عزیز روسی

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

الکسی تاتارینتسف و ایلدار عبدرازاکوف
الکسی تاتارینتسف و ایلدار عبدرازاکوف

نمایش های ماه نوامبر سالن سلمانی سویل در تئاتر بولشوی ثابت می کند که اجرای معمولی رپرتوار می تواند بسیار جالب باشد.

تئاتر اصلی کشور هرگز به ویژه از رپرتوار Bel canto خوشش نیامده است. حتی در سالهای قبل از انقلاب ، اینجا جریان اصلی نبود (اگرچه پس از آتش سوزی ساختمان تئاتر بازسازی شده در سال 1856 با “پوریتنس” های بلینی افتتاح شد) و حتی بیشتر در زمان شوروی.

به عنوان مثال ، اپرای آهنگسازان برجسته این روند بلینی و دونیزتی در این دوره هرگز روی صحنه نرفتند ، علاوه بر این ، بوریس پوکروسکی بزرگ ، که سالها چهره سیاست رپرتوار بولشوی را تعیین می کرد ، آنها را باستانی و اصلاً تئاتری نمی دانست.

در همان زمان ، این “آرایشگر سویل” ساخته روسینی بود و فقط او که هرگز صحنه خود را ترک نکرد – از روز اولین اجرای در سال 1860 ، او به عنوان دوازده تولید در اینجا و حتی یک تعبیر تمسخر آمیز را تجربه کرد (در سال 1923 – “آرایشگر سویل”) ولادیمیر لوسکی) و آخرین نسخه سال 1965 (به کارگردانی نیکیتا نیکیفوروف) به مدت سی سال به طور مداوم روی صحنه او رفت.

آرایشگر یکی از عناوین پرتکرار بود که نه تنها با تراویاتا یا ریگولتو بلکه حتی با اپراهای معروف روسی مانند یوجین اونگین یا بوریس گودونوف با موفقیت رقابت می کرد ؛ تعداد زیادی از مهمانان داخلی و خارجی در آن آواز می خواندند. …

پارادوکس: علی رغم بی توجهی عموم به belto و کمیاب بودن رپرتوار کمیک در صحنه آن ، “آرایشگر” “غذای معمول” بولشوی برای سالها بود. و همین پارادوکس – ناپدید شدن او از رپرتوار در سال 1995: جدا شدن از زیبایی شناسی قدیمی شوروی ، به تدریج و دردناک ، این نام را نیز تحت تأثیر قرار داد – شاهکار روسینی ناگهان برای چندین دهه سقوط کرد تا دوباره با لباس جدید دوباره به ما برگردد.

در سال 2018 ، تولیدی از اوگنی پیسارف در صحنه جدید ظاهر شد – یکی از معدود ، اگر نه تنها کارگردان تئاتر تئاتر درام معاصر روسیه که می داند چگونه موسیقی را حتی با اپرایی که “تو نیست” بشنوید.

دو تجربه قبلی او در اپرای کمیک (زن ایتالیایی در الجزایر در MAMT و Le Nozze di Figaro در بولشوی) بسیار موفقیت آمیز بود: اولین حضور او در Stasik خصوصاً با همان روسینی چشمگیر بود و در صحنه اصلی کشور دوستان خوبی پیدا کرد با بومرشی.

او اپرای اصلی روسینی را با روحیه کمدی دل آرته خواند و باعث افزایش درک شخصیت ها ، چه شخصیت های اصلی و چه ثانویه ، به عنوان نوعی ماسک شد که اقدامات آنها در یک نقش معین قابل پیش بینی است. از لحاظ نمایشی به طرز تماشایی ای رقم خورد (بسیاری از داستان های کمیک و احمقانه روی صحنه وجود دارد) ، خصوصاً از آنجا که این اقدام با یک تقلید پلاستیکی عجیب (طراح رقص ، آلبرت آلبرتز) ، تا حدودی گیج کننده و شلوغ ، بسیار زیاد می شود ، اما نه گفتن که خیلی عمیق است – به نظر می رسد که زیر مجموعه ها هنوز معنی خاصی دارند و همه چیز به یک اسکیت زیبا تبدیل نمی شود.

با این حال ، احتمالاً نباید پیسارف را به دلیل تک بعدی بودن سرزنش کرد: او سعی کرد در جهتی دیگر حفاری کند ، “آرایشگر” را در قالب همیشه “تئاتر درون تئاتر” ارائه دهد ، بنابراین دو طرح ارائه داد ، و شرکت کنندگان در نمایش را نه تنها با ماسک با الگوهای برنامه ریزی شده ، بلکه همچنین مردم زنده در حالی که اجرای اصلی در پشت تریبون مرتفع در پشت اجرا می شود ، در پیش زمینه مخاطب اتاق های نمایشی تئاتر را می بیند ، جایی که هنرمندان ماسک به طور دوره ای در آنجا رها می شوند تا بینی خود را پودر کنند و دود کنند.

از نظر بصری ، نویسندگان این نمایشنامه را در دوران کلاه گیس ها و تات ها ، همانطور که توسط لیبرتست Cesare Sterbini ، و کاملاً سفید برفی تجویز شده (طراح لباس اولگا Shaishmelashvili) قرار می دهند ، گرچه البته ، طراحی صحنه Zinovy ​​Margolin به دور از اصطلاحات سوسیالیستی-رئالیستی است و با دقت در Sevilis تولید نمی شود.

در پس زمینه یک صفحه بزرگ وجود دارد ، که روی آن پروانه ها بال می زنند ، سپس ستاره ها سقوط می کنند ، سپس جریان طوفان پایین می رود (ویدئو آرت خود بسیار زیبا و حتی زیبایی شناختی است ، اما در واقع ساده و به سرعت آزار دهنده است) ، در مقابل آن یک آلاچیق سفید بزرگ غرفه سفید وجود دارد ، که گاهی اوقات به دو قسمت تقسیم می شود ، سپس دوباره به هم می پیوندد ، فضای صحنه را تشکیل می دهد و مجموعه های باستانی صحنه های مختلف را تنظیم می کند.

صادقانه بگویم ، برداشت های شب اول از دو سال پیش به طور کلی مثبت بودند ، اما بدون اشتیاق زیادی: حضور دوباره در “آرایشگر” پیسارف این نیست که بگویم من واقعا می خواستم. اما وقتی اولین نمایش های جالب اعلام شد ، فکر کردم – چرا که نه؟

عملکرد کاملاً تماشایی است. علاوه بر این ، همانطور که مشخص شد ، بستگی زیادی به آهنگسازی دارد – به آن دسته از هنرمندان-خواننده هایی که در آن به کار گرفته می شوند: لهجه های بازی و موسیقی تغییر می کنند ، و عملکرد خود بسیار قابل توجه است. این در نمایش های ماه نوامبر آشکار شد و بعلاوه ، به احتمال زیاد ، با گذشت مدتی از زمان اکران ، تولید قوی تر شده ، جریان سازی و بازی خوبی پیدا کرده و برخی از عدم دقت ها و ناسازگاری های برتر از بین رفته است.

جذابیت اصلی این شب البته ایلدار عبدرازاکوف بود. مسکو او را عمدتاً در رپرتوار نمایشی شنیده است – اخیراً اینها تصاویر وردی است: پادشاه رنج دیده فیلیپ در دون کارلوس (افتتاحیه فصل در بولشوی) ، آتیلا جنگ طلب در اپرایی به همین نام (تور بهاری سالن اپرای باشکیر در صحنه بولشوی) ، فیسکو نابجای سیمون بوکانگر (کنسرت جشن Placido Domingo همانجا).

تصاویر کمدی او قبلاً در اینجا تا حدودی فراموش شده است ، اگرچه او یک بار در صحنه مسکو هم با Leporello حیله گر موتزارت و هم با فراست کورساکوف شیاد ظاهر شد.

Don Basilio او یک نمایش آتش بازی واقعی است. شروع با تصویر بیرونی نقش: بجای یک مرد خوش تیپ مو سیاه و سفید ، ناگهان پیرمردی کچل و سرخ ، با چشمی نیمه مست و در عین حال پوزخندی ترسناک و سرگرم کننده ، روی صحنه می پیچد.

راه رفتن او نادرست است ، حرکات او سرگرم کننده است. اما حتی اگر این دگرگونی به کار طراحان لباس ، گریمورها و کارگردانان نسبت داده شود (اگرچه این هنرمند دو سال پیش در مراحل صحنه سازی شرکت نکرد) ، قطعاً تصویر آوازی توسط خود عبدرازاکوف ایجاد می شود.

قسمت باسیلیو عالی نیست ، بیشتر از یک شخصیت گروه است ، اما در همان آغاز ، در اولین حضور قهرمان ، بمب آریا ، معروف “تهمت” ، که به واقع “سالن” را از بین می برد.

آیا لیاقت روسینی است؟ قطعا. و با این حال – برای اولین تشویق صاعقه در اجرا ، مجری مهمان سن پترزبورگ کارهای زیادی انجام داد. آریا واقعاً با کمال درخشان ، چه فنی و چه کمدی اجرا می شد: تضادهای درخشان – استحکام کر کننده و تلقین کننده ، پیانسیسموی ظریف ، کارگاه های تعمید – واقعاً شلاق زدن صداقت روسینی با اوج های فولادی ، عبارت طبیعی ، ایتالیایی باشکوه ، تنوعی شگفت انگیز.

خوب ، و ، البته ، صدای زیبا خود را – غنی از تن ، بزرگ ، اما تصفیه شده ، لباس. و شگفت انگیزترین چیز – بعد از قسمتهای غم انگیز سنگین وردی – سبکی حیرت انگیز ، صدای درخشان صدا ، بال زدن واقعی – مهارتی که تحسین آن غیرممکن است.

اولین دومین تنور الکسی تاتارینتسف از نوایا اپرا است. برای او ، این قسمت اصلاً جدید نیست: او آن را در تئاتر خودش می خواند ، با آن در تور اجرا می کند (به عنوان مثال ، در جشنواره شالیاپین در کازان). صدای شیرین صدای تنور او با رنگهای زنگ دار Lemesh ، به ویژه در قسمت بالا ، کاملاً مناسب تصویر آوازی است.

علاوه بر این ، تاتارینتسف از فن تسلط خوبی برخوردار است ، حیف است که او آریای دلهره آور دوم قهرمان خود را نمی خواند (“سسا” معروف – شاید بعد از بازی های ناموفق دو سال پیش در قسمت تولید به همین ترتیب در تولید قطع شد): در هر صورت ، این اجرا سر و شانه ها بالاتر از Bohdan Mihai خواننده رومانیایی است.

سومین اولین اتفاق ، افسوس که برگزار نشد: مزارو سوپرانوی سوئیس ، مارینا ویوتی به روسیه راه پیدا نکرد.

Ekaterina Vorontsova نقش Rosina را بازی می کرد ، و بسیار موفقیت آمیز بود. سال گذشته ، این خواننده جوان در اولین نمایش در قسمت Dido از Purcell دوست نداشت: عمق و مقیاس کافی وجود نداشت ، اگرچه این قسمت از نظر فنی بسیار راحت تر از قسمت Rossini است. اما روزینا به موقع او بود – شجاعت و شیطنت ، ضرب شده در یک تکنیک مناسب رنگ آمیزی و صدای آرام عسل ، در این نقش بازیگری بیش از حد مناسب بود.

و این خوب است که Bolshoi برای شخصیت اصلی زن این اپرا به نسخه میزانسن سوپرانو بازگشت (اولین بار توسط سوپرانو Khulkar Sabirova خوانده شد).

کنستانتین شووشاکوف با صدای واضح ایتالیایی فیگارو درخشان ظاهر شد: معلوم شد آرایشگر او اشرافیک تر از آن چیزی است که ما می خواهیم (لهستانی که آندره فیلونچیک و سپس واسیلی لیدیوک ما را با آواز اول می خواند با موفقیت بیشتری نقش یک مرد قوی از مردم را بازی می کند) ، اما از نظر صدا عالی بود.

او هم با نقش و هم با قسمت (با پیچ و تابهای زبانی دیوانه وار) کار بسیار عالی انجام داد.

همانطور که در اکران دو سال پیش ، علی رغم تغییر استاد در کنسول (به جای Pierre Giorgio Morandi ، اکنون الکساندر سولوویف ماست) ، ارکستر به نظر بازیگوشی و اعتماد به نفس ، اما خشن و بیش از حد پرانرژی بود – سبکی روسینی a Alberto Zedda (یا حداقل a la ریکاردو موتی یا میخائیل پلتنف که به هیچ وجه در روسینی تخصص ندارند) به وضوح فاقد آنها بود.

همچنین اشتباهات و عدم تعادل ها / مغایرت های جزئی وجود داشت – به نظر ناچیز ، اما به وضوح نشان می داد که صدای نمره یک سطح عالی را به دست نمی آورد.

الكساندر ماتوسویچ

الکسی تاتارینتسف و ایلدار عبدرازاکوف

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>