Violin Adventure


 ویولن توسط استاد Fomin
ویولن ساخته شده توسط استاد فومین

ویولون ها مانند مردم هستند. در این میان افراد مشهوری هستند که در دائرlopالمعارف درباره آنها نوشته شده و کارگران متوسطی نیز هستند که بدون توجه عمومی زندگی می کنند.

آنها زیبایی زیبایی تن را تحت تأثیر قرار نمی دهند و از نظر ظاهری اغلب غیرقابل نمایش هستند. اما گاهی اوقات سرنوشت آنها بسیار پیچیده است. می خواهم در مورد تاریخچه چنین ویولونی برای شما بگویم.

همسر من در حال حاضر سازهای کارخانه ای را می نواخت. اما این کارخانه ای مشابه کارهایی نیست که در آن اتحاد جماهیر شوروی ویولن های دانش آموزی زده شده است ، شبیه به یکدیگر ، مانند دوقلوهای همسان. ما در مورد یکی از کارخانه های ویولن آلمان صحبت می کنیم ، جایی که ویولن ها توسط استادان “ساخته می شدند”.

هر یک از آنها دارای نوعی فردیت بودند. کارخانه ای که چنین استادی به آن منصوب شده بود ، میز کار و از همه مهمتر چوب در اختیار او قرار داد. به هر حال ، برای ویولن شما به یک درخت نه فقط از انواع خاص (برای قسمتهای مختلف آن ، خاص!) احتیاج دارید ، بلکه بالغ ، یعنی قبل از سالها فعالیت در آن ذخیره می شود.

به همین دلیل ، به هر حال ، بهترین صنعتگران در خانواده های مشهور ، مانند استرادیواری و آماتی معروف ، بنیانگذار سلسله ها نبودند ، بلکه فرزندان نسل دوم یا سوم آنها بودند که از طریق ارث چوب برای سازهای خود دریافت می کردند.

البته صنعتگران کارخانه مانند افسانه ها نبودند. آنها هیچ راز خاصی نداشتند ، اما کار خود را می دانستند. بنابراین ، ویولن های آنها از کیفیت پایین تری برخوردار بودند ، اما از یک استاندارد خاص پایین نمی آمدند. هر کارخانه از این قبیل “برچسب” خاص خود را داشت ، که داخل سازه روی عرشه پایین قرار می گرفت: مانند بزرگان.

اتفاقاً ، گاهی اوقات نه تنها از محل مارک کپی می شد – بلکه ظاهر آن نیز تولید می شد. بنابراین ، حتی اکنون افراد ناآگاه نیز گاهی اوقات جایی در اتاق زیر شیروانی یا در کمد “ویولن استرادیواریوس” را پیدا می کنند. متخصصین ، با شنیدن چنین یافته هایی ، پوزخند می زنند: “کارخانه آلمانی” دیگری کشف شد که ابزار صنعتگران خود را با یک نسخه از امضای با شکوه تهیه می کرد.

پیروزی و تراژدی های ویولن های بزرگ

ویولن ، که همسرم بازی می کرد ، وانمود نمی کرد استرادیواری است. و اگر اینگونه بود ، به راحتی در معرض دید قرار می گرفت: بیش از حد غیر قابل حس بود. از این دست سازها در محیط ما از قضا “سامواریوس” نامیده می شد. و نزدیک به پایان هنرستان ، تا امتحان نهایی ، مشخص شد که ویولن باید تغییر کند. دو مورد وجود داشت: برای کیفیت بهتر ، اما با قیمت ارزان تر.

ناسازگاری شرایط اولیه به حدی بود که یافتن یک ابزار مناسب آسان نبود. در پایان ، یکی از دوستان ما از اردژونیکیزه (ولادیکاوکاز گذشته و حال) به ما توصیه کرد که به استادی از این شهر رجوع کنیم. دو استاد بودند. یکی از آنها ، الکساندر پولیانیچ ، معروف به اتحادیه اروپا بود ، ویولن های وی کاملاً نقل قول می شدند ، بنابراین ارزان نبودند.

دیگری به نام فومین ، در خارج از شهر خود شناخته شده نبود ، بنابراین قیمت ها را شکست. اما یکی از دوستان گفت که ویولن های خوبی درست می کند. من و فومین از سیستم خارج شدیم و در تابستان به “نمایش عروس” رفتیم.

ویولونی که برای ما تهیه کرد لحن نسبتاً شدیدی داشت. صدای تن تفاوت زیادی نداشت ، اما کاملاً مناسب به نظر می رسید. و قیمت گاز نگرفت. ما پول آن را پرداخت کردیم ، اما استاد ویولن را با خود به ما نداد: او توضیح داد كه گردن ساز را كه گردن روی آن قرار دارد ، از یك درخت نسبتاً جوان ساخته و هنوز هم می تواند “بازی” كند ، یعنی خم شود غیر قابل پیش بینی. بنابراین ، وی باید مدتی ویولن را در دست داشته باشد تا بتواند آن را دنبال کند ، زیرا یک نوزاد تازه متولد شده در یک بیمارستان زایمان تحت نظارت است. استاد قول داد که ظرف دو ماه ، وقتی درخت آرام شد ، ابزار را از طریق پست ارسال کند.

این مطلب هم جالب هست  هفتمین شوستاکوویچ: "روسیه 1" در حال ساخت فیلمی در مورد سمفونی افسانه ای

در زمان تعیین شده ، بسته را دریافت کردیم – یک جعبه چوبی شبیه تابوت کودکان ، که در آن یک مورد با ویولن ما در خاک اره قرار داشت. اولین ، اما ، همانطور که به زودی مشخص شد ، نه آخرین سفر زندگی او ، او به خوبی تحمل کرد. و همسر ، “سامواریوس” خود را کنار گذاشت ، شروع به ضرب و شتم ، سازگاری با او و سازگاری او با خودش کرد. این روند شبیه به چگونگی قرار گرفتن دو فرد در یک ازدواج است. و عشق مشتاقانه ، مانند عشق به مردم ، گاهی می تواند با سو mis تفاهم کامل جایگزین شود. آنها در کاراکترها جای نمی گیرند و بس.

عمل مغز با صدای ویولن

در مورد ما ، عشق و رضایت حاکم بود. و ناگهان … درخت جوان هنوز “پرید”. ظاهراً ، او زود وارد عمل شد. استاد ما در خانواده پیشینیانی نداشتند که بتوانند مواد لازم را برای او تهیه کنند و در بدترین حالت ، هیچ سهام یک کارخانه آلمان نیز نداشت.

گردن روی گردن “بیرون زده” تقریباً قوس داشت … چه باید کرد؟ ما با فومین تماس گرفتیم ، وی توضیح داد كه ظاهراً تغییرات آب و هوایی تحت تأثیر قرار گرفته است و دستور داد ویولن برای او بفرستیم. خوشبختانه ما “تابوت” او را نگه داشتیم و ویولن سفر جدیدی را آغاز کرد. و همسر دوباره صیغه قدیمی خود را از داخل کمد ، بینی ، اما مطیع بیرون آورد …

حدود یک ماه بعد ، پس از یک دوره درمان ، ویولن جدید با نظم کامل بازگشت. او دیگر به آب و هوای جدید واکنشی نشان نداد ، رفتار شایسته ای از خود نشان داد و به نظر می رسید ماجراهای او در آنجا پایان می یابد ، همانطور که تمام افسانه ها پایان می یابد: “آنها زندگی و زندگی خود را شروع کردند و پول خوبی کسب کردند.” و جالب نیست که در این مورد صحبت کنیم. اما ویولن ما چیز دیگری به روش خاص خود نوشته بود.

نوازنده ویولن را در قطار 250 هزار پوند فراموش کرد

< h2> سرقت

در هنرستان محل تحصیل و بعداً کار کردیم ، در راهروی طبقه سوم یک قفسه وجود داشت – نوعی قفسه چوبی با قفسه های گسترده ، که دانش آموزان ، به عنوان یک قاعده ، موارد را با سازهای خود ترک کردند. ما بعضی اوقات روزها را در هنرستان می گذراندیم و جعبه ویولون را عصر می بردیم خانه ، می دانستیم که صبح مجبوریم با آن در یک واگن یا تراموا شلوغ حرکت کنیم و به اینجا برگردیم ، ما نمی خواستیم.

در ورودی هنرستان ، تماشاگران نشسته بودند ، آنها بیگانه اجازه ورود بیگانه را نمی دادند ، بنابراین ما در مورد ایمنی سازها آرام بودیم. بله ، و نه ویولن های استرادیواریوس ، بالاخره ما اینجا دراز کشیدیم.

اما یک روز صبح همسرم ، که به کنار قفسه آشنا رفته بود ، ویولن خود را پیدا نکرد. در ابتدا خیلی هیجان زده نبودم – تصمیم گرفتم كه همه چیز را با هم مخلوط كرده و ساز را در كلاسی كه روز قبل مشغول تحصیل آن بود رها كنم. ما هم این را تمرین کردیم. با این حال ، آنجا نیز ویولونی وجود نداشت.

آنها شروع به یادآوری کردند و کاملاً مطمئن بودند که پرونده را روی قفسه گذاشته اند. ممکن است کسی در زمان بازی؟ عجیب خواهد بود ، هیچ کس ، به عنوان یک قاعده ، ابزار شخص دیگری را نمی گیرد ، همانطور که همسر شخص دیگری را اجاره نمی دهد. و اما ، که اتفاق نمی افتد. اما دانش آموزان و معلمان مدام می آمدند ، اما هیچ شایعه و شبحی در مورد ویولون وجود نداشت.

این مطلب هم جالب هست  برای سالگرد میخائیل ووسکرسنسکی

سرپرستان به س questionsالاتی پاسخ دادند که غریبه ها آن شب و آن صبح وارد هنرستان نمی شوند. ویولن را شخص دیگری گرفته است. اما چه کسی؟ و او به کجا خواهد رفت؟ دنیای موسیقی در یک شهر استانی کوچک است ، همه یکدیگر را می شناسند ، شما نمی توانید ویولن شخص دیگری را بفروشید. به احتمال زیاد ، شخصی سعی می کند آن را به شهر دیگری منتقل کند.

ما در مورد بسیاری از دانشجویان غیر مقیم تحصیل کرده ایم ، اما تا تعطیلات بعدی دور بود و خروج فوق برنامه یکی از آنها بلافاصله جلب توجه می کند. این بدان معنی است که ویولن هنوز باید در شهر باشد. علاوه بر این ، به احتمال زیاد در جایی در نزدیکی پنهان شده است ، زیرا آدم ربای ، اگر “مال او” باشد ، به سختی با پرونده شخص دیگری راه می رود ، خطر برخورد با افراد آشنا وجود دارد. اما جستجوها در کلاسها و گوشه های محافظه کارانه هیچ نتیجه ای نداشت.

او شرمنده شد.” چگونه ویولن با قیمت 320 هزار دلار به موسیقیدان برگردانده شد

چه کاری انجام شود ، آنها به پلیس مراجعه کردند. بازپرس ، مردی با چهره مات و مبهم یک پلیس محلی ، آمد و صحنه حادثه را بررسی کرد و با شاهدان مصاحبه کرد. او به من گفت که چند روز دیگر به سراغش بیایم. وقتی رسیدیم ، او در مورد همه چیز دوباره پرسید ، و همان سوالات قبلی را پرسید. Sluggishly گفت که این پرونده ناامید کننده است. ویولن ، به احتمال زیاد ، مدتهاست که به جایی منتقل شده است.

ما نظرات خود را در این مورد به او گفتیم ، اما او ، برخلاف ما ، از هوشیاری دیده بان مطمئن نبود و احتمال نداشت که ویولن از ساختمان باشد ساخته شده توسط شخص دیگری آیا این مرد در معرض خطر دیده شدن در دستانش قرار گرفت و شناخته شد؟ اگر همه ویولن ها یکسان هستند چگونه او را می شناسید؟

ما با شور و حرارت او را متقاعد کردیم که فقط ویولن های کارخانه شوروی هستند که شبیه عروسک ها هستند و ویولن ساخته شده توسط استاد فردی است ، بعنوان یک انسان. و در مورد ، ما یک مورد استاندارد ساخته شده توسط یک صنعتگر نداشتیم ، اما یک مورد خاص ، که توسط مادرم از برزنت دوخته شده است. او بطور ناباورانه گوش داد و تکرار کرد که پرونده ناامید است ، بنابراین مجبور شد آن را ببندد.

ما بی وقفه آنجا را ترک کردیم. مقامات محافظه کار گذاشتن ویولن را در قفسه ها و کلاس ها منع کردند و همسر دوباره به ویولن قدیمی منفور و بی فایده بازگشت. همانطور که فکر کردیم ، برای همیشه ، به دلیل اینکه امکان جمع آوری پول برای ساز دیگری وجود نداشت و بومی قفقازی ما ناپدید شد ، به نظر می رسید ، بدون هیچ اثری …

سازهای ارکستر فیلارمونیک مسکو در گمرک در دوموددوو توقیف شدند < / a>

بازگشت

این سرقت در اواخر پاییز ، درست در آستانه زمستان اتفاق افتاد. و در بهار ، ناگهان یکی از کارگران فنی هنرستان به من نزدیک شد (همسرم در آن لحظه در هنرستان نبود) و گفت: “ما در قایق یک مورد با ویولن پیدا کردیم ، بروید و ببینید مال شما است.”

در این واقعیت که در حیاط هنرستان گاراژهای فلزی ماشین وجود داشت. و در سقف یکی از آنها ، دو قایق موتوری بزرگ در زمستان نگهداری می شد که در تابستان برای نیازهای اردوی ورزشی هنرستان ، واقع در یکی از نزدیکترین جزایر ولگا ، با نام شاعرانه Oak Mane استفاده می شد. قایق ها در زمستان روی هم گذاشته می شدند ، یکی پایین و دیگری روی آن ، پایین آن بالا بود ، به طوری که برف به یکی یا دیگری نمی بارد. و هنگامی که در بهار ، قبل از شروع ناوبری ، قایق بالایی برداشته شد و هر دو مرتب شدند ، یک مورد با یک ویولن در زیر صندلی پایین پیدا شد.

من بلافاصله او را شناختم ، گرچه او خیس شده بود ، حتی ترش شده بود – بعد از همه ، رطوبت در پایین قایق هنوز به وفور نفوذ کرد! اما ویولن استاد به هر شکلی قابل تشخیص است ، مهم نیست که شرلوک هولمز از اداره پلیس منطقه فکر کند. اما حالا او چطور؟ آنها دوباره خالق او تماس گرفتند و اوضاع را توضیح دادند. او لاکونیک بود: “ارسال”. و ویولن ضعیف دوباره به جعبه خود برگشت تا سفری دیگر به پایتخت زادگاهش اوستیای شمالی انجام دهد.

ویولون روسی به دلیل صادرات ویولون یک میلیونم جریمه دریافت کرد

بازتاب کارآگاهی

در حالی که او در مسافرت بود و در حالی که دوباره احیا می شد ، ما فکر کردیم چه اتفاقی برای او افتاده است. فقط یک حدس وجود داشت و طبق آن همه چیز به همین منوال پیش رفت. شخصی از ویولن گرفت. متوجه شد که ، اگر هنرستان را کنار او بگذارد ، ممکن است به معشوقه ای برخورد کند ، که نمی توانید توضیح دهید چرا ناگهان با ساز دیگری به جایی رفت ، دزد بدبخت تصمیم گرفت موقتاً ویولون را در جایی نزدیک پنهان کند.

او که می دانست قایق هایی در حیاط وجود دارد (فرد غریبه ای به سختی به این فکر می کرد) تصمیم گرفت ویولن را در یکی از آنها پنهان کند ، صبر کند تا صدای مربوط به آدم ربایی از بین برود و آن را بیرون بکشد. اما بعد او محاسبه غلط کرد!

به احتمال زیاد ویولن را اواخر شب به حیاط بیرون آوردند و صبح زود قایق را بر روی سقف گاراژ بالا بردند و آن را با دیگری پوشاندند. ویولونی که زیر یکی از صندلی ها پنهان شده و پوشیده از پارچه بود ، مورد توجه قرار نگرفت. آدم ربایان بعداً فهمید که طعمه از زیر بینی او بیرون رانده است ، اما او نمی تواند کاری انجام دهد: بلند کردن قایق سنگین به تنهایی غیرممکن بود و از کسی س’tال نخواهید کرد …

دولت فدراسیون روسیه لایحه وزارت فرهنگ را برای ساده سازی صادرات موقت آلات موسیقی منحصر به فرد به خارج از کشور تصویب کرد

متن نامه < / h2>

بزودی ویولون زنده و تقریباً سالم به بانکهای ولگا بازگشت. تقریباً ، زیرا ماجراهای منتقل شده هنوز تحت تأثیر قرار می گیرند: او شروع به صدا دادن کمی روشن تر کرد. اما از طرف دیگر ، به طرز عجیبی ، صدای او تا حدودی مسحور شد ، زیرا صدای شخص گاهی اوقات از تجربیات غنی می شود.

بعداً ، هنگامی که من را به ارتش تراشیدم ، ویولن من را به واحدی که در جعبه او بود ارسال کردند. و خود مسافر ارجمند ما همچنان به خدمت صادقانه خود ادامه می دهد. در یک زمان من روی آن بازی کردم ، سپس دانش آموز همسرم.

سپس او به معشوقه خود بازگشت و دوباره به او خدمت کرد. در سال 2017 ، افسوس ، لیزا این دنیا را ترک کرد … ویولن اکنون نزد نوه ما است ، که برای رفتن به تور با تئاتر Bolshoi به کشورهای داغی که در خارج از خانه بازی خواهد کرد ، آن را به جای خودش می برد. کلاس خودش بالاتر و گرانتر است اما چه کسی می داند او چگونه یک تغییر شدید آب و هوا را تحمل می کند. و مادربزرگ چنین آزمایشاتی را پشت سر گذاشته است که از هیچ چیز نمی ترسد! > ویکتور لیخت ، “ما از ابتدا بازی می کنیم”

 ویولن توسط استاد فومین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *