اکاترینا آنتوننکو: “جستجوی بهشت ​​گمشده در هیچ موسیقی امکان پذیر نیست”

 Ekaterina Antonenko. عکس - Ira Polyarnaya Ekaterina Antonenko. عکس – Ira Polyarnaya

مدیر هنری گروه آوازی Intrada Ekaterina Antonenko در مورد موسیقی اولیه ، مقدس بودن خیالی و چگونگی صداگذاری مسکو.

< strong> – امروز پس از تمرین ، دوباره خود را از قرن 16 به ترافیک عصبانی عصر مسکو می بینید. آیا تغییری در ضربان قلب احساس می کنید؟

– اصولاً ورود به این ریتم برای من بسیار دشوار است ، زیرا به دلیل همه گیر شدن بیماری مدتهاست که در مسکو نیستم. در دوران کودکی من این شهر بسیار سنجیده تر بود ، اما اکنون من به سختی با آن سازگار می شوم. برای من سخت است وقتی جمعیت زیادی از مردم در اطراف باشند و یک جریان مداوم داشته باشند. شاید این باعث شارژ مجدد کسی شود ، اما من وقتی طبیعت مرا احاطه می کند از بسیاری جهات یک درون گرا و عاشق هستم. ترجیح می دهم جایی در هوای آزاد کار کنم.

– معلوم می شود که موسیقی اولیه نیاز شما را برای یک جریان سنجیده شده زمان برآورده می کند؟

– همه چیز به این بستگی ندارد دوران ، اما از خلق و خوی آهنگساز. من فکر می کنم هندل در مسکو مدرن به خوبی کنار می آمد ، اما بعید به نظر می رسد ، باخ به لایپزیگ آرام نیاز داشت. تفاوت در جهان بینی آنها را می توان در واقعیت های زندگی نامه آنها جستجو کرد. یک جفت مشابه را از دوره رنسانس حتی قبل از آن بگیرید – Palestrina و Lasso. نفر اول همه زندگی خود را در یک مکان گذراند و به جایی نمی رفت ، اگرچه از او دعوت شده بود. اما لاسو ، مانند یک فلاندیایی واقعی ، بسیار سفر کرد و فقط پس از آن در مونیخ اقامت گزید.

– وقتی در آلمان زندگی می کردید ، آیا کار راحت تر بود؟

– اگر عبور کنید با قطار از مرکز برلین حدود 25 دقیقه ، سپس می توانید خود را در یک دهکده عمیق پیدا کنید – امکان چنین ترکیبی برای من ایده آل است. اما من در مسکو متولد شدم ، خانواده و کار مورد علاقه من اینجا هستند ، بنابراین شما باید خود را با شرایط آن سازگار کنید.

گروه Intrada: کمی تاریخ و امروز

– В آیا در دوران کودکی شما موسیقی زیادی وجود داشت؟

– در خانواده من هیچ نوازنده ای وجود نداشت ، اما ما دوست داشتیم آواز بخوانیم. پدربزرگ به خصوص خوب آواز می خواند. او عاشق آواز بود و وقتی ضبط می کرد از خوانندگان نفس می کشید ، هرچند که خودش حرفه ای مهندس بود. اقوام نزد او آمدند ، در یک اتاق نشستند و آواز خواندند – به نظر می رسد که آنها می توانند این کار را بی وقفه انجام دهند. من به سختی چنین وضعیتی را در دنیای مدرن تصور می کنم.

– آنها چه آواز می خوانند؟

– پدربزرگ و مادربزرگ من در کنیسه یک کنتور بود ، بنابراین همه آنها آهنگهای معنوی را به یاد می آورند ، که در آنجا صدا کرد آنها همچنین ترانه های محلی اوکراینی را می خواندند ، پدربزرگ من دوست داشت عاشقانه ها و آریای اپرا بخواند.

– وقتی شخصی به عکس های معماری مذهبی اروپا نگاه می کند – مثلاً Notre Dame ، کلیسای جامع روئن ، کرچ های لایپزیگ و کلن ، در سر او او به طور غیر ارادی یک توده کاتولیک یا پروتستان دارد – هر آنچه که توسط حافظه فرهنگی حفظ می شود. از این نظر ، اروپا برای موسیقی خودش منظره ای زنده است. و مسکو چه صدایی دارد؟

این مطلب هم جالب هست  شوستاکوویچ سینما و تئاتر: از بالزاک تا شکسپیر

– به نظر من مسکو کمتر یک مجموعه زنده است. در اینجا کلیساهای باروک زیادی وجود دارد که نیازی به ذکر معماری کلاسیسیسم نیست. به عنوان مثال ، در منطقه کیتای گورود ساختمانهایی از اواخر باروک وجود دارد که در آنها اصطلاحاً “آواز بخشی” به صدا در می آید – موسیقی کرال چند صدایی که به صورت قطعاتی اجرا می شود. این روند که از اواسط قرن هفدهم از غرب به ما وارد شد ، تا اواسط قرن هجدهم به عنوان اصلی ترین موسیقی روسیه شناخته می شود ، مهمترین ژانر آن دوره کنسرت کرال حزبی بود.

– بله ، اما وقتی نگاه می کنید تصویر صوتی باروک مسکو از یک کنسرت به وجود نمی آید.

– درست است. اما در اینجا زمینه عظیمی برای فعالیت ظاهر می شود – اینکه هم برای خودتان و هم برای شنوندگان آن گنجینه هایی را که درست زیر بینی ما هستند کشف کنید. تا به امروز ، نمونه های بسیار کمی از اجرای کنسرت های بخشی ، به ویژه چند صدایی ، برای 8-12 صدا وجود دارد.

خوشبختانه تعداد زیادی نسخه خطی موسیقی وجود دارد ، اما فقط تعداد کمی از محققان هستند که این ثروت ها را رمزگشایی می کنند. بنابراین ، تصویری مخدوش شکل می گیرد ، گویی اتفاقی نیفتاده است. به نظر نمی رسید که یک دوره موسیقی کامل با آهنگسازان برجسته و با بالاترین فرهنگ اجرا وجود داشته باشد. من خودم مدتها با این احساس زندگی کرده ام و منحصراً درگیر موسیقی غربی بوده ام.

در طول قرن ها. Ekaterina Antonenko درباره کنسرت “Baroque Musical Russian”

– و سپس؟

– و سپس شروع به نوشتن پایان نامه در مورد Baldassar Galuppi کردم – او آهنگساز سبک غرور است ، که به روسیه آمد و بنیانگذار کنسرت سرود کلاسیک روسی شد. اما او باید از جایی شروع می کرد. و شروع کردم به فهمیدن که در واقع ، اساس این کنسرت معنوی روسیه چیست. همه اینها به سادگی هیجان انگیز به نظر می رسید.

هنرستان مسکو محققان فوق العاده – ناتالیا پلوتنیکوا و آنا بولیچوا را استخدام می کند. آنها برای من نت هایی فرستادند و من فهمیدم که موسیقی باروک روسی فقط یک دنیای بی انتها است. این برنامه برای مجریان درجه یک طراحی شده است و چنان استادانه نوشته شده است که گاهی اوقات نمی توانستم چشمانم را باور کنم. این بالاترین فرهنگ بود و آهنگساز اصلی آن واسیلی تیتوف بود. تاریخ دقیق زندگی وی مشخص نیست ، اما این نیمه دوم قرن هفدهم – اوایل قرن 18 است.

– چه چیزی بین موسیقی کرال قدیمی و مدرن که توسط Intrada اجرا می شود مشترک است؟

– ما با موسیقی اولیه شروع کردیم و مدتها بود که به غیر از آهنگسازی از دوران رنسانس و باروک کار دیگری انجام ندادیم. و این یک شروع شگفت انگیز بود ، زیرا چند صدایی بودن سبک های قدیمی مسئولیت عظیمی را به هر صدای گروه تحمیل می کند. این کیفیت صدای باند را بسیار بهبود می بخشد. بنابراین ما چنین پایه ای را ایجاد کرده ایم که بعداً می توان هر ساختمانی را بنا کرد.

و در موسیقی مدرن نیز به این وضوح بلوری و خلوص صداها نیاز است ، بدون آن انجام برخی از ترکیبات به سادگی غیرممکن است. علاوه بر این ، موسیقی باستان و مدرن با یک حس مشابه از زمان ، یک احساس زندگی در یک لحظه ، که می تواند به مدت یک ساعت و نیم گسترش یابد ، پیوند خورده است. همه اینها به موسیقی مدرن برگشته است ، گویی به صورت مارپیچ.

– چه چیزی از این نظر موسیقی کر را در عصر رمانتیسیسم متمایز می کند؟ شما به سختی آن را اجرا می کنید.

این مطلب هم جالب هست  اولین نمایش در Zaryadye: oratorios "Theophan the Greek" و "Andrey Rublev"

– تعمیم همیشه دشوار است ، اما من فکر می کنم که از احساس “این زندگی” متولد شده است ، مانند “اینجا و اکنون” وجود دارد و اغلب به دنبال خدا نیست … برخی از آهنگسازی ها خود گویاست. به عنوان مثال ، ركيوئم آلماني برامس. کلمات موجود در آن از کتاب مقدس گرفته شده است ، که برامس آن را به خوبی می دانسته است ، اما این کلمات توسط وی به گونه ای انتخاب شده است که در آنها حتی یک اشاره به مسیح نشده است. در حقیقت ، این یک احکام برای انسان است ، نه برای خدا. این اتفاق در موسیقی اولیه نمی توانست رخ دهد.

– به نظر شما ، چرا بسیاری از اوایل موسیقی را به عنوان چیزی باستانی و خسته کننده تلقی می کنند؟

– چون اغلب ضعیف اجرا می شود خیر ، مطمئناً نمی توان انتظار داشت که هر شنونده ای آموزش ندیده به کنسرت بیاید و بلافاصله عاشق این یا آن موسیقی شود ، حتی اگر اجرای درخشان را بشنود. هنوز هم ، اجرایی که واقعاً نفس می کشد و زندگی می کند شانس بیشتری برای رسیدن به شنونده و علاقه مند کردن او دارد.

و تجربه گوش دادن بسیار مهم است ، زیرا درک موسیقی جدی مهارتی است که باید روی آن کار کرد ، از جمله همان خواندن ادبیات خوب. از طرف دیگر ، از قرن بیستم ، موسیقی اولیه به بخشی از جریان اصلی تبدیل شده است ، که قبلاً هرگز نبوده است. بنابراین شما فقط باید با اجراهای درجه یک شروع کنید و در صورت امکان بهتر است به صورت زنده به آنها گوش دهید.

– آیا موسیقی که در متن مقدس نوشته شده همیشه به معانی آن بستگی دارد؟

– این یک موضوع بسیار جالب است. در واقع وابستگی موسیقی به متن مقدس مشهود نیست. واقعیت این است که چنین موسیقی را همیشه نمی توان معنوی خواند ، ممکن است یکی با دیگری متفاوت باشد. بسیاری از افراد به دنبال “بیشتر” در موسیقی هستند و فکر می کنند: “اوه ، اگر من به کنسرت بروم ، آنها در آنجا آهنگسازی” معنوی “را اجرا می کنند. متأسفانه اتفاق می افتد که برخی از آهنگسازان از این استفاده می کنند.

اما متن یا محتوای مقدس به تنهایی برای “معنوی” شدن موسیقی کافی نیست. برعکس ، ممکن است آهنگسازی چیزی را نقل نکند ، اما موسیقی چنین خواهد بود. Sviridov چنین مواردی را دارد ، به عنوان مثال ، “کنسرت او به یاد یورلوف” ، که بدون هیچ کلمه ای نوشته شده است ، یا گروه کر “Saint Love” از موسیقی به درام الکسی تولستوی “تزار فیودور یوانوویچ”

شش قرن چمن

– آیا موسیقی قدرت ایجاد معانی خاص خود را در کنار معانی معنوی دارد ، همانطور که در متن های معمولی و در عین حال ضعیف اتفاق می افتد؟

– موسیقی می تواند متون معنوی را تفسیر کند. به عنوان مثال باخ از طریق موسیقی خود تبلیغ می کند و من خودم این فرصت را داشتم که هنگام تحصیل در لایپزیگ این تجربه را داشته باشم. من اغلب در کلیسای سنت توماس – جایی که باخ در آنجا کار می کرد – به کنسرت گوش می دادم. هنگامی که یکی از کانتاتاهای او به صدا درآمد ، در حالی که شنونده در طبقه پایین نشسته بود ، ارگ از بالا بازی می کرد و تنور درست بالای شنونده ایستاده و تلاوت را انجام می داد. سپس من درک روشنی از این خطبه داشتم.

– پیتر فیلیپس گفت که برخی از کارهای باخ بسیار زیاد ارزیابی شده اند. به عنوان مثال ، “Oratorio کریسمس”. آیا با او موافقید؟

این مطلب هم جالب هست  برندگان مسابقه طرح های بنای یادبود چایکوفسکی در سن پترزبورگ

– پیتر فیلیپس یک عذرخواه از دوره رنسانس است و بسیاری از ویژگی های موسیقی باروک به طور کلی با دیدگاه اجرایی وی مغایرت دارد. برای او ، پایه و اساس یک ساختار ریتمیک واضح با مدت زمان حتی تأیید شده ، ناشی از چندصدایی است. بنابراین ، فیلیپس ، در اصل ، با بی نظمی های آن با باروک تناقض دارد ، او فقط به این گرایش ندارد. اما ، به نظر من ، یافتن نقاط ضعف در باخ بسیار دشوار است ، آنها به راحتی وجود ندارند. در مورد پالسترینا نیز همین طور است – او 104 توده را نوشت و یافتن کوتاهی از آن غیرممکن است. این آهنگسازان در هر آهنگسازی در بهترین حالت خود بودند.

– در صفحه نمره یکی از آثار معنوی خود ، باخ نوشت که فیض الهی از قبل در این موسیقی موجود است. 600 سال قبل از او ، هیلدگارد بینگن (آهنگساز معروف راهبه قرون وسطایی – ویراستار) مفهومی را بنا کرد که براساس آن موسیقی می تواند بشریت را شفا دهد و آواز می تواند آن را به بهشت ​​گمشده نزدیک کند. ما با فاصله زمانی به اندازه نصف هیلدگارد از باخ جدا شده ایم. اما دیگر کسی به دنبال بهشت ​​نیست؟

– پس چرا؟ یک فرد همیشه به دنبال یک بهشت ​​گمشده خواهد بود ، این معنی زندگی او در زمین است. این موسیقی ، هنر است که حداقل از همه به واقعیت گره خورده است که قادر است این بعد را برای فرد باز کند. اما در اینجا خطر نیز وجود دارد. و صادقانه بگویم ، مفهوم هیلدگارد ، جدا از موسیقی ای که وی در مورد آن صحبت می کرد ، می تواند منجر به دور و در جایی نادرست شود. موسیقی هم می تواند به خدا منتهی شود و هم از او دور شود. موسیقی می تواند پر از اهریمن باشد و پس از آن قادر به بهبود نیست. بنابراین نمی توانید به دنبال بهشت ​​گمشده در همه موسیقی باشید.

– بنابراین با آهنگساز نیکولای کارتنیکوف ، که نوشت که ویژگی هستی شناختی موسیقی تصدیق زندگی است موافق نیستید؟

– فکر می کنم حرفه واقعی موسیقی شهادت به زیبایی و زندگی الهی است. اما اگر ما در مورد زندگی با یک نامه کوچک صحبت می کنیم ، پس آن اغلب پر از تناقض است.

انتشارات ایوان لیمباخ کتابی با عنوان “موضوعات با تغییرات” از نیکولای کارتنیکوف را منتشر کرده است

اکاترینا آنتوننکو در مورد پروژه های آینده:

“اکنون Intrada در حال ضبط یک کانادای SOS توسط الکسی سیسوف است. این پروژه بیشتر به دلیل همه گیری بوجود آمد. در ماه مارس ما مجبور شدیم به تور نیویورک برویم: پس از یک دوره آماده سازی دشوار ، سرانجام کل گروه ویزا دریافت کرد. و چند روز قبل از سفر ، همه چیز لغو شد.

با تشکر از صندوق Mart ، ما اکنون این عملکرد را ضبط می کنیم ، این نمایش در ماه نوامبر در جشنواره میخائیل باریشنیکوف در آمریکا نشان داده می شود. در کنار این ضبط ، Intrada به تازگی فصلی را در مسکو با اجرای نمایش در سالن کنسرت چایکوفسکی و سالن بزرگ هنرستان مسکو آغاز کرده است.

همچنین ، Intrada در حال حاضر پروژه “شاهکارهای موسیقی مقدس روسیه در پایتخت و مناطق روسیه” را اجرا می کند: از دوران باروک تا به امروز “با حمایت وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه”.

ماریا نویدیموا ، موزیوم  Ekaterina Antonenko. عکس - Ira Polyarnaya

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *