“مشخص نیست که سرنوشت خوانندگان و نوازندگان برنجی که از بیماری COVID-19 بهبود یافته اند چه اتفاقی خواهد افتاد”

 ولادیمیر Tarnopolsky. عکس: facebook.com/vladimirtarnopolsky ولادیمیر Tarnopolsky. عکس: facebook.com/vladimirtarnopolsky

آهنگساز ولادیمیر تارنوپولسکی – در مورد عواقب احتمالی همه گیری ، لذت طلبی آلمان و ملی گرایی ادعا شده توسط گیلینکا.

بسیاری از نوازندگان رنج بردند از ویروس کرونا ، هنوز جایگزینی برای محدود کردن تعداد تماشاگران در سالن ها وجود ندارد و وضعیت فعلی باید به موضوعی برای کارهای جدید تبدیل شود.

آهنگساز ، مدیر هنری گروه موسیقی استودیو برای موسیقی جدید ، استاد کنسرواتوار مسکو ولادیمیر تارنوپولسکی در این باره به Izvestia گفت … در تاریخ 10 سپتامبر ، تیم وی فصل را با برگزاری کنسرتی به یاد الکساندر ووستین و دیمیتری اسمیرنوف ، که در اثر بیماری COVID-19 درگذشت ، افتتاح کرد. / p>

– ووستین و اسمیرنوف دو آهنگساز بزرگ تقریباً از یک نسل هستند. هر دو آنها بیش از 70 سال داشتند. به یک معنا ، این نسل بدشانس بود ، زیرا در سایه یک سلف بسیار روشن بود ، که آوانگارد پس از جنگ اتحاد جماهیر شوروی (شوروی) امروز با آن ارتباط دارد. علی رغم تمام ممنوعیت های ناگفته ، موسیقی شنیتکه ، دنیسوف ، گوبیدولینا هنوز هم در بزرگترین سالن های کشور به صدا درآمد. اولین نمایش آنها در سالن بزرگ هنرستان ، در فیلارمونیک مسکو بود.

وستین ، شاید فقط در سالهای اخیر ، به لطف ولادیمیر یوروفسکی ، کم و بیش در جامعه موسیقی گسترده شناخته شده است (در سال 2015 ، مدیر هنری و رهبر ارکستر دانشگاه دولتی از ارکستر سمفونیک ، ووستین را “یک آهنگساز در اقامتگاه” منصوب کرد ، یعنی نویسنده ستاد GASO ، و سپس برای اولین بار در MAMT تنها اپرای خود را “شیطان در عشق” – “Izvestia”) اجرا کرد.

درست است ، گروه ما “استودیو” موسیقی “بسیاری از اولین نمایش های او را بازی کرد ، آهنگسازی را برای ساخته های مختلف سفارش داد. حتی بخاطر اجرای بیش از حد آن مورد سرزنش قرار گرفتیم. اما هنوز مخاطبان ویژه ای داریم و عموم مردم او را نمی شناختند.

وضعیت مشابهی با دیمیتری اسمیرنوف. در سال 1991 ، اوقات سختی برای بسیاری از موسیقیدانان ، وی راهی انگلیس شد. اما ، به نظر من ، او در آنجا مال خودش نبود ، با اجراها او را خراب نکرد ، اگرچه وی یکی از استادان بسیار حرفه ای است. متاسفانه نواختن آهنگ های آنها نه تنها وظیفه اخلاقی ما است ، بلکه از لحاظ گنجاندن بسیاری از ساخته های کاملاً شگفت انگیز در کارنامه کنسرت یک وظیفه مهم خلاقانه است.

ولادیمیر تارنوپولسکی: “در روسیه هنر معاصر رونق دارد”

– آیا اولین نمایش های جهانی وجود دارد؟

– بله. در پایان سال گذشته ، سفارشات جدید واستین و اسمیرنوف را برای استودیو سفارش دادیم که گروه ما قصد داشت در کنسرت های مختلف اجرا کند. ووستین نام کار خود را “پست اسکریپت” گذاشت. قرار بود استودیو برای اولین بار این اثر را در تالار برلین بولز به روی صحنه ببرد ، اما این تور البته برگزار نشد و ما در 10 سپتامبر آن را برای اولین بار در مسکو اجرا خواهیم کرد.

ما برای کنسرت خود کار دوم را به دیمیتری اسمیرنوف سفارش دادیم ” Solstice »، که قرار بود 23 ژوئن در سالن کوچک هنرستان برگزار شود. دیمیتری نمایشنامه “انقلاب” را برای ما نوشت. من بلافاصله برای او ایمیل ارسال کردم: “این نمایشنامه برای شما بسیار غیرمعمول است.” من اسمیرنوف را بیشتر به عنوان آهنگساز و غزل سرایی می شناختم و سلانتس وروت موسیقی نسبتاً سختی است. معلوم شد که این آخرین کار اصلی برای او بود.

یک نمایش برتر دیگر وجود دارد: کار النا فیرسووا ، همسر اسمیرنوف ، که شاید بهتر از نویسندگان نامیده شده شناخته شده باشد. النا “آوازهای خداحافظی” را بر روی ابیات همسرش نوشت ، او همچنین شاعر جالبی بود. به هر حال ، پس از مرگ اسمیرنوف ، ما یک نسخه کاملاً منحصر به فرد را منتشر کردیم – تمام اشعار ویلیام بلیک در ترجمه های دیمیتری. او مدت ها بود که علاقه شدیدی به بلیک داشت و به لطف دیمیتری ، همه اشعار بت او ابتدا به زبان روسی در دسترس قرار گرفت.

– هر دو این آهنگسازان به دلیل ویروس کرونا درگذشتند. فکر می کنید بیماری همه گیر به شدت به سلامت نوازندگان ضربه زده است؟ من الان در مورد م materialلفه ماده صحبت نمی کنم.

– من ضربه زدم ، بله. مشخص نیست چه اتفاقی خواهد افتاد ، مثلاً برای خوانندگان و خوانندگانی که ویروس کرونا داشته اند ، چه اتفاقی برای کسانی که از باد بهبود یافته اند رخ خواهد داد ، زیرا ریه ها مهمترین قسمت دستگاه حرفه ای آنها هستند. آیا آنها قادر به بهبود کامل خواهند بود؟ اما بیشتر از همه اینها آهنگسازان روسی نسل قدیمی را تحت تأثیر قرار داده است.

این مطلب هم جالب هست  تئاتر بولشوی سه ماه

علاوه بر اسمیرنوف و ووستین ، قربانیان دیگری نیز از این ویروس وجود دارد که خوشبختانه با چنین پایان غم انگیزی همراه نیست. اگرچه برخی از آنها در ابتدا همه اینها را نوعی توطئه می دانستند. من همیشه حیرت زده می کنم که بسیاری از مردم ، با وجود آمارهای هیولا ، در کشور ما ، اروپا و حتی در آمریکا به جدی بودن این وضعیت اعتقاد ندارند.

Placido Domingo اولین کنسرت خود را پس از بهبودی از ویروس کرونا برگزار کرد

اخیراً تظاهرات گسترده ای علیه اقدامات قرنطینه ای در برلین برگزار شد. نمونه ای شگفت انگیز از سو mis تفاهم در مورد وضعیت واقعی و میزان خطر آن! اگر همه گیری ادامه یابد ، می تواند به تغییرات فرهنگی عظیمی منجر شود. بدترین چیزی که می توانم تصور کنم: چنین پدیده هایی مانند ارکستر ، گروه کر یا اپرا ، در اصل ، دیگر وجود نخواهند داشت. به عنوان مثال ، آنها فقط در برخی از اسناد ، روی فیلم باقی می مانند. به طور کلی ، همه گیری به ما نشان داد که چه پدیده ای شکننده – فرهنگ ، شکستن آن آسان است.

– با این حال ، بسیاری از موسیقی دانان شرایط سخت را ناعادلانه می دانند. حمل و نقل باز است ، جمعیت زیادی وجود دارد ، مراکز خرید شلوغ است و سالن های کنسرت فقط مجاز به پر کردن 50-70٪ از صندلی ها هستند ، که به معنای واقعی کلمه آنها را در آستانه سودآوری قرار می دهد.

– این یک مشکل در سراسر جهان است. من تصاویری از کنسرت Daniel Barenboim در Musikverein وین دیدم ، زمانی که تعداد افراد حاضر در صحنه بیش از سالن بود. کنسرت ها در Konzerthaus Berlin برگزار می شود ، جایی که آنها بسیار دقیق همه چیز را مشاهده می کنند ، به زبان آلمانی ، پس از هر شماره که کنسول ها را تغییر می دهند ، در همان کنسرت کف را پاک می کنند …

اما گزینه جایگزین چیست؟ کل عفونت جمعیت؟ هیچ جامعه فیلارمونیکی مسئولیت خطر عفونت را پس از کنسرت 2 هزار نفری بر عهده نخواهد گرفت. حمل و نقل و سایر خدمات پشتیبانی زندگی مورد خاصی است. بدون آنها ، همه چیز متوقف خواهد شد ، برق ، آب ، فاضلاب ، گرمایش وجود نخواهد داشت.

تاتیانا فاین: “این اپیدمی در سالن های کنسرت گسترش نمی یابد”

– چه آهنگساز در این مورد چه کاری باید انجام دهد؟ این واقعیت را بپذیرید که برای اولین بار سالن های آن سالن های نیمه خالی خواهند داشت؟

– البته تماشای این که وقتی تعداد کمی از افراد در سالن کنسرت نشسته اند تلخ است ، اما به نظر من این هنرمندان را مدیون این مشکل هستیم “مضمون سازی” ، به تعبیری مضمون خلاقیت ماست. زندگی و مرگ همیشه یکی از محورهای اصلی هنر بوده است. اما در دهه های اخیر ، آسایش ما چنان خراب شده است که جنبه های چشمگیر وجود خود را فراموش کرده ایم ، این واقعیت که زندگی در واقع همیشه پر از خطرات است ، با مشکلات بزرگی مواجه است. ما عادت کرده ایم که لذت گرایان هستیم ، عادت کرده ایم که چیزهای زیادی از زندگی بگیریم و چیزهای کمی بدهیم ، نه برای سوزاندن ، بلکه برای زندگی در چنین خوشبختی مصرف کننده ای که به صورت سطحی درک شده است.

وقتی نیکولاس هوبر ، یکی از نمایندگان ارشد رادیکال آوانگارد آلمان پس از جنگ ، به هنرستان ما آمد دانش آموزان از او س askedال کردند که چرا تعداد کمی از آلمانی ها در هنرستان های آلمان تحصیل می کنند ، چرا بسیاری از آهنگسازان جوان به بداهه می روند. وی بسیار تند پاسخ داد: “کشیشان فرزندان ما حتی یک ساعت نمی توانند پشت ساز بنشینند ، آنها باید سرگرمی خود را همیشه تغییر دهند.” البته این بسیار سرکش و اغراق آمیز است ، اما ایده استاد موسیقی جدید آلمانی کاملاً واضح است.

این مطلب هم جالب هست  ولادیمیر واسیلیف در حال آماده سازی یک نمایش برتر موسیقی موتزارت

جزیره زندگان: ارکستر تاتارستان به خاطر راخمانینوف از قرنطینه خارج شد

– بسیاری وجود دارد آنها آزمایش می کنند ، به ویژه ، آنها نمرات را به ترکیب های کوچکتر بازنویسی می کنند. آیا این روش صحیح است؟ آیا شما به عنوان آهنگساز آماده انجام چنین اقداماتی هستید؟

– بستگی به چه تنظیماتی دارد و چه کسی آنها را تهیه می کند. زمانی شوئنبرگ انجمن اجراهای بسته را تأسیس كرد و رونویسی استادانه برای این كنسرت ها انجام شد. برخی از رونویسی ها آثاری با اندازه برابر با نسخه اصلی است ، من به عنوان نمونه “انتقال” هوشمندانه وبرن از Richercar از “پیشنهاد موسیقی” باخ ذکر می کنم. اگر چیدمان صرفاً به منظور ادامه بهره برداری از “بازدیدها” کلاسیک ، حتی به شکل کاهش یافته انجام شود ، این امر بیشتر مربوط به تجارت است و نه هنر.

یک ویژگی جالب هنر این است که یک استاد می تواند هر محدودیتی را در یک شاهکار ذوب کند. وقتی اولیویه مسیان در اردوگاه کار اجباری آلمان به سرانجام رسید ، معلوم شد که هم سلول های وی یک کلارینتیست ، ویولون نواز ، ویولن سل و پیانیست هستند. و برای همین آهنگسازی بود که او رباعی بزرگ را در پایان زمان نوشت. هنر همیشه در کارکردن در محدود مهارت داشته است. برای او بسیار خطرناک تر است که در شرایط بدون محدودیت کار کند.

Music-20 به عنوان پاسخ به COVID-19: اولین جشنواره پس از قفل در ارمنستان برگزار شد

– گروهها چه کاری باید انجام دهند؟

– همانطور که چخوف توصیه کرد – به دنبال فرم های جدید باشید. من فقط می توانم از تجربه شخصی خودم برای شما بگویم. اکنون من در حال کار با همکارانم از استودیوی موسیقی جدید در یک کنسرت از راه دور با ارکستر مجلسی کراکوف هستم. این کنسرتی خواهد بود به یاد کریستوف پاندارکی. متأسفانه ، فن آوری مدرن هنوز اجازه نمی دهد که از راه دور کاملاً همزمان بازی کنید ، به طوری که مثلاً نوازندگان تار در کراکوف بنشینند و نوازندگان برنج – در مسکو. بنابراین ، ما تصمیم گرفتیم که به نوبت بازی کنیم: آنها – با پخش به مسکو ، ما – به کراکوف.

– بنابراین ، شاید اصلا مردم را به سالن ها بازنگردانیم ، اما فقط به پخش آنلاین محدود می شوند؟

– در دوره قرنطینه ، چنین کنسرت هایی بسیار زیاد بوده است که علاقه به آنها از قبل از بین رفته است. یک کنسرت واقعی کمی جادو است ، شما باید در آن شرکت کنید. البته ، شما می توانید در آشپزخانه نیز به درگاه خداوند دعا کنید ، اما به طور کلی کلیساهایی وجود دارند که شما را برای تمرکز و نماز آماده می کنند. و سپس ، این کنسرت نه تنها گفتگوی مجریان با یکدیگر است ، بلکه گفتگوی زنده ای با مخاطبان و همچنین آکوستیک یک سالن خاص است.

تئاتر لا اسکالا کار خود را از سر گرفته است

< strong> – شما اغلب از آلمان به عنوان نمونه سیاست فرهنگی نام می برید. با این حال ، شما اخیراً یک مقاله پر شور در مورد گیلینکا در مطبوعات آلمان منتشر کرده اید. این پاسخ شما به روزنامه نگاران آلمانی بود که وی را به ملی گرایی متهم کردند و از مقامات خواستند ایستگاه مترو برلین را به نام او نگذارند. چرا این اختلاف اینقدر حاد شده است؟

– بله ، آلمان برای من یک نمونه مطلق از چگونگی ایجاد سیاست فرهنگی است. اما این یک موضوع جداگانه است. برای پاسخ به سوال شما ، باید بگویم که در آلمان ، حتی بیش از هر کشور اروپایی ، سو، ظن به ملی گرایی بدترین ننگ ممکن است باشد. به همین دلیل خیلی داغ به این واقعیت واکنش نشان دادم که برخی روزنامه های آلمان با تغییر نام ایستگاه مترو برلین به احترام گلینکا ، که در یک خیابان مجاور زندگی و درگذشت ، مخالفت کردند. تعدادی از روزنامه نگاران گیلینکا را به ملی گرایی متهم کردند. در آلمان حتی ایستادن برای شخصی که ناسیونالیست خوانده می شود کار دشواری است و برخی از دوستان آلمانی من به من توصیه کردند: “بهتر است با این موضوع درگیر نشوید ، زیرا خودتان به ملی گرایی متهم خواهید شد”.

این مطلب هم جالب هست  تئاتر بولشوی اولین نمایش برتر جهان از دوره coronavirus را

با این حال ، پس از انتشار ، دوازده نفر دریافت کردم دو پاسخ از خوانندگان آلمانی و دوستان آلمانی آنها که از من حمایت کردند و حتی رویکرد کلیشه ای آلمان را به این موضوع حتی با شدت بیشتری حمله کردند. البته باید توجه داشت که اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران آلمان از ملی گرایان خود به ویژه پرشور متنفر هستند. بنابراین ، نیکولاس هوبر که قبلاً ذکر شد ، در همان جلسه همه را متحیر کرد و گفت: «رئیس دانشگاه ما به جشنواره واگنر در بایرویت می رود. آیا می توانید چیزی وحشتناک تر تصور کنید؟ ” من حتی نمی دانستم چگونه نرم تر ترجمه کنم. چگونه می توان به طور خلاصه این بحث و جدال آلمانی را برای دانشجویان ما توضیح داد.

به افتخار آهنگساز گلینکا ، ایستگاه مترو برلین تغییر نام می دهد

– بنابراین ، در نتیجه ، مترو تغییر نام داد؟ < / p>

– سنای برلین این موضوع را بررسی می کند. انصافاً باید بگویم که در مطبوعات آلمان نشریاتی نیز در دفاع از گلینکا منتشر شده بود. امیدوارم وقتی تصمیم بگیرند روی میز مجلس سنا برلین دراز بکشند. اما من کمتر به نام ایستگاه مترو آنها علاقه مندم و خیلی بیشتر از این باعث می شود که گیلینکا ، یکی از نمادهای “روسیه اروپا” که تقریبا نیمی از عمر خود را صرف سفر به اروپا کرد ، ملی گرایانه تلقی نشود.

از طرف دیگر. دست ، یادم می آید: آیا ما خیابان های Glinka زیادی در مسکو داریم؟ آیا ما حتی خیابان هایی از راخمانینوف ، اسکریابین ، میاسکوفسکی ، پروکوفیف ، شوستاکوویچ و دیگر آهنگسازانی داریم که زندگی آنها با مسکو در ارتباط بود؟ ما باید این مسائل را حل کنیم!

– سال تحصیلی در هنرستان محل تدریس شما آغاز شده است. نظر شما در مورد تجربه تدریس آنلاین چیست؟

– من برداشت متفاوتی دارم. همه این سخنرانی های آنلاین ، به ویژه در موضوعات جداگانه ، کارایی بسیار کمی دارند. این فقط یک اقدام ضروری است ، آنها هیچ چیز خوبی نمی دهند. بهترین ها ، همه کارهای شخصی که می توانند در سخنرانی ها درباره مسائل بشردوستانه باشند تبخیر می شود. اما شرایط به خودی ما باعث می شود كه نگاه كاملتر به سیستم آموزشی خود داشته باشیم.

در دانشگاه های ما – نه تنها هنرستان ها ، بلكه به طور كلی – این برنامه ها بسیار منسوخ شده اند. اگر معلمی بیاید و اطلاعاتی را برای دانش آموزان بازگو کند که می تواند به صورت دقیق تر از کتاب درسی جمع آوری شود ، چنین سخنرانی هایی معنایی ندارد. بهتر است به سادگی به ادبیات مربوطه رجوع کنید یا در نهایت یک سخنرانی مثال زدنی راجع به فیلم ضبط کنید.

ما باید به وضوح درک کنیم که امروزه دیگر نمی توان تمام دانش عینی را در دانشجو “جمع کرد”. نه تنها دادن دانش ، بلکه آموزش توانایی یافتن آن ، شکل گیری توانایی یادگیری مستقل ، فرمول سازی مسئله و ارائه راه حل برای موقعیتهای مختلف پروژه خاص مهم است.

علاوه بر این ، امروز باید آگاهی داشته باشیم که دانش واقعی کاملاً جهانی است و برای همه لازم است و ویژه تر است. هر آنچه ممکن است باید در اختیار خودسازی قرار گیرد و مشکلات واقعی باید در انواع کلاسهای آزمایشگاهی ، جایی که استاد همراه با دانشجویان خود به دنبال راه حلی هستند ، بررسی شود. در عین حال ، ارزش ارتباطات شخصی فقط افزایش خواهد یافت ، زیرا فقط شامل مواردی است که می توانند به صورت شخصی ، رو در رو منتقل شوند.

در ریتم قرنطینه. قسمت 3. آموزش آنلاین

مرجع Izvestia

ولادیمیر تارنوپولسکی در 1978 از رشته موسیقی در کنسرواتوار مسکو فارغ التحصیل شد ، در سال 1980 در رشته آهنگ سازی – تحصیلات تکمیلی همان دانشگاه در سال 1989 وی یکی از آغازگران ایجاد انجمن جدید موسیقی معاصر (ASM-2) بود ، در سال 1993 گروه استودیو برای موسیقی جدید را تاسیس کرد.

از سال 1992 – استاد کنسرواتوار مسکو. آثار وی در سالن های اصلی دانشگاهی جهان اجرا شده است. برنده جوایز دیمیتری شوستاکوویچ (روسیه) ، پل هندیمیت (آلمان) ، جایزه بین المللی آهنگسازان و غیره

سرگئی اوواروف ، ایزوستیا  ولادیمیر Tarnopolsky. عکس: facebook.com/vladimirtarnopolsky

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *