دعا و تردید

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

رومن ناسونوف.
رومن ناسونوف. “موسیقی: گفتگو با خدا. از باستانی تا الکترونیکی “

رومن ناسونوف ، دانشیار گروه تاریخ موسیقی خارجی در هنرستان مسکو ، موسیقی شناس ، فرهنگ شناس و مربی ، کتاب “موسیقی: گفتگو با خدا” را نوشت. از باستانی تا الکترونیکی ”. توسط انتشارات نیکا منتشر شده است.

موضوع كتاب بلافاصله با عنواني كوتاه آورده شده است و حاكي از اين است كه آهنگسازان در همه زمانها و اقوام ، به هر طريقي يا ديگر ، وارد اين گفتگو شده اند. با این حال ، نویسنده با بیان اینکه فقط الگوی موسیقی اروپایی را در نظر گرفته است ، قصد دارد ریشه و وجود سنت موسیقی مسیحی را در همه تناقضات آن جستجو کند.

کنسرت – معرفی کتاب جدید رومن ناسونوف در مسکو برگزار می شود

این بدان معنا نیست که این کتاب مخصوص مسیحیان است. کاملا مخالف. این یک راهنما برای معتقدان نیست ، یک کتاب درسی یا یک مونوگرافی علمی نیست. نویسنده بارها تأکید می کند که آثار او برای همه نوشته شده است. به عنوان یک شناخت ، به راحتی ، اما کم نوشتنی ، گاهی مغرضانه (نویسنده ایمان خود را پنهان نمی کند) و در عین حال داستانی متعادل در مورد این که چگونه ، از دوران باستان تا آغاز قرن بیست و یکم ، سازندگان موسیقی جهان را به روش های مختلف زیر سوال می بردند ، با آن آشتی می کردند یا نسبت به آن اعتراض می کردند …

تلاش

“شنیدن در بهترین آثار موسیقی … تجربه تمدن اروپای مسیحی در توسعه آن – تا به امروز …”.

و اگر شما یک ملحد یا اگنوستیک باشید ، اما می دانید که تاریخ موسیقی قرنهاست که با یک ایده مذهبی خاص ، از مدتها قبل – بسیار محکم ، مرتبط بوده و حتی امروز ، به قول نویسنده ، با همه مدرن ها در ارتباط است ،

“دشواری دیدگاه های مذهبی ، تاری و انطباق آنها” ،

این کتاب برای شما مهم و جالب خواهد بود.

البته به دلیل کمبود جا در تاریخ موسیقی ، مجبور شدم از نقطه چین عبور کنم. اما این خط نقطه در چارچوب یکپارچگی ، در مرزهای ایده آورده شده است

“موسیقی یکی از بزرگترین مواهب معنوی است که ما در اختیار داریم.”

ایده اصلی یک نویسنده عمیقاً ناباب ، وحدت اجتناب ناپذیر شکل و محتوا است. برای مدت طولانی ، ساختار داخلی موسیقی ، شروع با چندصدایی قرون وسطی ،

“بازتاب اندیشه های مردم در مورد پیروزی نهایی عدالت و معنای زمان تاریخی.”

و هنگامی که شک و تردید در تفکر اروپاییان در مورد چنین پیروزی به وجود آمد ، فرم های موسیقی بلافاصله این را منعکس کردند.

راهنمای این نویسنده شامل مقالاتی درباره آهنگسازان چندین قرن است که پیش از آن داستانی درباره یک دوره “بی نام” از تاریخ موسیقی وجود دارد.

در فصل اول ، ناسونوف مفهوم “خلسه” را در رابطه با فرهنگ های باستانی بررسی می کند و به نقش طراحی صوتی خلسه مربوط می شود. با حرکت روان به دوران باستان ، یادآوری می کنیم که

“کلمه” موسیقی “خود مانند بسیاری از مهمترین اصطلاحات موسیقی ریشه یونانی باستان دارد.”

“تمدن با درک و توصیف نظری انواع مختلف مقیاس در موسیقی آغاز می شود” ،

– نویسنده ادعا می کند ، و

“عملاً در هر فرهنگ بسیار پیشرفته باستان ، مدل نظری ساختار موسیقی به عنوان یک استاندارد برای ساختار کیهان عمل می کند”.

زنجیره ای از جانشینی از این بنا ساخته می شود ، که در قرن های بعدی موسیقی اروپایی بسیار تعیین کننده بود ، البته در حال حاضر در شرایط مختلف روحی. در راه ، ما در ژانرهای فولکلور و جنبه موسیقی مناسک مرتبط با توانایی حل تجربه شخصی “در تجربه جهانی و بی انتها” متوقف می شویم.

در حقیقت ، تمام روایت های بعدی تغییراتی در این موضوع جهانی خواهند بود.

با رفتن به قرون وسطی ، ناسونوف به یاد می آورد که کیفیت موسیقی با توانایی همراه است

“ساختار جریان زمان موسیقی دشوار و اصلی است ، و آن را با یک لحن بی نظیر پر می کند.”

چشم انداز توسعه از قرن هشتم تا چهاردهم آشکار می شود ، زمانی که موسیقی عبادت مسیحی – در یک تکامل اجتناب ناپذیر – دوره ها را تعیین می کند ، اما تنها شکل ساخت موسیقی نبود: سرگرمی های معمولی و نیمه جهانی با صداها نیز ذهن ها را به خود مشغول می کرد.

همچنین لازم به یادآوری است که امروز ما به موسیقی کلیسا به عنوان موسیقی کنسرت گوش می دهیم و تفاوت اجتناب ناپذیری در درک وجود دارد. بنابراین شنوندگان امروز ، در رویای زیبایی آهنگسازی ها ، باید در حالت ایده آل “تنظیماتی برای باد” انجام دهند.

نویسنده با بحث در مورد چند صدایی ، منسترل ها ، شعارهای میلادی ، هوش مکتبی ، همزبانی و سایر موارد جالب ، شکوفایی اندیشه موسیقی را در “اپتیک دوگانه” خود نشان می دهد. و به عنوان یک نتیجه از اعتقاد به عقلانیت نهایی جهان ، و به عنوان “بنیاد” عصر رنسانس ، که در آن “تأمل انتقادی” رشد می کند ، به گونه ای متناقض ، هم در “عرفی سازی” موسیقی و هم در توسعه بیشتر هنر مقدس بیان می شود.

صحبت در مورد توده ها و مادریال ها ، تفکر درباره “موسیقی مطلق” ، سرودهای لوترانی و هارمونی های رنگی منجر به نتیجه گیری در مورد زمانی می شود که

“مردم این توانایی را پیدا کرده اند که احساسات خود را در موسیقی متعالی جلوه دهند.”

این جاده هم به بهشت ​​و هم به “نهیلیسم موسیقی” دوره های بعدی منتهی می شد.

اما قبل از نیهیلیسم که اختراع اپرا باشد ، باروک تأثیر می گذارد ،

“ایده یک شخص به عنوان یک فرد درگیر احساسات” ،

اوراتوریوس و “فلسفه یک فرد رنج دیده” (“Orpheus” نوشته مونته وردی) ، که به هر ترتیب ، “به هنر مدرن اروپا تبدیل خواهد شد.”

خواندن این جالب است ، زیرا نویسنده متقاعدکننده تولد یک الگوی مهم – “متافیزیک بدبختی” را تشریح می کند ، موسیقی که در روزهای ما تا حد زیادی بر اساس آن ساخته خواهد شد. Orpheus به عنوان پیشگام اعتراض وجودی زمینه خوبی برای تفکر است.

هیچ نمونه موسیقی و اصطلاحات موسیقی کمی در کتاب وجود دارد ، اما در پایان لیستی از 46 عنوان وجود دارد: این موسیقی است که ارزش گوش دادن در متن استدلال نویسنده را دارد. از جمله این علاقه ها می توان به علاقه های باخ و Mass in B minor ، اپراهای گلوک و موتزارت ، واگنر و ریمسکی-کورساکف ، سونات های پیانو و سمفونی های بتهوون و موارد دیگر اشاره کرد.

این لیست در نگاه اول ناهمگن است اما فقط در نگاه اول. باخ و لوتر ، امیدهای پروتستان و “دعا با موسیقی”. تئودسیس گلوک ، انگیزه او از شدت سرنوشت انسان ، آمیخته با موضوعات باستانی. اعماق موتزارت از طریق سبکی بدنام (“ترکیب افعال” اعدام و صله رحم “چقدر دشوار است) ، ورطه های عاشقانه بتهوون (” سرنوشت جهان در درون یک شخص تعیین می شود “) ، رمز و رازهای واگنر آلمان (” رنج آور و بزرگ “) و پاسخ به همان ابدی سوالات آهنگساز روسی ، خالق The Snow Maiden و Kitezh.

در عین حال ، نویسنده موسیقی را به مذهبی و سکولار تقسیم نمی کند. او می داند که “روحیه حزبی” نامناسب است.

یکی از فرضیه های اصلی کتاب این است

“هنر موسیقی اروپا با حذف” آمادگی بسیج “شکل گرفت و آمدن دوم را برای مدت نامعلومی به تعویق انداخت”

و این فرضیه توضیح بسیاری می دهد. و همچنین تأملات نویسنده نه تنها در مورد ارتباط آشنا بین “زیبایی و معنویت” ، بلکه همچنین در مورد آنچه که “زشتی” پخش می کند.

رومن ناسونوف.  عکس - مارینا ناسونووا
رومن ناسونوف. عکس – مارینا ناسونووا

قرن بیستم با نام های شوستاکوویچ ، استکههاوزن ، مسیان ، زیمرمن و تاوانر نشان داده می شود. احتمالاً بسیاری این لیست را ناقص می دانند: مثلاً Schnittke و Pärt کجا هستند؟ اگرچه به همین سادگی می توان پرسید – در فصل های قبلی شوتز و پالسترینا ، هندل و چایکوفسکی کجا هستند؟

نام شوستاکوویچ در متن کتاب بسیار قابل توجه است. از این گذشته ، منکرات همیشه با موضوع انکار ارتباط تنگاتنگی دارند. بنابراین ، کارگردانان دراماتیک ابتکاری قرن بیستم ، تئاتر واقع گرایانه را در بحث و جدال شدید خود رد کردند ، حتی برای لحظه ای وجود آن را فراموش نکردند. و این روشی است که هنرمندان مدرنیست با به یاد آوردن قرون قبلی نقاشی واقع گرایانه (یا “واقع گرایانه”) تصاویر پیش از این را ندیده اند.

“مقاومت در برابر غرایز پایه یک جامعه بیمار”

و دفاع شوستاکوویچ از کرامت انسانی بدون شک گفتگویی درباره ابدیت است.

“شجاعت یک ملحد که هم با مصلحت اندیشی بی تفاوت طبیعت مخالف است و هم با پوچ گویی جامعه بشری”

– برای درک روح زمان کمتر از (و برای بسیاری از مردم – حتی بیشتر) مهمتر از “تومیسم موسیقی” مسیحیان کاتولیک (فصل مربوط به او “در خدمت تثلیث مقدس” نامیده می شود). یا آوانگارد بحران افسردگی زیمرمن (“بازتاب شر”). همینطور “بازی مهره های شیشه ای” کیهانی-جهانی استکههاوزن و تلاش مستقیم مذهبی تاوانر.

و فراموش نکنیم: اصلی ترین چیزی که آنها را متحد می کند استعداد عظیم شخصی آنهاست. م belمن خواهد گفت – هدیه ای از طرف خدا.

به درخواست انتشارات ، ناسونوف فصلی از فرهنگ عامه را در کتاب گنجاند ، جایی که ، به ویژه ، در مورد اپرا راک “عیسی مسیح سوپراستار” صحبت می کند. با ارزیابی آفرینش اندرو لوید وبر به عنوان مطابقت با “استانداردهای بالای تئاتر اروپا” و “مثل شوخ طبع تجارت نمایش” ، نویسنده همچنین موزیکال “گربه ها” را به یاد می آورد ، که به گفته راوی ، “انگیزه انتخاب عرفانی” در آن غالب است.

روح اپرا

در “ريبنكف” و “جونو و آووس” ريبنكيف نيز با “درگيري در بازي موسيقي ارتدكس با يك ترتيب مهلك” و پديده بت پرستي (معروف به فرقه ستارگان) و تأملات در مورد انواع اعتراض و كنفورميسم ، جايي در فصل وجود داشت.

“شاید مهمترین نتیجه ای که درک ما از تاریخچه راک ما را به این نتیجه می رساند این است که بلندی صدا و فریاد از علائم اصلی عصیان فاصله دارد.”

– می نویسد ناسونوف.

شایستگی کتاب ، آهنگساز سرگئی آخونوف در مورد آن در فیس بوک نوشت:

“برای من این یک ویژگی خاص دارد – در برخی از مواقع شما را به فکر فرو می برد ، خوب ، بله ، من می دانم که ، این قابل درک است ، و انگار که اکنون شروع به پیمایش بیشتر می کنید ، و ناگهان یک فکر کاملا غیر پیش پا افتاده هماهنگ با شما ظاهر می شود.”

ضمناً لازم نیست در همه چیز با نویسنده موافقت کنید. این کتاب به گونه ای نگاشته شده است که بحث درباره موضوعات خلاقانه و جهان بینی که در آن لمس شده ، امكان پذیر و اجتناب ناپذیر است. و این یکی از موفقیت های اصلی است: کار ناسونوف جزم گرایی را بر نمی انگیزد.

در متن پس از آن ، نویسنده با کنایه از دگم های شیک در مورد “خوب و بد” در موسیقی ، اهمیت یک طرفه بودن را باطل می کند. و هیچ تلاقی مانند “روزهای خوب گذشته” و انحطاط معنوی روزهای ما.

همانطور که نویسنده در یک مصاحبه توضیح داده است ، “گفتگو با خدا” تا زمانی ادامه دارد که آهنگسازان س questionsالاتی را بپرسند که به وضوح نمی توان به آنها پاسخ داد “، در غیر این صورت” ما در نهایت خود را در جهان تخیلات “خدا” خود جدا می کنیم.

شاید در آینده ، رومن ناسونوف ، کار گسترده و تکمیل شده (که نویسنده درباره آن خواب دیده است) داستان خود را در مورد “میل به درک نامفهوم” ادامه دهد. از این گذشته تاریخ بی حد و مرز است. و موسیقی پایان نمی یابد.

مایا کریلووا

رومن ناسونوف.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>