سرگئی اواروف: “این فرصتی است برای مشاهده عضو ، همانطور که هیچ کس آن را ندیده است”

 سرگئی اووروف. عکس - آنتون سولوویف سرگئی اواروف. عکس – آنتون سولوویف

موسیقی شناس و کارگردان سرگئی اووروف در مورد فیلم “سمفونی ارگان” ، موسیقی کلاسیک در سینما و فرهنگ تجسمی – در مصاحبه با Muzium.

< سرگئی اووروف موسیقی شناس ، کارگردان ، نامزد تاریخ هنر و پژوهشگر آثار الکساندر سوکوروف است. از سال 2014 تا 2016 ، مرمت این عضو ، یکی از قدیمی ترین و بزرگترین در روسیه ، در سالن بزرگ کنسرواتوار مسکو انجام شد.

یک فیلم مستند بلند-داستانی اختصاص داده شده به تاریخچه این ساز و مستند لحظه تاریخی مرمت آن – اولین کارگردانی سرگئی اووارووا اولین نمایش ارگان سمفونی در آگوست 2019 در جشنواره فیلم Window to Europe (Vyborg) برگزار شد. سپس فیلم در تالار بزرگ هنرستان و ارمیتاژ ایالتی در همایش بین المللی فرهنگی سن پترزبورگ به نمایش درآمد.

از 23-25 ​​اکتبر 2020 ، این فیلم منحصرا در مسکو ، سن پترزبورگ ، کازان ، سامارا ، یکاترینبورگ و کالینینگراد نمایش داده می شود … به عنوان بخشی از برنامه KARO.Art ، بینندگان برای اولین بار نسخه گسترش یافته آن را می بینند.

– شما اولین بار به عنوان کارگردان فیلم حضور داشتید ، زیرا از نظر تحصیلات موسیقی شناس هستید. چه چیزی پیش از این اتفاق افتاد؟

– من پایان نامه و رساله خود را درباره موسیقی در فیلم های الكساندر نیكولاویچ سوكوروف نوشتم – كارگردانی كه نه تنها از نظر سینمایی ، بلكه از نظر موسیقی نیز می اندیشد. ما چندین بار با او ارتباط برقرار کردیم ، برخی از مکالمات ما به صورت کتاب منتشر شد (یادداشت توسط MN – “Intonation. Alexander Sokurov”).

سپس یک تجربه جالب دیگر نیز وجود داشت. وقتی کارگردان درخشان رستم خدامداموف در حال ایجاد فیلم “کیسه بدون ته” بود ، از من خواست تا در قسمت موسیقی کمک کنم. من در کنارش بودم ، او را در حال ویرایش تماشا می کردم …

هنگام تعامل با کارگردانان بزرگ ، در برخی از مواقع شما می فهمید که آنها چگونه فکر می کنند. من کاملاً عمیق به این دنیا فرو رفتم و هنگامی که در سال 2014 مشخص شد که ارگان سالن بزرگ هنرستان در حال ترمیم است ، بلافاصله فهمیدم که باید برداشته شود.

همراه با پروفسور مارینا والریevna Karaseva ، ما ایده را نهایی کردیم ، آن را به رئیس الكساندر سرگئیویچ سوكولوف ارائه داد و تأیید كرد. علاوه بر این ، الكساندر سرگئیویچ و مارینا والریونا به عنوان تهیه كننده این فیلم عمل كردند و نه تنها از نظر سازمانی ، بلكه با خلاقیت در خلق آن مشاركت داشتند.

– اولاً ، این رویداد از نظر تاریخی هم برای فرهنگ روسیه و هم برای اروپا دارای اهمیت است. در سال 1900 ، ارگان تالار بزرگ به نمایندگی از روسیه در نمایشگاه جهانی پاریس و جایزه بزرگ را دریافت کرد. در عین حال ، او هرگز ترمیم اساسی نداشته است و ترمیم های این سطح به خودی خود نادر هستند.

ثانیا ، این از نظر سینمایی یک ماده امیدوار کننده است. در داخل اندام فوق العاده زیباست: هنگامی که برای اولین بار به آنجا می روید ، کاملاً لذت خواهید برد – حتی از آنچه می شنوید ، بلکه از آنچه تازه می بینید. احتمالاً این با شاهکارهای معماری قابل مقایسه است.

در حالی که تیراندازی ادامه داشت ، ارگان دائماً در حال تغییر بود: در ابتدا کاملاً برچیده می شد ، و سپس ما مشاهده کردیم که چگونه به تدریج دوباره پر می شود. گذشت ، و من و آنتون سولوویوف ، فیلمبردار ، برای فیلمبرداری صحنه دیگری آمدیم ، رئیس اصلی نگهبان ارگان ، ناتالیا ولادیمیروونا مالینا ، گفت:

“نگران نباشید ، اما آنچه اکنون می بینید ممکن است شما را شوکه کند.” / p>

و وقتی او به ما اجازه ورود داد ، ما فقط راه پله ، پارتیشن ، تیرهای چوبی را دیدیم – و هیچ لوله ای ، چیزی که از تیراندازی های قبلی در آنجا عادت کرده بودیم … این منظره شبیه حکاکی های موریس اشر بود.

– و با این حال ، یک موسیقی شناس برای فیلمبرداری یک فیلم واقعی ، حتی پس از صحبت با کارگردانان بزرگ …

– می بینید ، اگر از واقعیت مورد نیاز فیلم پیش برویم و شخصیت اصلی آن موسیقی است پس چه کسی باید این فیلم را بسازد؟ آیا این باید فردی باشد که در ساخت فیلم تجربه داشته باشد و نه در موسیقی ، یا بالعکس؟

افراد بسیار کمی مانند سوکوروف یا خدامداف هستند. تعداد کمی از فیلمسازان قادر به استفاده کامل از امکانات موسیقی بدون داشتن تحصیلات موسیقی هستند.

الكساندر سوكوروف: “بوریس گودونوف” داستان افراد شاد است “

فیلم خدامداموف” Bottomless Bag ”مفهومی شگفت انگیز بود. صداهای جنگل جادویی – چین خوردگی درختان ، انقباض شاخه ها ، خش خش برگ ها – او می خواست با کمک صداهای جداگانه از کارهای آوانگارد گوبیدولینا ، لاچنمن ، کورلیاندسکی تقلید کند … من برای او یادداشت آوردم و ما انتخاب کردیم. علاوه بر این ، او می خواست آنقدر ظریفانه این کار را انجام دهد که بیننده حتی متوجه نشود که او یک صدای موسیقی می شنود ، اما در سطح ناخودآگاه “صنعتگری” آن را احساس کرد.

فیلم درخشان ظاهر شد ، اما از نظر من ، مفهوم خود تحقق نیافت تا پایان ، او به سادگی موفق به دریافت خواسته خود از مهندسان صدا نشد. گاهی اوقات مجبور می شد به آنها ثابت کند که ، به طور نسبی ، گوبیدولینا همچنین موسیقی است.

هنگام فیلمبرداری از فیلم در مورد یک عضو ، خطر کشف آماتوریسم در موسیقی افزایش می یابد. به عنوان مثال ، غالباً وقتی چیزی از این ساز فیلم گرفته می شود ، اعم از گزارش ، تبلیغات یا مستند ، از Bach’s Toccata in D minor کورکورانه استفاده می شود.

در چنین مواردی ، بلافاصله مشخص می شود که این کار توسط شخص دور انجام می شود از موسیقی او احساس نمی کند که بلافاصله به گوش نوازنده می تازد – ابتکار چنین انتخابی. البته ، من در مورد کار بزرگ باخ به این ترتیب صحبت نمی کنم ، اما در مورد ظاهر آن در یک زمینه خاص است.

ما بلافاصله تصمیم گرفتیم که سعی کنیم از چنین تصمیمات ساده موسیقی جلوگیری کنیم. وقتی اولین شلیک ها را به داخل ارگ می انداختیم ، لازم بود نوعی موسیقی بر روی آنها قرار گیرد – اما اگر نه باخ ، پس چه نوع؟ برنامه ریزی شده بود که این فیلم در هیئت امنای هنرستان نمایش داده شود (که در نهایت از این پروژه حمایت کرد) ، برای ارائه آنچه “از نظر چهره” نامیده می شود.

من شروع به جستجوی آثار آهنگسازان معاصر برای ارگ کردم و با سمفونی برای ارگ توسط دنیس پیساروسکی مواجه شدم … و هنگامی که عکسهای ابتدایی را با صدای قسمت اول این ترکیب مقایسه کردم ، به راحتی متحیر شدم: یک اتفاق عالی رخ داد. من این احساس را داشتم که وی این موسیقی را مخصوصاً برای فیلم من نوشت ، گرچه از سال 2009 شروع شد.

– از منظر استراتژیک ، پرداختن به موسیقی یک آهنگساز مدرن که برای مخاطبان عادی غیرمعمول است ، ممکن است در نمایش اختلال ایجاد کند. همانطور که می گویید “چهره کالا” است. آیا این مانعی نشد؟

– من فهمیدم که ما عضو را به گونه ای نشان می دهیم که هیچ کس دیگری آن را انجام نداده است. پس از همه ، معمولاً همه فقط نمای خارجی ابزار را نشان می دهند – یک نما ، یک صفحه با چندین دفترچه راهنما ، اهرم ها. و در اینجا همه چیز برعکس است ، همه چیز از درون است. من می خواستم موسیقی فیلم با این موضوع هماهنگ باشد.

در نتیجه ، دو قسمت از سمفونی پنج بخشی پیساروسکی در فیلم گنجانده شد. و برای حفظ وحدت سبک ، دنیس همچنین قطعه گروه “در رویداد افق” را ساخت. قطعاتی از آن با فیلمهای مربوط به برچیدن عضو و روند ترمیم آن همراه است.

از آنجا که به دلایل واضح ساز نمی تواند در این زمان صدا بیاورد ، نوعی تفسیر موسیقی “از خارج” ظاهر می شود. و در انتهای نوار هنگامی که دوربین به سمت ویترین معروف شیشه رنگی هنرستان با تصویر سنت سیسیلیا نشانه رفته است ، قطعه کوچکی وجود دارد. موسیقی که در این لحظه به نظر می رسد ، در حقیقت ، دنیس بداهه نوازی کرده است. من می خواستم این قطعه ده ثانیه ای یک لحظه متافیزیکی خاص را منعکس کند – و به نظرم می رسد که نتیجه گرفته است.

به طور کلی ، فیلم با موسیقی عجین شده است و تمام درام آن بر روی یک ساختار موسیقی است ، مانند یک اثر اپرا: یک اورتور نیز وجود دارد ، و دو عمل با یک interlude جدا شده است.  سرگئی اواروف: “Symphony organ”

– آیا این فیلم به دلیل سمفونی پیساروسکی برای ارگ نامگذاری شده است یا به دلیل ساختار موسیقی آن؟

– این گزینه ها از یکدیگر جدا نیستند. علاوه بر این ، سمفونی در چندین تجسم دیگر در اینجا ظاهر می شود. این فیلم شامل توكاتا از سمفونی شماره 5 چارلز-ماری ویدور برای ارگان است – این اثر توسط ویدور در اولین كنسرت پس از نصب ساز در مسكو بر روی ارگان تالار بزرگ اجرا شد.

این فیلم همچنین به قطعه ای از اولین صدای مستند اشاره دارد فیلم های تاریخ سینمای روسیه – “شور و شوق: سمفونی دونباس” ساخته Dziga Vertov. سرانجام ، کلمه “سمفونی” به معنای گسترده به معنای “هم آوایی” ، “صدای هماهنگ” است.

– چرا کارهای سوکوروف را به عنوان موضوع تحقیقات علمی انتخاب کردید؟

– اولاً ، سوکوروف یکی از کارگردانانی است که می توان نویسندگان مطلق نامید. این انسان در تمام زندگی خود و علی رغم همه چیز کاملاً سینمای نویسنده را خلق کرده است. هر یک از فیلم های او منحصراً بیان هنری اوست.

چنین کارگردانانی در روسیه بسیار کم هستند. به عنوان مثال خدامداف نیز – اما متأسفانه ، او فقط دو فیلم كامل دارد كه یكی از آنها ، آنا كارامازاف ، واقعاً وجود ندارد (پس از نمایش برتر در جشنواره فیلم كن 1991 ، تهیه كننده فرانسوی تنها نسخه آن را گرفت و اینكه كجاست آن رازآمیز است) ) و سوکوروف توانست به طور کامل برگزار شود ، فیلمبرداری او بسیار زیاد است.

ثانیا ، برای سوکوروف ، که تحصیلات موسیقی حتی در سطح یک آموزشگاه موسیقی ندارد ، با این حال ، موسیقی نقش اساسی دارد. او همیشه در مورد آن صحبت می کند و شما می توانید آن را در فیلم هایش احساس کنید. از این دیدگاه ، آنها یک پدیده فرهنگی جامع را تشکیل می دهند که باید درک شود.

سرانجام ، سوکوروف از این نظر جالب است که در فیلم های بلند و مستند نیز به همان اندازه درگیر است. و در مورد دوم ، او فیلم هایی در مورد موسیقی و موسیقی دانان دارد – در مورد روستروپوویچ و ویشنفسایا ، در مورد شوستاکوویچ ، در مورد شالیاپین …

اتفاقاً ، آیا می دانید که او سه فیلم در مورد شوستاکوویچ داشته است ، و نه فقط آلتووا سونات “؟ این فیلم معروف سوکوروف در مورد شوستاکوویچ در یک زمان به طور قاطع مورد قبول مقامات شوروی قرار نگرفت و آزار و اذیت علیه کارگردان و استودیوی فیلم های مستند لنینگراد آغاز شد. 1981 ، اوج فعالیتهای KGB بود.

اوضاع به قدری جدی شد که سوکوروف مجبور شد قبل از هر چیز افرادی را که با آنها کار می کرد نجات دهد. و وي نسخه جديدي از اين فيلم را ويراستاري كرد – فقط براي اينكه نگاهش را منحرف كند. به هر حال ، او در آن از ضبط شده ای از عملکرد پندرتسکی ، که سمفونی شوستاکوویچ را در روسیه اجرا می کرد ، استفاده کرد. اما نسخه جدید نیز باعث رد شد. و سپس نسخه سوم را ایجاد کرد ، که بسیار واضح تر از اتحاد جماهیر شوروی است.

در نتیجه ، او توانست نسخه اول – اصلی – را ذخیره کند و ما امروز آن را می شناسیم. و او دومین و سومین را به منظور گزارش دادن و انحراف ضربه از استودیو داد ، و آنها با نام مستعار ، برای هیچ کس ناشناخته در بایگانی باقی ماندند. وقتی او در گفتگویی به این موضوع اشاره كرد ، من به طور طبیعی به او چسبیدم و اطمینان یافتم كه او نه تنها درباره این فیلم ها به من گفت ، بلكه اجازه مطالعه آنها را به من داد. این هم از نظر کار موسیقی جالب است و هم از نظر تجسم تصویر شوستاکوویچ و هم از نظر عملکرد سانسور در اتحاد جماهیر شوروی.

با مقایسه این سه نسخه می توان فهمید که به طور مشخص مقامات در دو نسخه اول چه چیزی را دوست ندارند. جای تعجب است که هیچ بیانیه تحریک آمیز سیاسی در آنها وجود نداشته است. دلیل این امر همان تفسیر تصویر شوستاکوویچ و لحن کاملاً غیر شوروی بود.

البته ، سوکوروف هرگز این دو نسخه را “برای انحراف” به صورت عمومی نشان نخواهد داد. وی گفت که آنها تا آخر زمان زیر قفل و رمز دراز می کشند ، زیرا ایجاد آنها یک قدم اجباری است و آنها را فیلم های خود نمی داند. با این وجود ، ما می دانیم که آنها اصولاً و در کتاب «لحن. الكساندر سوكوروف “آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

– عالی! من اخیراً کشتی روسی سوکوروف را تماشا کردم. کل این فیلم بیش از “نگاه” “شنیده” شده است. ما دائماً باید به زمزمه های شخصیت های اصلی آن گوش دهیم – دو روح که وارد ارمیتاژ شده اند. به نظر می رسد این فیلم از زمزمه های آنها ، خش خش موزه های دور و پژواک ناشی از پایکوبی روی کف پارکت بافته شده است. به نظر من سمفونی ارگان نیز به روشی مشابه “به صدا در می آید” ، خود ارگان دائما نفس می کشد و صداهایی ایجاد می کند. و مانند موزه عظیم است ، بنابراین همه منابع آنها را نمی بینیم.

– بله ، در واقع ، تنفس اعضای بدن به طور مداوم در فیلم ما به نظر می رسد. این یکی از لوتی موتیف های این نوار است و به روشی کاملاً کنجکاو ساخته شده است: در ابتدای قطعه گروه توسط پیساروسکی ، سازهای بادی چیزی بین تنفس و صدای باد را اجرا می کنند. و در فیلم ، این سر و صدای “موسیقایی” بارها و بارها به سمت سر و صدای واقعی شکم اعضای بدن می افتد که بالا و پایین می رود.

[محتوای جاسازی شده]

آنچه سوکوروف قطعاً تحت تأثیر قرار داد ، صداگذاری بود … و در “کشتی روسی” و در بسیاری دیگر از نقاشی های خود ، الكساندر نیكولاویچ درباره آنچه اتفاق می افتد از پشت صحنه اظهار نظر می كند. شما می توانید این را به عنوان یک تغییر دهنده نویسنده درک کنید – لحن او بسیار شخصی ، ذهنی است. در فیلم “سمفونی ارگان” صداگذاری توسط میخائیل الكساندروویچ ساپونوف ، مشاور علمی من ، دانشمند برجسته و خواننده ای فوق العاده (تنها مجری شناخته شده قسمت خواننده در “قصیده ناپلئون” شوئنبرگ در روسیه) ضبط شد. سوکوروف عشق مشترک ماست و میخائیل الکساندروویچ هنگام ضبط ، البته توسط فیلم هایش هدایت می شد. نتیجه یک صدای خردمندانه ، کمی خسته ، گاهی پنهان بود. داستان شخصی که عمیقا تحت تأثیر اتفاقات اطراف قرار گرفته است.

– وقتی صحبت از وقایع تاریخی در فیلم شما می شود ، شما از نقل قول های فیلم های سایر کارگردانان استفاده می کنید. چرا آنها برای شما مهم هستند؟

– وقتی نوبت به نمایشگاه جهانی پاریس می رسد ، که در آن ارگ ارائه شد ، بخشی از یک فیلم مستند از اوایل قرن 20 با تصاویر واقعی از این واقعه ظاهر می شود. این فیلم همچنین شامل یکی از معدود فیلم های مسکو قبل از انقلاب است ، وقایع نگاری کاملاً مشهور سال 1908 «مسکو. گنجی در برف. ” وقتی صحبت از انقلاب و حوادث بعدی نظامی می شود ، قطعاتی از فیلم های “اکتبر” ساخته آیزنشتاین و “شوق” است. سمفونی دونباس “ورتوف.

در اینجا لازم به ذکر است که در اوایل دوره اتحاد جماهیر شوروی ، سالن بزرگ هنرستان به عنوان سینما مورد استفاده قرار می گرفت و مردم صفحه ای را در سایت ارگان تماشا می کردند. بنابراین ما ، در حال “نمایش” سینما بر روی نمای ارگان ، در واقع از آنچه در واقعیت بود تقلید می کنیم. علاوه بر این ، یک تصویر احساسی قوی بوجود می آید – به نظر می رسد افرادی که چکش فیلم ورتوف را دارند مستقیماً به لوله های ساز برخورد می کنند.

– کنایات هنری در سینما به طور مفهومی بسیار بیشتر از موسیقی مورد استفاده قرار می گیرند و معمولاً درباره آنها صحبت می شود با علاقه زیاد فکر می کنید چرا این اتفاق می افتد؟

– واقعیت این است که فرهنگ مدرن بصری است و تفکر ما نیز. یک شخص دائماً توسط تصاویر بصری مورد حمله قرار می گیرد ، او می خواهد یک عکس را ببیند ، و اکنون حتی گوش دادن به موسیقی بدون فیلم برای برخی سخت شده است. بنابراین ، به عنوان مثال ، اکنون YouTube محبوبیت بیشتری نسبت به سایر سرویس های موسیقی دارد.

اکنون افراد بیشتری هستند که دقیقاً فرهنگ بصری را درک می کنند یا می خواهند آن را درک کنند. به هر حال ، سوکوروف ، با یادآوری کارگاه خود در نالچیک ، گفت که هر دو کانتمیر بالاگوف و دیگران و دانش آموزانش در ابتدا بدون هیچ فرهنگ اساسی ، به معنای واقعی کلمه از خیابان ، نزد او آمدند. اما در همان زمان ، آنها از همان ابتدا حس تدوین پیشرفته ای داشتند ، زیرا بر خلاف نسل سوکوروف ، آنها در عصر تلویزیون بزرگ شدند.

بالاخره ، ویرایش چیست؟ برای ساده سازی می توان گفت که این مقایسه تصاویر بصری است. این همان کاری است که تلویزیون انجام می دهد.

– برخی از کارگردانان از موسیقی فیلم به ویژه نوشته شده در فیلم های خود استفاده می کنند ، برخی دیگر به میراث کلاسیک اشاره می کنند. تفاوت این رویکردها چیست؟

– داستان ظاهر موسیقی “ادیسه فضایی 2001” توسط استنلی کوبریک نشانگر است. ابتدا موسیقی متن این نوار توسط آهنگساز فیلم الكس نورث ساخته شد. او آن را به طور کامل ضبط کرد ، اما در آخرین لحظه کوبریک تصمیم گرفت که مناسب او نیست. وی به جای موسیقی نورث ، از ترکیبات کلاسیک استفاده کرد که در طول فیلمبرداری با بازیگران و بقیه اعضای گروه بازی می کرد تا آنها را با این یا آن صحنه هماهنگ کند.

نورث از این تصمیم کوبریک اطلاعی نداشت و پس از نمایش برتر یک رسوایی بزرگ اتفاق افتاد. وقتی آهنگساز موسیقی او را نشنید. صرف نظر از این ، من معتقدم که تصمیم کوبریک تاریخی است. این کارگردان نشان داد که چگونه می توان از موسیقی کلاسیک در یک فیلم بزرگ هالیوود استفاده کرد.

موضوع این نیست که موسیقی نورث از موسیقی مثلا ریچارد اشتراوس بدتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *