مرید ابدی. اپوس

به سبک بروکنر  آنتون بروکنر آنتون بروکنر

قسمت اول (نمایشگاه)

تاریخ موسیقی اروپا در صندوق طلایی خود نام آهنگسازانی را نگه دارد که بدون توجه به آنچه در جهان پیرامونی اتفاق می افتد ، کارهایشان همچنان مورد تقاضا است. نه مد ، نه تغییر در شیوه زندگی نسل های متوالی و نه طوفان های سیاسی که بر آنها غلبه کرده اند ، بر موقعیت بی چون و چرای چهره های این سریال “VIP-VIP” قدرت ندارند.

به عنوان نمونه ، ذکر واگنر کافی است: حتی واقعیت جدی عبادت از نظر “پیامبر بایرویت” در آلمان هیتلری ، عملاً تاثیری بر وضعیت جهانی درام های موسیقی وی نداشت. تنها استثنا ، به دلایل قابل درک و قابل احترام ، فقط اسرائیل است.

اما آهنگسازانی وجود دارند که وجود موسیقی آنها در عمل اجرا و شنیدن تا حدود زیادی به شرایط خارجی بستگی دارد. از جمله آنها آنتون بروکنر است.

رسم است که می نویسند مسیر بروکنر به شهرت خاردار بود. اما اگر در نظر بگیریم که اولین تلاش برای نوشتن سمفونی تقریباً در چهل سالگی توسط وی انجام شده است ، مشخص خواهد شد که شناخت بعدی بعداً مسئله پیشرفت حرفه ای این آهنگساز است.

به طور مداوم ، موسیقی بروکنر وارد رپرتوارها شد ارکسترهای سمفونیک تنها چهل سال پس از مرگ وی ، و این در آلمان هیتلر اتفاق افتاد. بروکنر ، یکی از آهنگسازان مورد علاقه فیورر ، تقریباً به عنوان بیشترین بازیگر آهنگساز در رایش سوم تبدیل شد. اما آیا او آرزوی چنین شهرتی را داشت؟

پس از مکث طولانی پس از شکست آلمان ، آثار بروکنر کم کم به برنامه های کنسرت بازمی گردند. درست است که این امر در خارج از آلمان و اتریش به ندرت اتفاق می افتد ، زیرا نه تنها برای نوازندگان ارکستر بلکه برای مخاطبان نیز دشوار است که بتوانند اجرای یک سمفونی تقریباً یک ساعت و نیم را حفظ کنند. همانطور که برنت آسینک در زمان مدیر اجرایی ارکستر سمفونیک سانفرانسیسکو خاطرنشان کرد ، وجود نام بروکنر در پوستر فیلارمونیک به طور قابل توجهی فروش بلیط را کاهش می دهد ، به طور متوسط ​​یک سوم در برابر حالت معمول.

ضبط استودیو موضوع دیگری است. سوابق وجود دارد – فرصتی برای گوش دادن بدون بلند شدن از مبل نرم و مقایسه نسخه های مختلف سمفونی یکسان و تفسیر هادی های مختلف وجود دارد. ضبط صدا کمک کرد تا یک حلقه جدید از متخصصان موسیقی بروکنر شکل بگیرد ، اما بسیار باریک: در فعالیت خود هرگز قابل مقایسه با “باشگاه” بین المللی طرفداران ماهر نبود.

اما امروز می توانیم علاقه جدیدی به کارهای بروکنر در جهان داشته باشیم … عملکرد سمفونی های او دیگر به عنوان شاهکار رهبر ارکستر درک نمی شود ، بلکه به عنوان تمایل استاد به روند رواج می یابد.

س :ال: چرا چنین دگردیسی هایی امکان پذیر است؟ از این گذشته ، موسیقی بروکنر نیز تغییر نمی کند ، همانگونه که شخصیت خالق آن که در این موسیقی نقش بسته است ، تغییر نمی کند …

آنتون یوزف بروکنر در 4 سپتامبر 1824 در آنسفلدن ، در مجاورت لینز متولد شد.  Ansfelden در دهه 1820. هنرمند ناشناخته آنسفلدن در 1820 سال ها. هنرمند ناشناخته

بیشتر زندگی او با جهان ولایتی اتریش علیا همراه بود و حتی پس از مقیم شدن در پایتخت ، هر چه زودتر به سرزمین مادری خود بازگشت – در آنجا احساس آرامش می کرد ، و کار بهتری داشت. < مادر آهنگساز ، ترزا هلم ، بومی همان منطقه بود. او پدر و مادرش را زود از دست داد و مدتی به عنوان خادم در وولفرن ، در خانه کشیش کار کرد. در آنجا با آنتون بروکنر ، معلم دبستان از یک دهکده همسایه ، که با او ازدواج کرد ، آشنا شد. آنتون یوزف اولین فرزند این زوج بود.

بروکنر پدر حرفه خود را از پدرش ، جوزف بروکنر – اولین نماینده روشنفکران روستایی در این خانواده از دهقانان موروثی و صنعتگران روستا ، که ریشه های آنها در جایی در قرن پانزدهم از بین رفته است ، به ارث برد.

معلم دبستان در استرالیای استانی قرن نوزدهم پرنده ای است کم پرواز. اما هنوز ، نوعی وضعیت بود که درآمد پایدار ، هرچند بسیار متوسط ​​و سقف بالای سر شما را تضمین می کرد: یک اتاق یا یک آپارتمان کوچک در یک ساختمان مدرسه. این معلم همچنین می توانست از میوه های باغ مدرسه (که مجبور بود از خودش مراقبت کند) استفاده کند ، علاوه بر این ، به او اجازه داده شد که بز را در یک پیوست ویژه نگه دارد. کلاس در مدرسه در آنسفلدن کلاس در مدرسه Ansfelden

تغذیه یک خانواده بزرگ با یک فیش حقوقی دشوار بود ، بنابراین معلمان گفتند اکنون “تقلب” خواهد بود. بروكنر پدر با داشتن موسیقیایی ذاتی ، در نواختن ویولن در حجم كافی برای همراهی با رقص در یك میخانه محلی تسلط یافت. علاوه بر این ، او وضعیت ارگان را در کلیسای روستا رصد می کرد و کمی هم خودش بازی می کرد.

او در حالی که ده ساله بود ، فرزند اول خود را به پرونده متصل کرد: آنتون زنگ ها را زد ، به کشیش کمک کرد تا لباس بپوشد و با لذت در کلیسا آواز بخواند. گروه کر. اشتیاق پسر برای موسیقی به قدری آشکار بود که تصمیم گرفته شد او را برای تحصیل در یکی از اقوام خود که در روستا نیز تدریس می کرد و به عنوان دستیار ارگ نواز کلیسا خدمت می کرد ، تعیین کند.

این مطالعه مدت زیادی طول نکشید: بیماری پدر به حضور پسر بزرگ در خانه نیاز داشت.

پس از مرگ نان آور خانواده ، خانواده فقیر شدند. نه تنها فرزندان ، بلکه خواهر شوهر معلول نیز تحت مراقبت بیوه قرار گرفتند. آپارتمان متعلق به دولت مجبور به تخلیه شد ، و پس از بارگذاری وسایل شکننده بر روی یک گاری کوچک ، ترزیا با چهار کوچکتر و یک خواهر شوهر نابینای خود به نزد اقوام خود در ابلسبرگ رفت و در آنجا قرار بود به عنوان خدمتکار و لباسشویی به کار خود برگردد. آنتون-یوزف ، که سیزده ساله بود ، پس از درخواستهای اشک آور مادرش ، در گروه کر کلیسا در صومعه St. Florian پذیرفته شد.

صومعه باستانی راهبان آگوستینی ، که نام آن را به شهری که در اطراف آن بزرگ شده بود ، در آن زمان بزرگترین بود مرکز فرهنگی و آموزشی اتریش علیا. پیشوا مایکل آرنت ، که در سرنوشت پسر با استعداد شرکت داشت ، یکی از عالی ترین مقامات در سیستم آموزش عمومی بود.  صومعه سنت فلوریان صومعه St. Florian

در مدرسه کلیسایی که آنتون در آن شروع به تحصیل کرد ، به سرعت به یکی از بهترین دانش آموزان تبدیل شد. توانایی برجسته موسیقی او نیز مورد توجه قرار گرفت ، که به او امکان می داد دوره های ویولن و ارگ را دریافت کند. موفقیت های این نام جوان کاتینگر ، ارگ نواز کلیسای جامع را چنان تحت تأثیر قرار داد که وی شروع به معرفی بخش خود با موسیقی مقدس آهنگسازان اتریشی و آلمانی کرد و حتی وی را به خدمات یکشنبه دعوت کرد.

و اما ، در مورد تبدیل شدن به یک نوازنده حرفه ای ، آنتون در آن زمان فکر نمی کردم وی تصمیم گرفت که راه پدر و پدربزرگ خود را دنبال کند و در سال 1839 ، مسلح به توصیه مایکل آرنت ، وارد دوره آموزش معلمان مدارس در لینز شد.

از آنجا که م institutionsسسات آموزشی در اتریش تحت حمایت کلیسا بودند و آنها سعی کردند کودکان را با روحیه میهن پرستی آموزش دهند. و اطاعت مذهبی ، مدرسه توجه زیادی به یادگیری آوازها ، سرودها و آوازهای محلی با دانش آموزان داشت.

معلمان باید این کار را انجام دهند ، و در طول آماده سازی آنها اصول تئوری موسیقی را به طور جدی مطالعه کردند. < دوره های آموزشی آن زمان در لینز توسط یوهان آگوست دورنبرگر ، ارگ نواز و نظریه پرداز مشهور ، نویسنده "کتاب درسی مقدماتی هارمونی و باس عمومی" تدریس می شد ، و بروکنر جوان از این شرایط برای بهبود تکنیک نوازندگی اعضای بدن و تعمیق دانش خود در مورد منطقه کنترپوینت و باس عمومی.

او در آن زمان علاقه چندانی به موسیقی سکولار نداشت ، اما مشخص است که او یک بار در یک کنسرت در لینز شرکت کرده بود جامعه موسیقی ، جایی که برنامه های اپرا وبر و سمفونی چهارم بتهوون اجرا شد.

پس از 10 ماه ، با گذراندن امتحانات ، دستیار معلم تازه ضرب شده برای اولین کار خود عزیمت کرد: “توزیع” خود را به روستای ویندهاگ در اتریش فوقانی دریافت کرد outback.

 ساختمان مدرسه در Windhaag ساختمان مدرسه در ویندهاگ

روز کارگر ساعت پنج صبح آغاز شد و این اتفاق قرار بود با صدای زنگ بشارت دهد. آخر روز هم این مسئولیت به غیر از تدریس به “استاد معاون مدرسه” هفده ساله و همچنین بسیاری دیگر اختصاص یافت.

حقوق ناچیز بود و آنتون مانند پدر مرحوم خود شروع به کسب درآمد از رقص های روستا کرد. در اتریش ، علاقه مندان به موسیقی را می توان حتی در آبهای پشت روستایی دورافتاده یافت. این در ویندهاگ یافت شد ، و مرد جوان در خانه اش فرصتی برای مطالعه کلاویکورد پیدا کرد.

سپس او خود را به عنوان آهنگساز امتحان کرد – او یک محفظه مجلسی برای کنترالو ، ارگ و دو شاخ فرانسه نوشت ، این توسط موسیقی محلی اجرا شد جامعه و مورد استقبال گرم قرار گرفت.

توده ها در C major ، 1942 Lyudmila Kuznetsova (میزانسن) ، Lyudmila Golub (عضو):

https://www.classicalmusicnews.ru/wp -content / uploads / 2020/10 / 01.mp3

متأسفانه ، بروکنر فقط رئیس فوری خود را آزار داد ، هرچه بیشتر ، بیشتر: این مطالعات موسیقی بی پایان که از کار در باغ مدرسه زمان می برد ، این بداهه پردازی های اعضای بدن بسیار پیچیده – برای چه چیزی لازم هستند؟ معلوم نیست که اگر همان مأمور ارنت در درگیری دخالت نمی کرد ، ماجرا چگونه به پایان می رسید. او به شاگرد صومعه سابق کمک کرد تا به کرونستورف برود – دهکده ای بسیار کوچک ، اما فقط چند ساعت پیاده روی از سنت فلوریان واقع شده است.

در کرونستورف اوضاع با شادی بیشتری پیش رفت: در آنجا به آنتون اجازه داده شد که چرخ در اتاق بچرخد و معلوم شد که حقوق به طور قابل توجهی بالاتر است ، بنابراین مرد جوان بلافاصله شروع به کمک به مادرش با پول کرد. و در همسایگی Ense معلم جدیدی برای او پیدا شد – لئوپولد فون زنتی ، ارگ نواز و آهنگساز محلی.

اواسط قرن. برلیوز قبلاً سمفونی های برنامه خود – شوپن – سونات ها و تصنیف هایش را ایجاد کرده است. نبوغ اپرای روسینی در سراسر اروپا پرواز کرد و بالهایش را جمع کرد. “رابرت شیطان” پانزده سال پیش در سینماها رعد و برق کرد و حتی “هلندی پرنده” نه تنها نوشته شده ، بلکه به صحنه رفته است.

آنتون بروکنر بیست ساله هنوز از این جشن موسیقی سکولار فاصله دارد. او خلاقیت استادان باروک را مطالعه می کند و یک امتحان دیگر در لینز انجام می دهد ، پس از آن مقام معلم دبستان را در همان مدرسه در سنت فلوریان دریافت می کند ، که چند سال پیش از آن فارغ التحصیل شده است. به زودی او ارگ نواز صومعه شد ، البته تا کنون فقط “موقت” ، بدون حقوق منظم.

تنها ده سال بعد ، در سال 1855 ، به عنوان یک نتیجه از برنده شدن در مسابقه ، او به عنوان یک ارگ نواز دائمی در کلیسای جامع لینز جایگاهی دریافت خواهد کرد.

بروکنر می توانست یک روحانی شود ، اما یک حرفه سکولار را انتخاب کرد. با این حال ، او دیگر نمی تواند به یک شخص کاملاً دنیوی تبدیل شود: تربیت در خانواده ای که روحیه دینداری سخت و در عین حال ساده اندیش مانند یک کشور حاکم باشد و نوجوانی در یک محیط صومعه ای جلوه ای عمیق بر شخصیت وی بگذارد. < او با احتیاط تمام احکام دینی را رعایت می کند و دفترچه خاطرات خاصی را نگه می دارد ، جایی که می نویسد چه دعاهایی را در آن روز خوانده و با چه درخواست هایی به خداوند مراجعه کرده است. اگر در حین مکالمه با شخصی ، گوش نوازنده حساس او صدای زنگوله های جدا شده کلیسا را ​​برمی دارد ، بروکنر مکالمه را قطع می کند ، زانو می زند و سرش را خم می کند.

زندگی شخصی او اضافه نمی شود. در خارج از ازدواج ، او به رابطه نزدیک با یک زن فکر نمی کند و هیچ چیز از ازدواج حاصل نمی شود. وی همچنین نام عروس های بالقوه را در یک دفترچه یادداشت می کند ، و اینها همیشه دختران بسیار جوانی هستند ، تقریباً نوجوانان – فقط آنها می توانند تا جایی که برای برنامه های همسری وی کافی است بی گناه باشند.

جوزف با انتخاب شی دیگری برای خواستگاری آنتون به زن جوان کتاب مقدس می دهد و پس از آن پیشنهاد ازدواج را ارائه می دهد. پس از اینکه از نامزد متحیر یا والدینش رد شد ، به نفر بعدی مراجعه می کند. و بنابراین – تا هفتادمین سالگرد تولد خود.

او عادت دارد که به عنوان یک دانش آموز کوشا یا یک معلم وظیفه شناس عمل کند ، او به سختی با افراد خارج از این الگو روابط برقرار می کند و در نتیجه ، “ارتباط” با خدا بیشتر می شود ترجیح داده می شود.

تمایل سرسختانه برای رسیدن به ایده آل تجویز شده توسط ایمان و ترس از لغزش و انجام کار نامناسب ، در پایان او را به یک روان رنجوری عمیق می کشاند. دوره های پرفراز و نشاط عاطفی با دوره های افسردگی شدید جایگزین می شوند ، که طی آن روان بروکنر در آستانه یک بیماری جدی و حتی گاهی فراتر از آن تعادل پیدا می کند.

او بطور مقاومت ناپذیری به سمت هرچیزی که مستقیماً به مرگ مرتبط است ، کشیده می شود. در کلاس مدرسه ای که وی تدریس می کرد ، بر روی دیوار تصویری از مادر وی یا بهتر بگوییم جسد وی آویزان شده بود: به درخواست آنتون بروکنر ، عکاس متوفی را در بستر مرگ او اسیر کرد.

 05 - مرید ابدی. سبک بروکنر opus

او دوست دارد از گورستان ها و مراسم خاکسپاری افرادی را که نمی شناخت ، تماشا کنید. یک روز به ذهنش خطور می کند که خوب است گور پسر عموی مرحومش را کنده و بررسی کنیم: او چگونه است ، همه چیز خوب است؟ مقامات از این ایده پشتیبانی نکردند ، همانطور که درخواست بروکنر برای اجازه دادن به او برای بررسی جسد امپراطور ماکسیمیلیان ، که پس از اعدام در مکزیک به وین بازگردانده شد ، حمایت نکردند. اما هنگامی که تصمیم به خاک سپاری مجدد بقایای بتهوون و شوبرت در سال 1888 گرفته شد ، بروکنر اجازه یافت تا در این مراسم شرکت کند تا فرصت بوسیدن جمجمه هر دو را بدست آورد.

یک سرگرمی عجیب برای یک مeverمن …

در طول زندگی خود ، بروكنر گرفتار مظاهر ارثمانیا ، یكی از طاقت فرسای ترین انواع اختلال وسواس فكری – عملی شد. در سال 1867 ، او مجبور شد چندین ماه را در آسایشگاه بیماری های عصبی سپری کند تا اشتیاق وسواسی را برای شمارش و شمارش هر چیز جلب توجه کند: برگها روی درختان ، گلها روی کاغذ دیواری ، ستاره ها در آسمان ، مهره ها در گردنبند یک خانم و حتی قطره های پر آب دانوب.

و یک ویژگی دیگر از ویژگیهای این شخصیت عجیب و غریب بود: عدم اعتماد به نفس مداوم و نیاز به “چسبیدن” به برخی از مربیان ، که بدون هیچ گونه س questionال می توان از قدرت آنها پیروی کرد.  آنتون بروکنر در دهه 1950 آنتون بروکنر در سال 1950 -s

زندگی و p بروکنر که در سنت فلوریان و سپس در لینز کار می کند ، کارهای زیادی را می سازد. او نه تنها موزیکال است ، بلکه بسیار سخت کوش نیز هست. شعارهای معنوی ، کانتاتاها ، توده ها از زیر قلم او بیرون می رود – برای 20 سال فعالیت آهنگساز عملی او تعداد قابل توجهی از اپوسهای جامد را ایجاد کرد که بیانگر متوسط ​​آنها تأیید مشتری و مصرف کننده است. 1854) ارکستر سمفونیک بامبرگ ، رهبر ارکستر کارل آنتون ریکنباخر: https://www.classicalmusicnews.ru/wp-content/uploads/2020/10/02.mp3

کاملاً واضح است که ما پیش از خود آهنگساز کلیسایی مستقر داریم که مهارت های حرفه ای بر اساس سبک موسیقی مقدس آلمانی-اتریشی ، عمدتا در قرن هجدهم است.

او مهارت خوبی را کسب کرده است ، در سینه خلاق خود به اندازه کافی تکنیک های تسلط یافته و جاهای خالی وجود دارد.

اما بروکنر کافی نیست او “در واقع” آهنگساز باشد ، او می خواهد این واقعیت به طور رسمی تأیید شود و به طور منظم آثار خود را با درخواست ارسال بررسی كتبی به همكاران ارجمند نشان می دهد. او انواع دیپلم ها را جمع آوری می کند و حتی در زمینه آهنگسازی از یک مبتدی نیز دور است ، معتقد است که به یک رهبر نیاز دارد – شخصی که دقیقاً می داند موسیقی چگونه کار می کند و چگونه آن را به درستی آهنگسازی می کند.

شش سال تمام چنین مربی

این مطلب هم جالب هست  "سه نفر در یک ماشین ، و ما هنوز هم پول را از دست داده ایم": آیا موسیقی زنده قبل از Covid-19 شکسته شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *