرفته شد.

کنسرت جشن به پایان رویدادهای جشن در در آن ارکستر ایالتی به سرپرستی الکساندر اسلادکوفسکی و خواننده اپرا آلبینا شاگیموراتووا ، که در کاوان گاردن لندن ، اپرای متروپولیتن در نیویورک و تئاتر لا اسکالا در میلان اجرا می کند ، حضور داشتند.

خواننده در صحنه و ارتباط با ریشه های خود ، به مدیر مسئول مجله “زندگی موسیقی” Evgenia Krivitskaya – به ویژه برای پورتال “Culture.RF” گفت.

– آلبینا ، شرکت در جشنواره “پاییز کازان” از شماست اولین حضور عمومی پس از قفل؟

– در قالب کنسرت – بله. اما من قبلاً در نمایش های لوسیا د لامرمور و ریگولتو در تئاتر ماریینسکی به عنوان بخشی از جشنواره ستاره های شب های سفید شرکت کرده ام.

– اولین حضور پس از انزوا – احساس شما چیست ؟

– البته نگران بودم. اعتراف می کنم که وقتی موج اپیدمی آغاز شد ، فکر نمی کردم این مدت طولانی باشد: خوب ، ما یک ماه ، یک ماه و نیم می نشینیم و سپس همه چیز مثل گذشته پیش می رود. و حتی در ابتدا خوشحال شدم که می توانم کمی استراحت کنم ، “ساکت بمانم” و کمی وقت به خودم و خانواده ام اختصاص دهم. ماه اول که درس نخواندم ، من و شوهرم پرستار بچه را رها کردیم و در یک زندگی خانوادگی عادی فرو رفتم. اما بعد احساس کردم که نمی توانم بدون آواز زندگی کنم ، با معلمم گالینا میخیوا تماس گرفتم و ما شروع به مطالعه در اسکایپ کردیم. > – آیا شما به مسکو رفته اید؟

– بله. ما نمی توانیم به جایی برویم ، زیرا شوهر من پزشک است ، او با بیماران پوستی کار می کرد ، ما بسیار نگران او بودیم ، از او حمایت کردیم. در این بین ، کلیه قراردادها لغو و به تعویق افتادند. اگرچه سالن Zaryadye کنسرت من را با عاشقانه های Glinka ، Rachmaninov و Listt لغو نکرد و من این برنامه را “نگه داشتم”.

– بسیاری از همکاران شما بدون انگیزه ای در قالب کنسرت های خاص این موضوع را پذیرفتند آنها نمی خواستند کاری “برای آینده” انجام دهند که دلشان از دست رفت. آیا چنین حال و هوایی داشتید؟

– نه ، من سولیست تئاتر ماریینسکی هستم ، من با استاد والری گرگیف ارتباط بسیار نزدیک دارم و او کارهای مشخصی را برای ما تعیین کرد. در تمام این ماه ها من قسمت های جدیدی را برای خودم فراگرفته ام – در اپرای Lakme ساخته دلیبس ، داستان های هافمن ساخته اوفنباخ و مانون ماسنت. این یک کار بزرگ و مسئولیت پذیر است ، انجام آن با یک پرش غیرممکن است. در هنر اپرا هیچ چیز عادی نیست.

من متن فرانسوی را در لاکمه تجزیه و تحلیل کردم ، به قهرمانان قصه های هافمن عادت کردم ، جایی که هر چهار قسمت را می خوانم ، و از لحاظ شخصیتی بسیار متفاوت هستند. بنابراین لازم نبود حوصله من سر برود – بعلاوه ، در آخر ، به نوعی سپاسگزارم که به دلیل ویروس کرونا ، فرصتی برای تنفس پیدا کردم ، با دقت بیشتری موسیقی جدیدی را برای خودم مطالعه کردم ، به تفاسیر مختلف گوش دادم.

این مطلب هم جالب هست  "دون کارلوس" با آنا نتربکو و ایلدار عبدرازاکوف

– شما قصد داشتید امسال مرکز اپرای Albina Shagimuratova در کازان را افتتاح کنید. در دسامبر 2019 ، ساختمان آماده بود ، اما چگونه وقایع بیشتر رخ داد؟

– در واقع ، ما ساختمان را ارائه دادیم ، رئیس جمهور جمهوری ، رستم نورگالیویچ مینیخانوف ، و نمایندگان دفتر شهردار کازان آمدند … همه چیز بسیار مهم بود. پیانوهای جدید خریداری شده ، بازسازی انجام شده است و ما قصد داشتیم بهار امسال دانش آموزان جذب کنیم. مأموریت مرکز من این است که خوانندگان جوان ، اما نه تازه کار ، بلکه متخصصان امیدوار کننده را قادر سازم تا به سطح بالاتری از عملکرد برسند.

شما می توانید تحصیلات خوبی در کازان داشته باشید ، اما من می خواستم جوانان ما را با سنت های اروپایی آشنا کنم ، مربیان مشهور را از خارج از کشور دعوت کنید تا به آنها مدارس مختلف را بیاموزند – نحوه آواز خواندن bel canto ، اپرای فرانسه ، برای نشان دادن ویژگی های سبک موتزارت. من شخصاً بسیاری از معلمان ، مربیان ، رهبران مشهور مشهور را می شناسم که آماده پاسخگویی به دعوت من برای آمدن به کار در کازان هستند. و ما می توانیم تابستان سال آینده امتحانات ورودی را انجام دهیم و روند آموزشی را آغاز کنیم.

آلبینا شاگیموراتووا: “خوانندگان ما مانند گذشته در غرب تقاضا نمی کنند”

– اما آیا آموزش آنلاین را در نظر نمی گیرید؟

– سخت است. بله ، من خودم گاهی اوقات در اسکایپ درس می خوانم ، اما بیش از ده سال است که با استادم کار می کنیم ، او من را خوب می شناسد. و این لحظات کوتاه مدت است: هنگامی که من در تور پاریس یا لا اسکالا یا مت هستم ، اتفاق می افتد که من می خواهم قبل از تمرین ارکستر به آن گوش دهم یا قبل از اجرا کوک کنم.

– تو اولین بار اکنون با ارکستر ایالتی جمهوری تاتارستان اجرا شده است؟ برداشت شما چیست؟

– ما از زمان سنت پترزبورگ ، زمانی که من در مسابقه آوازی شرکت کردم ، ماسترو الکساندر اسلادکوفسکی را می شناسیم و او در دور سوم ما را همراهی می کرد و بسیار از من حمایت می کرد. یک سال پیش ، وقتی مسابقه آوازی بین المللی گیلینکا در کازان برگزار شد ، ارکستر دولتی جمهوری تاتارستان ممیزی های نهایی را همراهی کرد و من بلافاصله متوجه شدم که این یک ارکستر حرفه ای و با کیفیت است. امروز برای من آسان و دلپذیر بود که با آنها آواز بخوانم ، اگرچه هر ارکستر و رهبر ارکستری چنین تماسی برقرار نمی کنند. به همین دلیل است که معلوم شد با چنان شور و شوق اجرا می شود.

– شما نه تنها کلاسیک های اپرا ، بلکه آریای ناشی از اپارات را نیز در این برنامه قرار دادید. آیا از ژانرهای سبک خجالت نمی کشید؟

این مطلب هم جالب هست  جشنواره "Bahosluzhdenie" در کالینینگراد

– متأسفانه من هرگز مجبور به شرکت در تولیدات اپرتا نبودم. من اعداد جداگانه می خوانم ، اما دوست دارم به این سبک تسلط داشته باشم: پس از همه ، در اینجا شما به یک مهارت نمایشی خاص نیاز دارید ، توانایی نه تنها آواز خواندن ، بلکه همچنین صحبت کردن روی صحنه. من طرفدار توسعه ، یادگیری چیزهای جدید هستم – شما نمی توانید در این حرفه چشم پوشی کنید.

آلبینا شاگیموراتوا: “وظیفه خواننده این است که La Traviata را بخواند تا مخاطب گریه کند”

– شما چنین نادری مانند آریای جادویگا را از اپرتا “رابینسون کروزوئه” خواندید. با قضاوت از ماهیت موسیقی ، رابینسون در جزیره ای بیابانی اصلاً خسته نشده بود

– بله ، یدویگا بانوی بسیار بانشاطی است ، عاشق جواهرات ، تجملات است و از رابینسون که عاشق او است خواستار جواهراتش است … من این ترکیب را برای اولین بار روی دیسک ضبط شده توسط افسانه جوآن ساترلند شنیدم. موارد کمیاب زیادی وجود داشت ، به عنوان مثال آریایی از اپرتا “قلب و دست” توسط Lecoq. من مدتها آرزوی یادگیری آن را داشتم.

– اروپا به تدریج در حال احیای مجدد است و برخی از تئاترها کار خود را آغاز کرده اند. آیا قرارداد تایید شده ای دارید؟

– من در ماه اکتبر برای فیلم La Traviata وردی به رم دعوت شدم ، همچنین از تئاتر ناپل با من تماس گرفتند. پروژه های دیگر هنوز معلق هستند. اما برنامه های جالبی در روسیه وجود دارد: تلاوت های من با عاشقانه ها در سالن Zaryadye در مسکو ، در سالن کنسرت تئاتر Mariinsky با پیانویست ایواری ایلیا ، دیمیتری هووروستوفسکی نوازنده سابق. در 11 سپتامبر ، من در یک کنسرت خیریه برای پزشکان که توسط ولادیمیر اسپیواکوف با ارکستر فیلارمونیک ملی خود در روسیه برگزار می شود شرکت می کنم.

تئاتر لا اسکالا کار خود را از سر گرفت

– شما کارهای زیادی انجام داده اید با اسپیواکوف؟

– اولین ملاقات من با او زمانی اتفاق افتاد که هنوز در کنسرواتوار مسکو تحصیل می کردم. من به جشنواره Chereshnevy Les دعوت شدم که در سالن بزرگ هنرستان برگزار شد.

– آیا برای یک خواننده جوان در کنار چنین استادی ترسناک بود؟

– مطمئن. علاوه بر این ، من در عموم مردم اولگ یانكوفسكی ، گالینا ولچك و دیگر مشاهیر را دیدم. من به یاد می آورم که چگونه اولگ یانکوفسکی سپس در راهرو قدم زد و گیلاس ها را به همه تقسیم کرد و میخائیل کوسنیرویچ برای من یاس بنفش انداخت. این یک سنت زیبا از جشنواره است. از همین جا دوستی ما با ولادیمیر اسپیواکوف و همسرش ساتی آغاز شد.

– چنین رهبران مختلف زندگی شما – گرگیف ، اسپیواکوف ، اسلادکوفسکی. این تعامل خلاقانه چه چیزی می دهد؟

– اول از همه – غنی سازی ، تجربه عظیم. از این گذشته ، آنها هرکدام به شیوه خود کار مشابهی را می شنوند و این برای من فوق العاده جالب است.

این مطلب هم جالب هست  ورودی MusicAeterna در لیست کوتاه Gramophone

– شما آثار نازیب ژیگانف کلاسیک تاتار را در برنامه “پاییز کازان” قرار داده اید. اپرای Altynchach او از نظر صدا شبیه پوچینی است ، ملودی های بسیار زیبایی وجود دارد ، یک ارکستر باشکوه. من فکر می کنم شایسته هر تئاتر در جهان است.

– بله ، نازیب ژیگانوف افتخار ما ، بنیانگذار و اولین رئیس کنسرواتوار کازان است. اپرای او در زمان اتحاد جماهیر شوروی بسیار ادامه داشت ، اما متأسفانه آنها آن را اجرا نمی كنند ، اما بی فایده است.

– و هنگامی که آهنگ Yakhnin “Do not fly fly، nightingale” را خواندی ، بلافاصله شنیدی كه چگونه “صدای خون” در شما صحبت کرد ، – به سبک ملی بسیار شیک به نظر می رسید.

– موسیقی محلی را نمی توان به صورت اپرا اجرا کرد ، در غیر این صورت مخاطب را لمس نمی کرد. من به هنرمندی علاقه مند هستم که بداند چگونه تناسخ یابد: روی صحنه نمی توانی همان باشی. من برای این تلاش می کنم وردی یک چیز است ، موتزارت صدای دیگری است ، تنفس دیگری ، اوفنباخ وظایف خودش است ، نگرشی متفاوت است ، دستگاه تنفس طور دیگری تنظیم می شود. و زبان تاتاری آوایی خاصی دارد ، شما باید سازگار شوید ، صدای مناسب را پیدا کنید.

من در فضای موسیقی محلی تاتار بزرگ شدم. پدرم آکاردئون دکمه ای می نوازد و از پنج سالگی به من آهنگ می آموخت ، اینجا بود که من دروس آوازی ام را شروع کردم. بعداً ، با شنیدن تصادفی ماریا کالاس از رادیو ، اپرا را برای خودم کشف کردم. آن زمان بود که از پدر و مادرم خواستم بلیط اجرا برایم بخرند.

رستم مینیخانوف از خواننده آلبینا شاگیموراتووا به دلیل سهم خود در افزایش اعتبار تاتارستان تشکر کرد زبان مادری. از این گذشته ، من در تاشکند متولد شدم ، سپس به کازان بازگشتیم و زبان تاتاری را آموختم ، زیرا برای شناسایی داخلی بسیار مهم است. به نظر من شخصی که زبان مادری خود را نمی داند بسیار از خود محروم است. من یک عضو شورای ملی ملی شورا هستم.

اخیراً ، رستم مینیخانوف در برابر ما صحبت کرد ، وی گفت که هیچ زبان تاتاری وجود ندارد – هیچ کشوری وجود ندارد. و حق با اوست. اگر ما تاتارها به زبان مادری خود صحبت نکنیم ، خود را از دست خواهیم داد. بله ، روسیه یک کشور چند ملیتی است ، روسی زبان اصلی کشور است. و همه ما – باشکیرها ، داغستانی ها ، اوستی ها ، تاتارها – روسی صحبت خواهیم کرد. اما هنگامی که به جمهوری خود می آیید ، با هموطنان ، اقوام و ارتباطات خود ارتباط برقرار می کنید ، موظف هستید که به زبان تاتاری صحبت کنید. اکنون من به دخترم زبان یاد می دهم ، اگرچه ما در مسکو زندگی می کنیم ، با دیاسپورای تاتار ارتباط برقرار می کنیم و برای آنها کنسرت می خوانیم. برای من مهم است که ارتباطم را با ریشه هایم قطع نکنم!

Kultura.RF

 آلبینا شاگیموراتووا. عکس از بایگانی شخصی خواننده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *