آیا بی بی سی باید Fairytale از نیویورک را سانسور کند؟ | موسیقی

شنونده رادیو 1: الکس هود

جنگ فرهنگی پیرامون آهنگ Fairytale Pogues از نیویورک مانند یک سنت جدید کریسمس ، مانند سانتا شکلات لیندت ، اما همجنسگرا احساس می شود. در تکرار امسال ، رادیو 1 دو کلمه توهین آمیز را از ضبطی که پخش می کند حذف کرده است ، اما رادیو 2 همچنان به بازی اصلی ادامه می دهد. دی جی های رادیو 6 موسیقی می توانند بین ضبط ها یکی را انتخاب کنند.

این بحث دائمی سال به سال خسته کننده تر شده است ، اما به زبان ساده: محبوبیت شرم آور علیه جامعه LGBTQ + ، به ویژه در یک سیستم عامل اصلی مانند ایستگاه رادیویی BBC ، غیر قابل قبول است. این آهنگ کاملاً ممنوع نشده است و نباید نیز باشد ، اما ما مجبور نیستیم به هر شکلی شرم آور را بپذیریم – خصوصاً در این مورد ، وقتی که یک متن کاملاً قابل قبول در نسخه ضبط شده از سال 1992 وجود دارد.

به عنوان یک جوان ، بسیار ناامیدکننده است که ببینیم این ابتکار عمل به عنوان یک قاعده پتو در تمام ایستگاه های رادیویی بی بی سی اجرا نشده است. من از اقدام رادیو 1 برای پیشگویی استقبال می کنم و نیاز به تصمیم گیری متفاوت بر اساس انتظارات مخاطبان هر ایستگاه را درک می کنم. اما تصمیم کلی بی بی سی همجنس گرایی را به موضوعی نسلی تبدیل می کند. با انتخاب ادامه پخش نسخه بدون سانسور آهنگ در رادیو 2 و رادیو 6 موسیقی ، شنوندگان رادیو 1 که عمدتا در براکت Gen Z قرار می گیرند ، در معرض ویترایول آنلاین قرار می گیرند و به عنوان همگن شناخته می شوند. همه ما به عنوان “دانه های برف” بازی می کنیم ، حساسیت بیش از حد و شیرخوار داریم ، حواس پرتی از بحث باید در مورد احترام به کسانی باشد که از این ادعاها آزرده می شوند ، صرف نظر از سن.

سخت گیری بی بی سی در این مورد ، افرادی را که از این اصطلاحات تحقیرآمیز خشمگین شده اند ، به مسئله تبدیل کرده و آنها را به عنوان سانسورهایی که از عهده هنرهای پیچیده بر نمی آیند ، نشان می دهد. من استدلال می کنم که این عقلی و اخلاقی است که نگفتن آهنگ ها باید مجانی برای فحش های همجنسگرایانه باشد – شما می توانید بدون آنها هنر پیچیده ای داشته باشید. چرا خیلی مشتاقانه می خواهید این کلمه را بشنوید؟ چرا آنقدر عصبانی هستی که نمی توانی آن را با صدای بلند بخوانی؟ چرا سال به سال اینقدر پرخاشگرانه و عمیقاً بحث می شود؟

من مطمئن هستم که شنوندگان جوان دیگر نیز از این موضوع آگاه هستند که این آوازها عامیانه عامیانه و محصول زمان آنها است ، اما آنچه اکنون از این کلمات استفاده می شود – ظلم – تنها چیزی است که در این بحث اهمیت دارد.

شنونده رادیو 2: پاتریک استرودویک

این وسوسه انگیز است که بگوییم چقدر ناسازگار است که ممکن است “fagot” و “شلخته” توسط Pogues در رادیو 2 خوانده شود اما در رادیو 1 نه. خوب ، آیا ابتدا می توان به یک قوام مهم در تصمیم BBC در اینجا اذعان کرد؟ برای یک بار ، تمرکز فقط در مورد صفت همجنسگرایانه نیست بلکه در مورد زن ستیزی نیز وجود دارد. همان که در فرهنگ تجاوز جنسی ما می چرخد ​​و اغلب در پورنوگرافی تکرار می شود تا به صدای سفید تبدیل شود. “شلخته” تقریباً در همان سن – سال 8 ، زمین های بازی دور را تکرار می کند؟ سال 7؟ – همانطور که پسران کوچک “fagot” را به عنوان مقدمه یک مشت می شنوند.

اما نفرت با افزایش سن شکل می گیرد. تا حدود 30 سالگی ، به عنوان یک مرد همجنسگرا که کاملاً در چهره شما بود ، صدا و خشونت برای من کاملاً مورد توجه بود: تعقیب ، تهدید ، بستری شدن در بیمارستان. بعد از 30؟ این توهین های یک کلمه ای واضحی نیست که باید مراقب آن باشید ، این استدلال هایی است که رهبران سیاسی و مذهبی با الهام از وعده پول و قدرت ابداع کرده اند و به گونه ای بیان شده اند که منطقی و از نظر اخلاقی موجه به نظر می رسند.

نظرسنجی های مربوط به نگرش اجتماعی نیز نشان می دهد که همجنس گرایی متناسب با سن است: پدربزرگ شما بسیار بیشتر از همکلاسی خود فکر می کند که شما یک فرد ناپاک هستید ، او فقط ممکن است آن را به صورت شما نگوید. بنابراین اگر یک جمعیت دموگرافیک وجود داشته باشد که نباید “ناپاک” و “شلخته” را بشنود ، این مخاطبان رادیو 2 از 40 سال به بالا هستند ، مانند من ، که در زمانی بزرگ شدم که دی جی رادیو 1 از بازی Relax توسط فرانکی به هالیوود می رود زیرا برگزاری جشن لواط بیش از حد برای دگرجنسگرایی ظریف او زیاد بود.

محتمل ترین گزینه ایستگاه برای خانواده ها در کنار هم (امیدوارم) امسال کریسمس رادیو 2 باشد. آیا می خواهید از جوانان محافظت کنید؟ چه طور در مورد شروع کار در آشپزخانه هنگامی که آنها برای پر کردن بوقلمون جمع می شوند ، با یک لیوان شراب آبگرم و رادیو روشن. اگر مادربزرگ شما نگوید fagot ، Kirsty MacColl این کار را برای او انجام می دهد. شخصی پشت میز می خندد. هیچ کس نمی گوید زشت است. خانه جایی است که بغضی که واقعاً زخم می شود.




شین MacGowan و Kirsty MacColl در سال 1988 اجرا می کنند.



شین MacGowan و Kirsty MacColl در سال 1988 اجرا می کنند. عکس: برایان راشیچ / گتی ایماژ

اما من متناقض هستم. استفاده از “fagot” مسلماً س ofال از قصد است – تودریک هال آهنگی به نام Fag دارد اما او آن را درست به شما سلاح می کند. در Fairytale در نیویورک ، این قصد توهین آمیز است: این کلمه به عنوان یک توهین پرتاب می شود. آنچه همه چیز را پیچیده می کند ، از جمله اینکه آیا باید کلمات را فریاد زد ، این است که ترانه هنرمندانه و خالص است – همانطور که موسیقی مایکل جکسون است ، و به اندازه کافی جالب ، کودک آزاری بیش از یک کلمه من را آزار می دهد. من هنوز هم به جکسون گوش می دهم. و ترجیح می دهم مردم موسیقی عالی را با کلمات توهین آمیز در آن بشنوند – چه آن را هیپ هاپ و چه فولک پاپ – تا موسیقی متوسط ​​که باعث می شود هیچ احساسی نداشته باشید. این گوش دادن آسان نیست ، بلکه مرگ است.

آسان فكر كردندر همین حال ، این تصور را می کند که اقدام بی بی سی سانسور است. این نیست این انتخاب با توجه به مخاطبان است ، هیچ سانسوری بیش از عدم شنیدن کلمه “لعنتی” قبل از حوزه است. و اگر متوجه نشوید که این شخصیت های زشت این ترانه هستند ، در حال مستی درگیر هستند ، و افراد شایسته تقلید نیستند ، پس شما احمق هستید مانند کسی که فکر می کند دوست داشتن همان جنسیت اشتباه است یا رابطه جنسی زن شرم آور است. سفاهت و تعصب با هم تداخل دارند. در مقابل ، هنرهای برتر بشریت هستند.

فقط یک پاسخ برای این تعارض وجود دارد ، پاسخی که با حذف کلمه ای هرگز محقق نخواهد شد – اما می تواند آغاز شود. ما باید دنیای خود را تغییر دهیم ، همزمان یک عبارت ، به طوری که موسیقی عالی هرگز از موسیقی متنفر نیست.

حرف آخر در مورد قوام. اگر می شنوید که یک نماینده محافظه کار از حذف بی بی سی شکایت دارد ، لطفاً حذف دیگری را که امروز توسط یک نهاد قدرتمند انجام شده است به آنها یادآوری کنید: تصمیم دولت محافظه کار در مورد پایان دادن به بودجه ابتکارات ضد آزار و اذیت جنسیتی در مدارس. دانش آموزان هنوز کریسمس کلمه fagot را می شنوند ، اما کسی در آنجا نیست که خسارت را برطرف کند.

آن داستان توسط خبرنگار دگرباشان بی بی سی گزارش شده است. برخلاف دولت ، حداقل Beeb در تلاش است.

شنونده 6 موسیقی: لوک ترنر

گرچه بحث بر سر Fairytale از نیویورک بحث جدیدی نیست ، اما امسال به خصوص احساس دوز ناخوشایند ریفلاکس اسید با عطر و طعم بندر ترکیه در ساعت 4 صبح در روز بوکسینگ احساس شده است. من اعتراف می کنم که ، در سطح شخصی ، اشتیاق معاصر برای ارزیابی این یا آن آهنگ یا هنرمند # مشکل ساز و فراتر از رستگاری ، طاقت فرسا و آزار دهنده است. بهترین هنر پیش فرض ها را به چالش می کشد ، احساس ناراحتی می کنیم ، ما را مجبور به مقابله با پتوی ایمنی دیدگاه های ارتدکس می کند. آیا Fairytale of New York در این گروه قرار می گیرد؟

توضیحات شین مک گوان در مورد شعرها – اینکه آنها کلمات یک شخصیت هستند و “برای اینکه داستان را به طور م tellثر قصه بگوییم” بعضی اوقات شخصیت های آهنگ ها و داستان ها باید شیطانی یا تند و زننده باشند “- کاملاً منطقی است. در سراسر طیف پاپ ، مثلاً شخصیت های شیطانی که نیک کیو در Mlader Ballads خلق کرده است تا داستان سرایی هولناک در Dance With the Devil از تکنیک Immortal ، شعرهای توهین آمیز کلید روند هنری نوشتن یک اثر متقاعد کننده و نمایشی است. همین امر در مورد هنر ، تلویزیون ، ادبیات صدق می کند. اما آیا “fagot” واقعاً چیزی به آهنگ اضافه می کند که جایگزین “haggard” Kirsty MacColl در خدمت آن نیست؟ من فکر نمی کنم

فراتر از آن ، موضوع من با شعر Fairytale متن کریسمس است. این آهنگی است که مناسب است که توسط مردم کاملاً چکش خورده در فصلی که برایشان مهم است ، آخرین آهنگ جمعی برای مهمانی دفتر قبل از اینکه همه متفرق شوند تا در کیف مک دونالد در خانه رفت و آمد بیمار شوند. من این اتفاق را شنیده ام ، و به عنوان یک مرد دوجنسگرا ، انبوهی از افراد صاف که ناگهان آواز خواندن “دهن کثیف ارزان” را احساس کرده اند ، احساس ناراحتی کرده ام. این نیست آنها کلمه برای آواز خواندن. تعداد زیادی از بچه های سفید که انگشتان اسلحه را انجام می دهند و کلمه N را بهمراه هیپ هاپ رپ می کنند ، به حق سالهاست که فراتر از رنگ پریده است.

اما نکته ای فراتر از جرم ناشی از شعرهای مک گوان است. مانند داستان جان لنون با کلاه بابانوئل ، Fairytale از نیویورک بسیار احساساتی و متین است. همانطور که هرکسی که تحت شکنجه صوتی تکراری کار در خرده فروشی در کریسمس قرار گرفته باشد ، به خوبی می داند ، این آهنگ دقیقاً در آهنگ های جشن که فحش های همجنسگرایانه ندارد ، کمبود ندارد ، بنابراین شاید به جای Fairytale of New York مهمات برای همیشه برای هر دو طرف در بن بست خسته کننده جنگهای فرهنگی ، شاید فقط نادیده گرفته شود. این افسانه باید سعادتمندانه به افسانه فراموش شده منتقل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *