میخائیل پاندزاویزه: “هیچ کس سرزنش نمی کند که او در یک لحظه دشوار فرار کرده”

 Mikhail Pandzhavidze میخائیل پانژاویدزه

اپرای روسیه کارگردان میخائیل پاندزاویزه همچنان در بلاروس کار می کند ، اما ، البته ، او قصد ندارد که فقط به آن محدود شود. همه گیری یک پیچ و تاب چشمگیر به سرنوشت او اضافه کرد ، که در پایان سال گذشته به طرز چشمگیری تغییر کرد …

– دسامبر گذشته ، شما رفتید تئاتر بلشوی بلاروس. چه دلیلی وجود داشت و دلایل این مرحله چیست؟

– مدیریت تئاتر تغییر کرده است: یک مدیر هنری جدید آمد ، با تسلیم وی وزیر جدید جایگزین مدیرکل تئاتر شد ، و او به نوبه خود چیزی بهتر از مرا برکنار کن.

ولادیمیر گریدیوشکو: “تئاتر اپرا و باله بلشوی بلاروس یک برند جهانی است”

این یک دلیل است. و دلیل آن در استراتژی جدید رهبری جدید است ، که اعلام کرد “ما به وارنگی ها احتیاج نداریم” ، اما ما به کادرهای ملی جوان بلاروسی احتیاج داریم.

بنابراین ، من به دادگاه نیامدم ، در این مفهوم نمی گنجیدم ، و من آنها بدون تردید در وسایل از تئاتر برداشته شدند.

– دهمین سالگرد شما در مینسک یک دوره کامل در تاریخ تئاتر اصلی موسیقی جمهوری است. چه کارهایی را برای شما مهمترین کارها می دانید و چرا؟

– اول از همه ، نابوکو ، که من با آن به تئاتر آمدم – مدت زیادی طولانی راه می رفت ، موفقیت آمیز بود ، اما بعد آن را حذف کردیم رپرتوار ، زیرا تزئینات آن فرسوده شده است – آنها آن را بسیار نورد داده اند.

قرار بود دقیقاً ده سال بعد از سر گرفته شود – اما متأسفانه ، این اتفاق نمی افتاد ، دلیل آن مجموعه ای کامل از حوادث دراماتیک بود: این و مرگ طراح تولید و ورود مدیریت جدید و اخراج من.

اولین نمایش اپرا “نابوکو” در تئاتر اپرا و باله بولشوی جمهوری بلاروس برگزار شد

عنوان دوم “افسانه خاکستری” است ، یک اپرا از دیمیتری اسمولسکی آهنگساز بلاروسی: این اجرا جایزه دولتی بلاروس را دریافت کرد.

مطمئنا ، من آرایشگر سویل را دستیابی به موفقیت بزرگ می دانم – بسیاری از مردم آن را درک نکردند ، اما اجرایی است که به سبک یک کمدی دل آرت ساخته شده و کاملا جذاب است. کار گروه – این یک اجرای کلاس جهانی بود ، اما متأسفانه ، از او به اندازه کافی قدردانی نشد ، و علاوه بر این ، او یک مصدومیت در هنگام تولد داشت – او به دلیل ترکیب خاصی از تکنوازان تیز شد.

وقتی این افراد به دلایلی نتوانستند اجرا کنند – عملکرد چیزهای زیادی را از دست داد و از آنجا که چنین شرایطی غالباً اتفاق می افتاد ، به تدریج پتانسیل او کمرنگ شد. باید مرتباً تکرار می شد ، زیرا صحنه آن بسیار دشوار بود – در نتیجه ، متأسفانه ، از کارگاه خارج شد.

مکبث برای من کار بسیار جالبی بود که ما در آن سه جادوگر معرفی کردیم ، در این نزدیکی به شکسپیر است – نه یک گروه کر کامل از جادوگران ، بلکه سه جادوگر که توسط رقصندگان باله اجرا می شود. ما این اجرا را به جشنواره ای در پافوس ، قبرس در سال 2019 بردیم و در آنجا موفقیت بزرگی حاصل شد.

افتخار روستایی و پالیاچی دو اجرایی هستند که اگرچه با زیبایی شناسی کاملاً متفاوت ساخته شده اند ، اما برای من ، قبل از هر چیز ، توسط بازیگری بسیار جالب و جالب توجه بود. کارهای کاملاً شگفت انگیزی وجود داشت.

من بازی بچه ها “Doctor Aibolit” را خیلی دوست داشتم – یافته های بسیار خنده داری وجود داشت ، آنها هنوز هم خاطرات بسیار دلپذیری را تداعی می کنند. توراندوت ، که من آن را به یاد هنرمند ایگور گرینویچ ، که با او بسیار کار کردم ، تقدیم کردم ، آخرین اجرای او بود که متاسفانه او او را ندید – من نمی توانم آن را اثری برجسته بنامم ، اما در روح او فرو رفته است. < / p>

همچنین یک کنسرت به روز پیروزی اختصاص داشت – شگفت انگیز ، با چنین فداکاری ای که توسط بچه ها اجرا شد ، در آن زمان چنین کنسرت های تئاتری وجود نداشت.

– اکنون صحبت کردن در مورد مفاهیم ، در مورد مفهوم مد است … مفهوم توسعه گروه اپرا در دوره شما چه بود؟

این مطلب هم جالب هست  انجمن فیلارمونیک کالینینگراد

– تیم ما وظیفه تئاتر را اجتناب از انزوا در فضای آن و “کشور” خاص می دانست. ما می خواستیم تئاتر یک سطح اروپایی و در آینده یک سطح جهانی برای ادغام در فضای اپرای جهانی شویم. بنابراین ، جشنواره ها ، انجمن ها ، مسابقات ایجاد شد ، تعداد زیادی از مدیران دعوت شده از خارج از کشور – چه در خارج و چه در خارج از کشور وجود دارد.

چیزی موفقیت آمیز بود ، چیزی خیلی خوب نیست ، اما من فکر نمی کنم اینکه کسی در برابر شکست بیمه شده باشد ، وضعیت عادی امور است. معصوم بودن سخت است: ما پاپ نیستیم ، ما هنرمند هستیم. ما فراز و نشیب های خلاقانه ای داشتیم ، اما بردار کلی روشن بود – ایجاد یک خانه اپرای اروپایی در سطح جهانی در بلاروس. این وظیفه ما بود و در حد توان خود سعی در اجرای آن داشتیم ، چقدر قضاوت برای ما خوب نبود ، بلکه برای دیگران: منتقدان ، مردم ، همکاران.

– بلشوی بلاروس ، از یک طرف ، تئاتر – با سنت های عالی ، با تاریخ ، با صداهای باشکوه. از طرف دیگر ، چیزی مانع او شد و مانع از این شد که او به رهبر اروپا تبدیل شود. به نظر شما در اینجا صید چیست؟

– س questionال دشواری. ابتدا باید بفهمید که چه کسی رهبر است و منظور ما از رهبری چیست. آیا متروپولیتن اپرا یک رهبر است؟ حدس می زنم بله باشد. از طرف دیگر ، تئاتری با چنین منابعی چگونه به همه گیری پاسخ داد؟ اما به هر روشی – بسته شد ، و این همه ، و چه زمانی باز خواهد شد – مشخص نیست. آیا این رهبر است؟ من شک دارم.

اپرا متروپولیتن نیویورک فصل 2020-2021 را لغو کرد

اما پاسخ سوال شما احتمالاً از جواب سوال قبلی ناشی می شود – توسعه تئاتر به سمت ادغام با اپرای جهانی این روند قادر است او را در آینده ، حداقل اگر نه به دنیا ، مطمئناً به رهبران اروپا برساند. ما باید باز باشیم ، بیشتر در فضای جهان نفوذ کنیم ، بیشتر ارتباط برقرار کنیم. و هنگامی که می خواهید رهبر شوید ، در حالی که خود را از همه دور می کنید و در آب خود می نوشید ، این راهی برای تخریب است که مانع توسعه می شود.

در ده سال گذشته ، ما فقط سعی کرده ایم همه کارها را برای غلبه بر یک شهر کوچک و انزوا طلبی و وارد یک قالب گسترده اروپایی شوید.

– چهار سال پیش ما در سامارا ، شهر مهم دیگری برای شما با شما صحبت کردیم. چه اتفاقی در آنجا افتاد ، وقایع چگونه توسعه یافتند؟

– سه سال شگفت انگیز در سامارا بود ، نمایش های فوق العاده ای روی صحنه رفت ، برای اولین بار تئاتر به “ماسک طلایی” منتقل شد ، و به جشنواره های بین المللی تایلند سفر می کرد.

میخائیل پانژاویدزه به عنوان مدیر ارشد تئاتر اپرا و باله سامارا منصوب شد

ما صحنه کوچک را افتتاح کردیم – تئاتر یک صحنه زیبا و جدید دارد. این زمان کار مثمر ثمری بود که با همکاری رهبر ارکستر تئاتر ، الکساندر میخائیلوویچ آنیسیموف انجام شد.

و سپس بودجه سقوط کرد – هیچ بودجه ای برای تئاتر اختصاص داده نشد و کار در این شرایط به راحتی جالب نبود. و شکافتن به دو جبهه کار ساده ای نبود – مینسک و سامارا ، بنابراین ، وقتی اوضاع در سامارا تغییر کرد ، طبیعی بود که یک انتخاب به نفع مینسک انجام شود.

میخائیل پاندزاویزه: “شوستاکوویچ همچنین باید در خانه اپرا صدا کند. ، و پروکوفیف ، و بریتن “

– علاوه بر مینسک و سامارا ، در طول پنج سال گذشته کجا و چه چیز دیگری را روی صحنه برده اید ، چه پروژه هایی در زندگی شما ، در حرفه شما ، در زندگی نامه شما اثر خاصی برجای گذاشته است؟

– من در قزاقستان بسیار کار کردم ، به ویژه دو اپرای ملی در آستانه – “بیرژان و سارا” و “کیز-ژیبک” با همکاری هنرمندان پاول دراگونوف و سوفیا تسماگامبتوا در آستانه به صحنه بردم. این اجراها فوق العاده به نظر می رسید ، هر دو بار مدیر موسیقی Abzal Mukhitdinov ، دوست بزرگ من بود – امیدوارم دوباره با او کار کنم.

این مطلب هم جالب هست  تئاتر ماریینسکی فصل را با برپایی اپرای The Snow Maiden و کنسرت لوکاس دبارگ

در ماه اکتبر ، برنامه دیگری برای نمایش “Kyz-Zhibek” برنامه ریزی شده است که اکنون در آلما آتا است.

او همچنین همکاری خود را با کازان از سر گرفت – او “عروس تزار” را در آنجا به صحنه برد ، نسخه ای از “عشق شاعر” را ساخت ، اپرای “جلیل” را در کانال Mezzo ضبط کرد و در تاریخ 9 مه برای 75 سالگرد پیروزی از این کانال پخش شد .

– صفحه مینسک برگردانده شده است. چه بعدی – برنامه های شما چیست؟

– تا زمانی که در اینجا ماندم شروع به چرخاندن صفحه مینسک کردم. من بلاروس ، این شهر ، این سرزمین ، این مکان ، این افراد را خیلی دوست دارم ، در حالی که ترجیح می دهم اینجا بمانم. من یک بار به اینجا آمدم – برای زندگی ، اما یک کار وجود دارد. اگرچه اکنون اوضاع در اینجا ساده نیست ، اما این بهتر است: هیچ کس سرزنش نمی کند که من در مواقع سخت فرار کردم.

من در دانشگاه فرهنگ کار می کنم ، کارگردانی می کنم و همچنین به صورت نیمه وقت در تئاتر موسیقی بلاروس کار می کنم. تاکنون تمام وقت نیست ، از آنجا که سفرهای زیادی وجود دارد ، بسیاری از پروژه ها در مکان های دیگر برنامه ریزی شده اند – به ویژه در ولگوگراد ، جایی که من مدیر اصلی اپرای تساریتسین بودم ، سامارا دوباره ظاهر شده است – برنامه هایی برای اجرای اپرای دوازده گانه داشکیویچ در آنجا وجود دارد. p>

من به همکاری با کازان ادامه خواهم داد – برنامه های زیادی وجود دارد. با این وجود ، من مینسک را به عنوان بندر خانه خود ترک می کنم. از جمله به این دلیل که همسرم به کار در خانه اپرای بلاروس ادامه می دهد.

– فقط در مورد همسرت: Ekaterina Golovleva یک خواننده اپرا است ، سوپرانو مقام اول. شما به خصوص در مینسک بسیار با هم کار کردید. این اثر چگونه ساخته شد ، چه تاثیری بر روابط شما در خانه داشت؟

– به کاتیا حسادت نخواهید کرد: او که زندگی خود را با من مرتبط کرده است ، طبیعتاً اغتشاشاتی را که با آن روبرو هستم تجربه می کند. درست است ، رهبری Bolshoi ، پس از جدا شدن از من ، قرارداد او را برای یک سال دیگر تمدید کرد: من فکر می کنم که این باید برای یک دوره طولانی تر باشد ، از آنجا که کاتیا فردی فداکار به تئاتر است ، او همیشه با لذت ، با اشتیاق کار می کرد ، و او ، مانند من ، بسیار ریشه دواند در بلاروس ، من عاشق این مکان شدم ، این افراد.

در مورد خانه ، در طول سال همه چیز به نوعی آسان تر شده است – آنها شروع به درمان بسیاری از چیزها با شوخ طبعی کردند. جوانان – مشاجره ، فحش ، اثبات چیزی به یکدیگر بودند. اکنون این مسئله متفاوت است – و مسائل روزمره باید حل شود ، علاوه بر این ، موارد جدی ، و مهمترین چیز دختر ما است که باید بزرگ شود.

اما در هر صورت ، ما شریک خلاق ، همکار باقی ماندیم ، ما برنامه هایی برای پروژه های مشترک داریم ، که در مورد آن هنوز از روی خرافات صحبت نخواهم کرد. اما ما دوستان صمیمانه ای هستیم و اطمینان دارم که هنوز هم وجود خواهد داشت – ما با هم کار خواهیم کرد.

– بیماری همه گیر صنعت اپرا را کاملاً مسدود کرده است. فکر می کنید بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا احتمال بازگشت به زندگی قدیمی وجود دارد یا اینکه اپرا به طور اساسی تغییر خواهد کرد؟

– پیش بینی دشوار است. در شرایط همه گیری ، برای خودم ، من هنوز به طور کامل برای خودم فهم نکرده ام ، و نمی توانم بفهمم اینجا چه چیزی بیشتر است – پزشکی یا سیاسی؟ و احتمالاً هیچ کس نمی تواند. و اگر کسی می تواند ، این بد است – این بدان معنی است که او دیگران را دستکاری می کند. اما من نمی خواهم به پیشینه سیاسی و اقتصادی اعتقاد داشته باشم.

این مطلب هم جالب هست  فیلارمونیک مسکو به مناسبت صد سالگی

یا بشریت واقعاً با تهدیدی بی سابقه روبرو شد – گرچه من طرفدار سناریوهای آخرالزمانی نیستم ، چه کسی می داند – شاید چنین تحولی از وقایع باشد. اما طبق مشاهدات من ، دارو هنوز به تدریج با شرایط کنار می آید. اگرچه می توانست بهتر و سریعتر و کارآمدتر باشد – اگر در سال های گذشته بیشتر به فکر توسعه دارو بودند تا خدمات پزشکی.

سالن های تئاتر ، هرچند آهسته و با تردید ، شروع به کار می کنند. به نظر من اقدامات قرنطینه ای بیش از حد بود و نیازی به تکرار آنها نیست و اوضاع با مرزهای بسته بیش از آنکه پزشکی باشد ، سیاسی است. امیدوارم همه اینها پدیده ای موقتی باشد و خیلی زود همه چیز تمام شود ، همه چیز احیا شود و مردم با کمال میل به تئاترها از جمله خانه های اپرا بروند.

فرهنگ را نمی توان نابود کرد ، در غیر این صورت ما به یک وضعیت حیوانی فرو خواهیم رفت.

– شخصاً چگونه از این دوره جان سالم به در برد و چه کردید؟

– من آرزو نمی کنم که دشمن چنین آشفتگی هایی را که برای من اتفاق افتاده است ، داشته باشد. بعد از اینکه از تئاتر اخراج شدم ، با مشکلات سلامتی روبرو شدم و برای بهبود سلامتی و استتار حالت عصبی در خانواده ، در شهر خودم ، راهی مسکو شدم. برخی کارها آغاز شد ، توافقاتی با برخی از تئاترها – شهری و استانی ظاهر شد ، بنابراین من به اندازه کافی آرام بودم. اما در نتیجه ، هیچ اتفاقی نیفتاد – همه گیری ایجاد شد ، همه قرنطینه شدند.

و من در یک آپارتمان اجاره ای تنها ، بدون خانواده (آنها در بلاروس ماندند) ، بدون کار ، در یک فضای محدود ، عملا بدون بودجه – اگر دوستانی نبودند که به من کمک می کردند ، من نمی دانم چگونه زنده می ماندم.

بعد از شروع امداد و آرامش قرنطینه ، ابتدا به کازان رفتم ، سپس به بلاروس بازگشتم و به نوعی فهمیدم ، که احتمالاً هنوز ارزش درخواست در مسکو را ندارد. بسیار دشوار است که بدون خانواده ، بدون عزیزان باشید: یک حالت عصبی وحشتناک ، بدتر از افسردگی.

بعد از همه گیری ، تمایل به کمک به من از همکاران بسیار کاهش یافته است: همه چیز در همه جا مشغول است ، نرخ ها مرتب شده اند ، مکان های خوب خالی نیست. من از همه گیری اینگونه جان سالم به در بردم – اگر ، البته ، همه ما از آن جان سالم به در بردیم. تاکنون همه چیز روشن و متناقض نبوده است.

– زمانی که شما برای مدت طولانی در تئاتر بولشوی مسکو کار می کردید. نظر شما در مورد وضعیت فعلی این تئاتر-نماد ، درباره چشم انداز آن چیست؟

– ارزیابی این تئاتر برای من دشوار است ، زیرا مدت هاست که در آن کار نمی کنم. احتمالاً همه چیز در آنجا بد نیست.

تئاتر بولشوی روسیه نمادی از هنر اپرای جهانی و داخلی است ، من فکر می کنم اکنون در یک موقعیت پایدار است ، یک تعادل پایدار خاصی به دست می آورد ، مدیریت تئاتر همه چیز را به صورت نسبتاً متعادل پیش می برد ، اول از همه ، سیاست رپرتوار

من اکنون از خارج مشغول کار Bolshoi هستم – بهترینها را برای او آرزو می کنم ، و احتمال اینکه روزی دوباره با هنرمندانش کار شود را رد نمی کنم.

***

میخائیل پاندزاویزه در سال 1969 در عشق آباد متولد شد ، در سال 1997 وی از GITIS (کارگاه های V. A. Miller و M. A. Osherovsky) فارغ التحصیل شد ، در سال 2000-12 دوسالانه وی رئیس گروه کارگردانی تئاتر بولشوی روسیه بود که در آنجا تعدادی از برنامه های کنسرت و موضوعی و همچنین بازنگری / اقتباس از اجراهای رپرتوار فعلی را انجام داد. در سالهای 19-2010 – مدیر اصلی تئاتر بولشوی بلاروس ، نمایش هایی را در سالن های اپرای روسیه و قزاقستان به روی صحنه برد.

مصاحبه الكساندر ماتوسویچ  Mikhail Pandzhavidze

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *