اسرار نظامی موسیقی

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

کنستانتین لیفشیتس ، وادیم رپین ، الکساندر کنیازف.  عکس - الكساندر ایوانف
کنستانتین لیفشیتس ، وادیم رپین ، الکساندر کنیازف. عکس – الكساندر ایوانف

سالن کنسرت چایکوفسکی میزبان تنها کنسرت هفتمین جشنواره هنر ترانس سیبری در مسکو بود. وادیم رپین ویولون ، الکساندر کنیازف نوازنده ویولن سل و کنستانتین لیوشیس نوازنده پیانو.

این برنامه شامل موسیقی مجلسی توسط پروکوفیف (سوناتای دوم در رشته های اصلی ویولن و پیانو) و شوستاکوویچ (سه گانه شماره 2 در E مینور به یاد ایوان سولرتینسکی) است.

ترکیب چنین آثاری در یک برنامه جداگانه جذاب بود. این کنسرت با سرنوشت دشوار (به دلیل همه گیری به تعویق افتاد) با علاقه قابل پیش بینی انتظار می رفت: نام نوازندگان و کیفیت موسیقی خود گویای این امر است.

به دلیل شرایط غم انگیز ، شب به یاد الکساندر بوزلوف ، ویولن سل ، که در 37 سالگی نابهنگام درگذشت ، تقدیم شد.

سوناتای پروکوفیف که ابتدا برای فلوت و پیانو نوشته شد و سپس برای ویولن و پیانو رونویسی شد ، در اوج جنگ ، در سالهای 1942-43 خلق شد. کمی بعد ، در سال 1944 ، شوستاکوویچ سه گانه ای را به یاد دوست مرحومش نوشت. از آنجا که ، همانطور که گفتم ، اینها آثار کاملاً متفاوتی هستند ، من می خواستم مورد مشترکی پیدا کنم که آنها را متحد کند.

شاید این یک احساس افزایش بیش از حد باشد. فقط در پروکوفیف “سرد” است ، در حالی که در شوستاکوویچ “گرم” است.

سلستر الكساندر بوزلوف درگذشت

پروکوفیف به ما فهماند که بازی در قالب های موسیقی می تواند هم شکننده باشد و هم تکانه ، برازنده و هماهنگ “ذغالی”. شوستاكوویچ به مردم فهماند كه چگونه تأمل در فرهنگ عامیانه می تواند تبدیل به یك لكه گری دردناک و نشانه فاجعه ای عمیق شود.

رپین ، لیفشیتس و كنیازف به گونه ای بازی كردند كه جزئیات كار با تمام ویژگی های سازها درخشان بود ، هر كدام سهم درخشان خود را داشتند و در یكپارچگی ادغام شدند ، اما در عین حال قطره ای از “خودشیفتگی” بر تن نداشت.

در تفسیر نوازندگان ، “شفافیت” صدا ، ریتم مقوی و رقصنده پروکوفیف ، رنگی بودن مشخصه و “تراکم” قابل تغییر در بافت و همچنین انرژی انفجاری ، او را مجذوب خود کرد.

گوش دادن به سوناتا به تعبیر این نوازندگان مانند سوار شدن بر روی غلتکی است که در یک قسمت آرام آرام و دارای الگوی بسیار آرام توقف می کنید.

اختلافات عصبی شوستاکوویچ و شگفتی های هماهنگی عمومی در یک قطعه از نظر فنی دشوار بود.

تکنوازی ابتدایی ویولن سل آهنگی نافذ و غم انگیز ایجاد کرد ، ابتدا توسط ویولون ، سپس توسط پیانو انتخاب شد ، و به نظر می رسد که هر کس در مورد خودش گریه می کرد – مثل یک چیز دیگر.

آنها تکرارهای مداوم صداها را رها نکردند ، و پیانیست ، زیر “دوش بالش” یک صدا “بالش” گذاشت ، که باعث رشد تب و ترکیدن آن شد ، گویی که موسیقی می خورد.

ویولون در falsetto گریه می کرد ، ویولن سل با کمترین مخملی پژواک می گرفت ، پیانو ، مانند اطلسی بر روی شانه های خود ، تمام ساختار را نگه می داشت ، از نظر مکانیکی با استاکاتوی ناخوشایند “فشار می آورد”. سپس ، برعکس ، تارها به یک pizzicato پررونق تبدیل شدند و پیانو اعتراف شخصی پیدا کرد.

آرامش موقتی ، وقتی ویولون و ویولن سل بی سر و صدا خطوطشان را کشید و پیانو نیز آنها را تکرار کرد ، پایان یافت. Gayernosti با اشک تقویت شد ، و اکنون ، موسیقی ، من در برابر وحشت جهانی مقاومت سختی می کنم ، ما را کر می کند ، مضمون Freilahs با خستگی ، با تقریبا “دیوانه وار” اتوماتیک “تکرار می شود …

رپین ، لیفشیتس و كنیازف درهم آمیخته ای غم انگیز از غم و اندوه و چالش داشتند. اما نوازندگان به دنبال آهنگساز ، ناگهان به سمت پیانو رفتند. عمر صداها مانند ما بسیار شلوغ و کوتاه است. نازک شدن ، از دست دادن اهمیت ، با آرام ترین غرش نجوا ، …

تشویق بلافاصله انجام نشد. چون هنوز مجبور شدم به زمین برگردم.

بعد از کنسرت ، کنستانتین لیفشیتس درباره این برنامه صحبت کرد.

کنستانتین لیفشیتس: “شما هرگز نمی دانید که سعادت کجا شما را خواهد گرفت”

– سه نوازنده مشهور تکنوازی به خاطر ساخت موسیقی مشترک متحد شده اند و این کنسرت سطح بالای کار تیمی را نشان داد. هر چند وقت یک بار با این ترکیب بازی می کنید؟ گروه شما چگونه به وجود آمد؟

– به صورت دوره ای ، از سال 2014. این به دلیل جشنواره موسیقی ترانس سیبری است. مدیر هنری وی وادیم رپین خواسته ها را بیان می کند ، و او ما را دور هم جمع کرد.

من از کیفیت آنها در همکاران قدردانی می کنم: کنیازف ذاتاً بسیار موسیقایی است ، رپین یک استراتژیست است ، او معماری روند موسیقی را به خوبی می فهمد ، پیشنهادات او ، در نگاه اول ، متناقض است ، اما همیشه قابل توجیه است.

همه ما اولویت های مختلف ، رویکردهای فردی داریم ، همیشه اگر نوازنده ای پیشرفت کرده باشد ، این اتفاق می افتد. ما به دلیل شهود هنری و مهربانی با یک شریک زبان مشترکی پیدا می کنیم.

– همانطور که یک نوازنده آشنا می گوید ، در یک گروه مجلسی هیچ کس نمی تواند خودخواه باشد.

– ما به دنبال برابری هستیم. با توجه به اینکه همه با قدرت هنری و فرم خود در برابر دیگران سنجیده می شوند. یک ماده آلی خاص در یک پارادوکس بوجود می آید ، هنگامی که عناصر غیر مشابه و حتی بیگانه به یک دیگ مشترک سرازیر شوند ، و سپس شما ببینید که آیا معلوم است یا نه ، با هم رشد می کنند یا با هم رشد نمی کنند. خیلی به روحیه بستگی دارد. ساشا بوزلوف همه ما را که او را می شناختیم متحد کرد. ما قرار بود این برنامه را در ماه سپتامبر اجرا کنیم اما شرایط اجازه نداد.

– چه چیزی امکان ترکیب سوناتا پروکوفیف و سه گانه شوستاکوویچ را در یک برنامه فراهم کرد؟

– این را ریپین تصمیم گرفت ، که قبلاً چنین برنامه ای را با نیکولای لوگانسکی و بوزلوف بازی کرده بود.

این ترکیب جالبی برای من است. در هر دوره جفت معاصر بزرگی وجود دارد: باخ – هندل ، موتزارت – هایدن ، شوپن – شومان …

تضاد واضحی بین پروکوفیف و شوستاکوویچ وجود دارد ، اما در همان زمان آنها در یک کشور زندگی می کردند و کار می کردند و کارهای اجرا شده تقریباً همزمان در زمان جنگ نوشته شده اند. در اینجا قطبیت رویکرد نویسنده مهم است.

دیمیتری شوستاکوویچ: “گرانترین چیز در انسان خوب بودن ، عشق ، وجدان است”

– به عنوان پیانیست در کارهای اجرا شده چه چیزی مورد توجه شما قرار می گیرد؟

– خوب ، متن در هر دو مورد درخشان است. شوستاکوویچ ، که در موسیقی شوک مرگ و پروکوفیف را ظریف و پیچیده بیان کرد.

شوستاکوویچ در جهان بسیار محبوب تر از پروکوفیف است ، دومی در سایه قرار دارد ، و این غیرمنصفانه است ، هرچند قابل درک است ، زیرا پیچیدگی نخبه گرایانه است.

پروکوفیف بسیار چند وجهی است و ، به نظر می رسد ، دور از اضطراب های دوران ، به گوش دادن خالص نیاز دارد ، بر خلاف شوستاکوویچ ، که با شور و حرارت آشکار خود بر زیر قشر تأثیر می گذارد.

سرگئی پروکوفیف: “هوای یک سرزمین خارجی الهام بخش من نیست”

– اگر شما ندانید که سوناتا پروکوفیف چه زمانی نوشته شده است ، هرگز چنین چیزی را در طول جنگ حدس نخواهید زد.

– بین آهنگسازان 17 سال اختلاف سنی وجود داشت و این از اهمیت اساسی برخوردار بود.

پروکوفیف کودکی خوش و روان پایداری داشت. شوستاکوویچ در جوانی فقر نوشید و فجایع زیادی را دید.

آنها تصاویر کاملاً متفاوتی از روسیه دارند. در موسیقی کنسرت ما. در شوستاکوویچ غم انگیز است ، در پروکوفیف چنین افسانه ای زمستانی است ، با فولکلور نهفته و گروتسک غیر آشکار.

– وقتی مندلسون را برای یک کینکور بازی کردید ، به نظر من رسید، که این موسیقی شیک و شفاف برای بازگرداندن تعادل عاطفی عمومی پس از سه گانه شوستاکوویچ به ویژه پس از آخرین جنبش سوزان “کلزمر” طراحی شده است.

– مندلسون به احتمال زیاد ادای احترامی به یاد ساشا بوزلوف است. او نیز زود فوت کرد ، امیدهای زیادی نشان داد و مجال تحقق آنها را نداشت.

مایا کریلووا

کنستانتین لیفشیتس ، وادیم رپین ، الکساندر کنیازف.  عکس - الكساندر ایوانف

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>