جوآن جت: ‘نزدیکترین برس من با قانون؟ من در تور دستگیر شدم من رابرت پلانت را مقصر می دانم ‘| زندگی و سبک

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

جوآن جت ، 62 ساله ، متولد پنسیلوانیا ، اولین گروه خود را با نام Runaways در سال 1975 تشکیل داد. وی پس از همکاری با تهیه کننده کنی لاگونا ، زن اصلی Blackhearts شد و در سال 1982 با I Love Rock’nRoll محبوبیت زیادی کسب کرد. آهنگ Fresh Start او در آلبوم تلفیقی Good Night Songs For Rebel Girls ظاهر می شود که هفته آینده منتشر می شود. او در ایالت نیویورک زندگی می کند.

کی خوشبخت ترین بودی؟
سالهای نوجوانی من در Runaways: من هنوز آنقدر ساده لوح بودم که درمورد دنیا و زندگی و مردم چیزهای خوبی می اندیشیدم و با بازی راک اند رول در سراسر دنیا و زندگی در رویا سرگرم می شدم.

کدام فرد زنده را بیشتر تحسین می کنید و چرا؟
رفیق من کنی لاگونا. او فردی با شخصیت خارق العاده ، باهوش و دوست بسیار خوبی است.

صفتی که بیش از همه از خود ناراحت می کنید چیست؟
بی حوصلگی.

چه چیزی بیشتر تو را وادار به دلسوزی برای دیگران می کند؟
تکبر و انکار.

جدا از یک ملک ، گرانترین چیزی که شما داشته اید چیست خریده؟
ماشین الکتریکی من: این یک کادیلاک هیبریدی است.

از ظاهر خود بیشتر چه چیزی را دوست ندارید؟
من خیلی کوتاه هستم: 5ft 3½in هستم. من کوچک شده ام من قبلاً 5ft 5½in بودم.

چه کسی شما را در فیلم زندگی شما بازی می کند؟
کریستن استوارت قبلاً این کار را در زندگی نامه The Runaways انجام داده است.

وقتی بزرگ شدی دوست داشتی چی بشی؟
یک فضانورد ، باستان شناس ، بازیگر و یک نوازنده.

بدترین چیز کسی چیست به تو گفتم؟
تف کردن ، در حالی که گوینده های بزرگ آویزان من هستند ، احتمالاً بدتر از آن است که با آنها صحبت شود.

به پدر و مادرت چه مدیونی؟
همه چيز. آنها به من اجازه دادند که حرفه ام را داشته باشم.

بدترین شغل شما چیست؟ انجام شده؟
من یک کار کافه تریا داشتم ، غذا سرو می کردم ، و بعضی از مردم واقعاً زننده بودند. یک دسته بشقاب خوب و خنک و یک دسته بشقاب گرمتر که تازه از آشپزخانه بیرون آمده بود. بنابراین ، اگر شخصی سوراخ سوراخ بود ، من یک صفحه داغ با لبخند به او تحویل می دادم و نحوه برخورد آنها را تماشا می کردم.

نزدیک ترین چیزی که شما دارید به مرگ می آیند؟
درست بعد از 11 سپتامبر ، من و کنی رفتیم تا برای نیروهای نظامی در پاکستان و ازبکستان برنامه اجرا کنیم. وقتی داشتیم پرواز می کردیم ، صدای الکترونیکی خاموش شد: «هشدار: پرتاب موشک! هشدار: پرتاب موشک! ” طالبان به ما موشک زده بودند. من منتظر بودم که پشت هواپیما را منفجر کنم ، اما نشد و فرود آمدیم.

بزرگترین ناامیدی شما چه بوده است؟
اینکه تیم بیس بال من ، بالتیمور اوریولس ، همیشه در زیرزمین است.

اگر بتوانید گذشته خود را ویرایش کنید ، چه چیزی را تغییر می دهید؟
من فکر نمی کنم من چیزی را تغییر دهم: بد شما را بیش از خوب شکل می دهد.

نزدیکترین برس شما با قانون چیست؟
در انگلیس ، در اولین تور Runaways ، در شرف گرفتن کشتی به فرانسه است. من رابرت پلانت را مقصر می دانم ، زیرا ما یک بار از او پرسیدیم که باید چه سوغاتی هایی را در جاده بگیریم. او گفت که کلیدهای اتاق هتل را برداشته است. در انگلستان ، کلیدها چیزهای بزرگ ، تزئین شده و فلزی بودند. من چهار تا داشتم در گمرک ، آن مرد گفت: “هوم ، انگشتان چسبناک ، تو دستگیر شدی” ، و مرا در سلول زندان قرار داد.

دوست دارید در مراسم خاکسپاری خود چه آهنگی پخش کنید؟
گریس شگفت انگیز ، روی گاوداران.

مهمترین درسی که زندگی به شما آموخته چیست؟
فروتن بودن

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>