شاهزاده خانم گرمینا غمگین است و به یاد …

 صحنه ای از اپرای صحنه از اپرای PI چایکوفسکی “یوجین اونگین” – تئاتر “از طریق شیشه نگاه”. عکس – ویکتور واسیلیف

تئاتر Zazerkalye در سن پترزبورگ اوژن اونگین را به جشنواره ماسک طلایی آورد.

امسال جشنواره ” ماسک طلایی »در اوج خود قرنطینه قطع شد. بنابراین ، تمام نمایش های جشنواره ای که قرار بود در ماه های مارس-آوریل برگزار شود ، به پایان تابستان و پاییز موکول شده اند.

متأسفانه ، مسکو بسیاری از اجراهای انتخاب شده توسط شورای متخصص را نمی بیند – همه گیری وضعیت اوضاع را پیچیده کرده است ، از جمله از این رو ، بازدید از پایتخت برخی از پروژه های گران قیمت باید کاملاً رها شود: هیئت منصفه به بررسی چنین نامزدهایی در سرزمین اصلی خود می پردازد. در نتیجه ، پوستر جشنواره اپرا به خصوص ضعیف به نظر می رسید – عمدتا توسط نامزدهای اجراهای مسکو شکل گرفته است ، که نیازی به بردن آنها در هیچ کجا نیست.

اما هنوز برخی از مجریان مهمان وجود دارند. حتی قبل از قرنطینه در بهار ، او موفق شد “سه خواهر” خود را در پایتخت تئاتر اپرا و باله یکاترینبورگ به نمایش بگذارد. و روز دیگر در صحنه “اپرای جدید” ، سنت پترزبورگ “از طریق شیشه به دنبال” در چارچوب جشنواره بازدید می کرد ، که به مردم کلانشهر شهر خواندن غیر بی اهمیت اپرای کلاسیک شماره یک روسی را پیشنهاد می کرد.

تصمیم کارگردان الکساندر پتروف البته بسیار نویسنده است ، که انتظار می رود برای تئاتر کارگردان ، یک صحنه ، به طور کلی ، آزمایشی.

اولین چیزی که بینندگان هنگام خاموش شدن چراغ می بینند گوشه ای دنج از آپارتمان یک پیرمرد است: یک مرد موی خاکستری در یک صندلی راحتی چرت می زند ، و یک پیرزن در حال یادآوری خاطرات است … از جعبه مخفی که بیرون می آورد او یک نامه گرامی است ، یک ضبط گرامافون می گذارد – دوئت “آیا شما شنیده اید …” از ضبط مشهور Khaikin از صداهای 1955 …

همه اپرای بعدی خاطرات شاهزاده خانم میانسال گرمینا (تقلید از نقش اولگا فرمن) در مورد احساس مشتاق سابق است ، درباره فاجعه تمام زندگی خود: مانند سایه ، مانند یک شبح ، بیش از یک بار بی سر و صدا روی صحنه بلغزد ، و قهرمانان “رمان خود را” تماشا می کند.

این مطلب هم جالب هست  "روایت این است که ما رکورد نمی فروشیم": خوانندگان زن سیاه پوست بدون سابقه صنعت انگلستان

دومین نوآوری مهم ایده تئاتر در تئاتر است: روی صحنه – یک پیاده روی متوسط است از پارک تابستانی خوشحالم ، صندلی هایی برای تماشاگران ترتیب داده شده است ، لارینا و فیلیپینا تماشای تاتیانا و اولگا را که روی صحنه مشغول بازی هستند ، می رقصند و نوعی دامپروری را به تصویر می کشند. هر هفت عکس از این اپرا از این تکنیک استفاده می کنند و به اندازه کافی عجیب ، در هر یک از آنها مناسب خواهد بود ، نه تنها در “شلوغ” مانند توپ های لارینسکی یا گرمینسکی.

تئاتر بودن هیپرتروفی نیز توسط اسرارآمیز وارد عمل می شود ” سراب های موسیقی “: کابوس تصویری تاتیانا ، که در آن کسی بدنام با سر یک خرس ظاهر می شود ، به طور تصادفی به مناسبت روز نام خود ،” سفر در زمان “شاهزاده خانم گرمینا ، به یک توپ تبدیل می شود ، که در پایان با بازگشت پدالین نامه یادبود به جعبه آرزو و غیره به پایان می رسد – همه این “درج” ها بر اساس “تخیلات صوتی” آهنگساز آناتولی کورولیوف ، بر اساس نقل قول های قابل تشخیص از نمره چایکوفسکی انجام می شود. یک کنتراست رنگ سخت غالب است – سیاه و سفید: این صراط مستقیم است ، برابر با صداقت شخصیت اصلی است که با آن زندگی می کند ، به او اجازه می دهد تنها کار ممکن را برای او انجام دهد انتخاب اخلاقی شاید ، همانطور که در نمایشنامه پتروف نشان داده شده ، او از کارهایی که برای بقیه زندگی خود انجام داده ناراحت است ، اما متفاوت عمل کردن خارج از ایده های او در مورد خوب و بد است.

تئاتر موسیقی کودکان پایتخت شمال ، علاوه بر تخصصی که در عنوان ذکر شده است ، و فضا بسیار صمیمی است: نمی توان گفت عمارت زیبا در خیابان روبنشتاین برای یک اپرا ، به ویژه برای یک اپرای بزرگ ایده آل است. با این حال ، این اولین بار نیست که آنها به بومهای بزرگ رپرتوار “بزرگسالان” روی می آورند ، به عنوان مثال ، این فصل بیش از این افتتاح نشد – نه کمتر از جاه طلب وردی اتللو.

این مطلب هم جالب هست  نتربکو روز تولد خود را در تئاتر Mariinsky

از اپرای بزرگ روسیه ، Onegin “، شاید در این مرحله مناسب تر از دیگران باشد – به هر حال ، پوتر ایلیچ از بسیاری جهات به فکر ذهنیت خود ، مجلسی ، صمیمی ، و تعریف ژانر خاصی از آن – صحنه های غنایی – بود. در پایتخت ، این نمایش در فضای بسیار وسیع تری نشان داده می شد ، علاوه بر این ، در اپرای نوایا سالهاست ، از زمان کولوبوف ، Onegin فوق العاده آن اجرا می شود. و نوازندگان سن پترزبورگ در این قالب بزرگ گم نشدند – عالی به نظر می رسیدند و فضای مجلسی در کل اجرا ناپدید نمی شد.

مائسترو پاول بوبلنیکوف در ظاهراً غیرممکن موفق شد. خوانش موسیقی او متناقضانه مقیاس و بیان عصبی را در صحنه های نمایشی و دلتنگی دردناک و احساسات پیچیده و صمیمیت لطیف ترکیب می کند ، که شما را کاملاً در فضای احساسات قهرمانان چایکوفسکی و پوشکین غرق می کند.

” “Onegin” توسط بوبلنیکوف بسیار شخصی ، هیجان انگیز به نظر می رسد ، واضح است که برای استاد این فقط یک امتیاز نیست ، بلکه یک جمله بسیار صمیمی و معنی دار است. به لطف این پیام باورنکردنی است که شما ایرادهای جزئی ارکسترال را می بخشید ، که متأسفانه برای چنین شب مسئولیت پذیری بسیار زیاد بود.

در همان زمان ، رابطه بین استاد و خوانندگان ایده آل بود – آواز صمیمانه ، با لهجه های دقیق و صحیح ، نه فقط آواز با کیفیت بالا برهنه ، اما محتوای شاعرانه هر عبارت. عملکرد نوازنده جوان گریگوری چرنتسوف در نقش اصلی امیدوار کننده بود – صدای قوی و زیبای خواننده با اصطلاحات عالی در ترکیب با ظاهری زیبا باعث ایجاد تصویری باشکوه از تماشاگران شد که به نمونه اولیه آن بسیار نزدیکتر از آنچه معمولاً در صحنه اپرا به تصویر کشیده می شود.

روم آرنت ، تنور باتجربه ، موفق شد با چنین اونگین تضادی نداشته باشد – لنزکی او نیز شاعر و جوان ، بی حوصله و لرزان بود: معلوم شد که دو دوست دشمن هماهنگ و به یاد ماندنی هستند. من همچنین از Yakov Strizhak در بخش کوتاه ، اما همیشه م ofثر Gremin – آوازی رسا و باکیفیت ، خوششان می آمد و صدا نیز خوش تیپ است.

این مطلب هم جالب هست  استاد کنسرت ارکستر سمفونی Gubernatorsky Alexander Vinogradov درگذشت

همانطور که انتظار می رفت ، تاتیانا ، شخصیت اصلی این داستان کاملا روسی ، در مرکز داستان قرار گرفت. چندی پیش النا میلایوا (Maksimova) – یک بازیگر بی تجربه ، که فقط در بازی های بزرگ تلاش می کرد (من Iolanta او را به یاد می آورم ، که جذابیت جوانی و نقص آن را ترکیب کرد) ، در حال حاضر در یک زمان خوش است ، زمانی که طراوت جوانی هنوز نرفته است ، اما مهارت این به طرز قابل توجهی رشد کرده است: او در حالی که آواز را با بازی گاه به گاه ترکیب می کند ، یک نقش نمادین را به معنای خوب کلمه در یک پریمونا آواز می خواند – وزین ، معنی دار ، گویا ، با عباراتی عالی ، با لهجه های مناسب. چنین تاتیانا ، البته ، به اعتقاد شما ، و با همه لباسها – هم یک خشکبار استانی ترسو و هم یک بانوی بزرگ زرق و برق دار توپ سن پترزبورگ.

این هنرمند به ویژه در صحنه نهایی موفق بود – شاید سخت ترین ، چشمگیرترین: در اینجا او پالت گسترده ای از رنگها را نشان داد – از اشعار ظریف و مالیخولیای دردناک ، تا پرتگاههای واقعاً غم انگیز.

سایر تکنوازان نیز از سطح موسیقی شایسته ای در تولید پشتیبانی می کردند: لارینا – Ekaterina Kurbanova ، اولگا – آنا Evtushenko (Nedorezova) ، فیلیپینا – Daria Rositskaya ، Rotny – Andrei Mikheev ، Zaretsky – Andrei Udalov ، Trike – Kirill Kostromin.

گروه کر تئاتر نیز تأثیر دلپذیری از خود به جای گذاشت: صداها جوان ، روشن ، آواز هماهنگ ، موسیقی هستند.

به طور کلی ، تصمیم موسیقی برای اجرا مهمترین لحظه مثبت نمایش بود که در واقع باید در هر تئاتر موسیقی عادی باشد. خوشحال کننده است که گروهی که از نظر عینی منابع محدودی دارد (به هیچ وجه امکان رقابت با ماستودون ماریینسکی وجود ندارد) ، توانایی تولید چنین عملکرد با کیفیتی را دارد.

Alexander Matusevich

 صحنه از اپرای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *