پلتنف: موسیقی پاییز

 جشنواره ارکستر ملی روسیه جشنواره ارکستر ملی روسیه

جشنواره ملی روسیه این ارکستر برای دوازدهمین بار در صحنه سالن کنسرت چایکوفسکی برگزار می شود. این یکی از محبوب ترین پروژه های RNO است که به طور مشترک با فیلارمونیک مسکو انجام شده است.

این جشنواره شش کنسرت را در پوستر خود برگزار می کند. جو حاکم بر آنها کاملاً متغیر است ، مانند تمام شبهای سپتامبر: صندلی های شطرنج و سایر سنگفرشی ها ، اما هنوز هم انتظار یک چیز مهم ، غیر قابل برگشت را دارند.

اولین کنسرت به بتهوون و برامس اختصاص داشت. به دلایل واضح ، این جشنواره به رهبران داخلی محدود بود ، به خصوص که میشا دامف ، که دعوت شده بود اما نیامده بود ، باید فوراً جایگزین شود (واسیلی پترنکو دعوت شد).

نوازندگان طبق معمول نشستند ، اما رهبر ارکستر به طور غیرحضوری با اولین ویولن دست داد (در هوا) ) و او بند پیچی پیچ خورده بتهوون را شروع کرد ، که از طریق آن خاطرات تغزلی از خوشحالی گذشته رخ داد.

این “کوریولانوس” البته برای سالگرد آهنگساز پخش شد. پترنکو بسیار حرفه ای موسیقی را بسیار واضح ، بسیار منطقی ، بسیار متعادل از نظر صدا – و بسیار آرام ، تفسیر کرد ، گویی که ضروری دانست که “خفه کردن” خشونت باشد.

این آرامش هم آغاز و هم پایان مفهوم بود. درک اینکه رهبر ارکستر دقیقاً چه چیزی را در نمره خوانده است غیر از جنبه رسمی آن غیرممکن بود. همانطور که در سمفونی چهارم برامس ، جایی که همه چیز با آناتومی موسیقی و ارائه مداوم آن نظم داشت ، شما نمی توانید از هیچ چیزی عیب بگیرید ، اما برامس واقعی ، دوپهلو ، در عین حال آرام و گیج است ، برای من پترنکو هرگز در تفسیر خود ظاهر نشد.

اما سومین کنسرتوی پیانو از بتهوون ، جایی که پلتنوف تکنواز بود ، نیز اتفاق افتاد و این به تحلیل مبانی رهبر ارکستر نبود. نوازنده پیانو (با پیانوی مورد علاقه خود “Kawai”) طوری نواخت که شما ضرر کنید: چگونه احساس لحظه ای بودن ، حتی مثل بداهه نوازی ، حتی با گوش تقریبا “ملموس” خاص و کل ، با زندگی هر نت و هر آکورد به عنوان مهمترین حلقه در یک خط مشترک ترکیب می شود؟ چگونه بسیاری از روباتوها نه به عنوان تکنیکی که باید خصوصاً تماشا کرد ، بلکه به عنوان یک چیز طبیعی و بدیهی ارگانیک ظاهر می شوند؟ چگونه تعادل منطقی و غیر منطقی حاصل می شود ، تا حدی که سوزن تعادل در وسط ایده آل به لرزه در بیاید؟ ردیابی قسمت اول در این رابطه به سادگی باورنکردنی بود.  Mikhail Pletnev and Vasily Petrenko میخائیل پلتنف و واسیلی پترنکو

این مطلب هم جالب هست  جشنواره "آلما ماتر" دنیس ماتسئوف کار خود را به پایان رساند

در دومین کنسرت ، پلتنف با سنت سانز ، دومین کنسرتوی پیانوی خود نواخت (در صفحه کنترل میخائیل تاتارنیکوف بود که به وضوح با ارکستر کار نکرد ، با تمام عواقب بعدی ، نه تنها در اینجا ، بلکه همچنین در سمفونی دوم برامس ، که بعداً پخش شد).

نوازنده پیانوی سن-سانز را تقریباً قبل از نشستن روی پیانو شروع کرد ، مکث ، بدون آمادگی پراکندگی آکوردهای آجیل به یک پارادوکس تبدیل شد: مخلوطی از نشاط و سرزندگی فرانسوی ، عقلانیت از همان مکان و کمی تقریباً گریز از سوداوی روسیه مرکزی. گراند باس جهنمی ، قدرت صدایی سبک “جعلی ها” ، آهنگ فریب آمیز و نرم و گیرنده انتقال ، مدل سازی الاستیک تصفیه شده تصویری ، رتیل با مدت زمان کوتاه …

 میخائیل پلتنف و میخائیل تاتارنیکوف میخائیل پلتنف و میخائیل تات arnikov

وقتی پلنتف پیانو می زند ، اتفاقات عجیب و غریب رخ می دهد. همانطور که می دانید ، او “بسته” ، از لحاظ ظاهری تیره و تار بازی می کند ، بسیاری از مردم فکر می کنند که او مغرور است ، مانند بت مستقیم و خشک پیانو را نگه می دارد ، و بدون چشم زدن ، خوب است که نگاه کردن به او خسته کننده است. تئاتر یک بازیگر وجود ندارد ، همانطور که در مورد بسیاری اتفاق می افتد. موسیقی به سادگی بوجود می آید ، طول می کشد ، گسترش می یابد.

پلینف “عمیق نمی کند” – اما ورطه می تواند عمیق باشد. این “معانی” را نشان نمی دهد – آنها خودشان را در زیر انگشتان او نشان می دهند. شخصی در این کنسرت گفت که او از احساس بیش از حد گریه کرده است. این مزخرف است نوازنده پیانو ، به هیچ وجه باعث نمی شود که شخص در چنین فرم های عرفانی هیجان زده شود. هیجان در ارتباط جهانی صدا حل می شود.

این مطلب هم جالب هست  Placido Domingo در تئاتر Bolshoi

من به یاد می آورم که او همچنین راخمانینوف را در فیلارمونیک -2 بازی کرد. و برای “قند” راخمانینوف لازم بود که قند باشد ، یک دردسر – یک دردسر ، یک میدان روسی – یک میدان روسی. اینجا ، در جشنواره ، همین طور است. اقناع اصلی ترین چیز است.

در مورد چهل و پنجمین مقدمه اجرا شده توسط شوپن که بعد از سن-سانز به عنوان نواخته شده است ، حرفی برای گفتن نیست. فقط می توان یادآوری کرد که چگونه پلتنف در مورد هوروویتس گفته است:

“مردی پشت پیانو نشست و اتفاقی افتاد که دیگری آن را نداشت.”

میخائیل پلتنف: ” من اقیانوس را دوست دارم. مخصوصاً طوفان. حیف ، من بندرت وارد آن می شوم “

مه ، ذوق ، پاشش و ذوب ، مرثیه ، حساسیت به سایه ها ، این را در تمام آنچه در هنر پیانیسم زیباست ضرب کنید. آنچه که مجری از شوپن خواسته است ، ما نمی دانیم. اما جواب تا حدی قانع کننده بود که پیام معمول پلتنیف برای عموم (که به قول خودش اجازه حضور در مراسم مقدس را داشت) از بین رفت و در وحدت افکار نوازنده و مخاطب حل شد.

با این حال ، نوازنده ای که تاریکی صحنه او به یک برند شخصی تبدیل شده است ، در این جشنواره حتی محکم لبخند زد. گاهی. دیده می شود که یک فرد درون گرا ، از ترس تبلیغات ، محافظت از سالن ، هنگام انزوا و قرنطینه می تواند مخاطب را از دست بدهد.

… ارکستر ملی روسیه یک گروه کلاس بالا است ، اما مانند هر ارکستر ، به یک رهبر ارکستر مناسب نیاز دارد … من اپرت جشنواره “خفاش” را از هلیکون اپرا و کنسرت با بتهوون و شوبرت ، که در آن RNO توسط تنور معروف هدایت می شد ، از دست دادم (و نشنیدم) و اکنون – رهبر ارکستر دیمیتری کورچاک.

من به عصر می پردازم ، جایی که هستم دوباره تضاد بین ظاهر و نحوه نگه داشتن کنسول (یک مرد کوچک ، گویا نامحسوس ، که به طریقی از کنار آن بیرون می آید و محکم خم می شود) – و صدای صدای ارکستر من را تحت تأثیر قرار داد. سومین سوئیت چایکوفسکی و “کارمن-سوئیت” Bizet-Shchedrin. و هر بار که هدف ارکستر بود.  Mikhail Pletnev Mikhail Pletnev

این مطلب هم جالب هست  استاد کنسرت ارکستر سمفونی Gubernatorsky Alexander Vinogradov درگذشت

با آنچه هادی از هر دو ساخته است شروع کنید همه چیز نوعی دیوانگی است. مجموعه چایکوفسکی ، که شامل هر دو والس مالیخولیک و پولونز است ، برای موسیقی یک باله نیز به نظر می رسید. بعضی اوقات – مرثیه ای – شبح ، گاهی اوقات – تقریباً واقعی ، با وزن سنگین. به نظر می رسید که موسیقی به چرخش و لغزش می افتد و مقیاس تشریفاتی یا رقص “باستانی” را به دست می آورد. در بعضی از قسمتهای سوئیت ، از سازهای کوبه ای به طور فعال استفاده می شود ، که آن را شبیه به اثر شچدرین می کند.

هنگام اجرای آن ، من مجبور شدم از چشم اندازهای باله با مایا پلیستسکایا جدا شوم ، که آسان نبود. اما ارکستر به طرز ماهرانه ای بسیاری از مشکلات تنبور را حل کرد (فقط صدای تار و صدای کوبه ای در اینجا وجود دارد ، اما تاریکی سازهای کوبه ای – گونگ ، کاستانت و تمپانی ، تنبور و ماراکا ، ماریمبا و ویبرافون ، طبل و زنگی که با چهار پتک پخش می شد) به طوری که موسیقی کل آن را تسخیر کرد.

پلتنوف در ساخت حمله سنگ – مضمون اصلی کار – مکث های طولانی را تعیین کرد. آنطور که باید احساس اضطراب داشت تا جایی که احساس تئاتر بودن می کرد. “رقص” آشکار ریتم ها به عنوان آهستگی محکم سرنوشت تلقی می شد.  تاتیانا پورشنوا ، همراه RNO تاتیانا پورشنوا ، مدیر کنسرت RNO

فینال جشنواره در تاریخ 1 اکتبر به مراسم بزرگداشت موتزارت در مینور اهدا می شود. چه وقت دیگر ونوس گیمادیوا و یولیا لژنوا را با هم می شنوید؟ همراه با گروه کر Yurlov و RNO با پلتنف در کنسول. ما باید برویم.

مایا کریلووا  جشنواره ارکستر ملی روسیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *