“مشکل ما این است که ما منتظریم یک بیننده فهمیده به ما مراجعه کند!”

پولینا اوستینسکایا.  عکس - osetinskaya.ru
پولینا اوستینسکایا. عکس – osetinskaya.ru

برای چهارمین سال ، اداره هنر لیكبز كنسرت های اصلی تعاملی خود را در اماكن مختلف پایتخت برگزار می كند. در 20 نوامبر سال 2020 ، برای اولین بار در Zaryadye ، یک کنسرت تعاملی با عنوان “برنامه آموزشی در مورد کلاسیک ها” برگزار می شود.

این رویداد به عنوان بخشی از کمک هزینه رئیس جمهور فدراسیون روسیه برای حمایت از پروژه های خلاقانه با اهمیت ملی در زمینه فرهنگ و هنر برگزار می شود.

“برنامه آموزشی در کلاسیک” در “زریادیه” برگزار می شود

آغازگر کنسرت ها آنا پاکلینا پیانیست و موسیقی شناس است. او معتقد است که صحبت درباره موسیقی کلاسیک باید جالب و مشتاقانه باشد:

“به همراه تهیه کننده اینا اسمیرنووا ، ما عمیقا متقاعد شده ایم که صحبت در مورد موسیقی اهمیت آن کمتر از اجرای آن نیست. و درک هنر موسیقی چقدر مهم است! در 20 نوامبر ، در زریادیه ، با استفاده از مثالهای آثار باخ ، بتهوون ، شومان و شوستاکوویچ و سایر موارد ، سعی خواهیم کرد زبان موسیقی را توضیح دهیم ، زیرا نوابغ با این زبان با ما صحبت می کنند!

در روند اجرای هر شاهکار ، نوازندگان نه تنها آثار آهنگسازان بزرگ گذشته را ارائه می دهند. مخاطبان با مشاهدات جالب خود نوازندگان آشنا می شوند. هنرمندان همچنین در طول اجرا با مخاطبان تعامل خواهند داشت.

در “لیکبز” ما هیچ دانشگاهگرایی سختگیری وجود ندارد. برعکس ، ما دوست داریم قالب ، نحوه ارائه را تجربه کنیم ، ما دائما به دنبال انتخاب کلیدهای درک موسیقی هستیم. “

این کنسرت تعاملی با حضور: برنده مسابقات بین المللی Ayako Tanabe (ویولن ، ژاپن) ، برنده مسابقات بین المللی آنا پاکلینا (پیانو) ، برنده مسابقات بین المللی ، محقق بنیاد برنامه های فرهنگی و بشردوستانه Mstislav Rostropovich ، هنرمند ارکستر ملی روسیه Vsevolod Guzov (ویولنسل).

مهمان ویژه این رویداد ، برنده جایزه جوانان “پیروزی” Polina Osetinskaya در “برنامه آموزشی در مورد کلاسیک ها” “Pathetic” معروف توسط بتهوون را اجرا می کند.

اندکی پیش از کنسرت ، پیانیست نظرات خود را در مورد اجرای آینده به اشتراک گذاشت ، و همچنین در مورد چگونگی ارتباط او با آموزش موسیقی در روسیه ، نظر وی در مورد تحصیل در واقعیت های مدرن و اینکه چرا یک مجری مخاطب خاص خود را دارد بسیار مهم است.

پولینا ، چگونه به “لیکبز” رسیدید؟

– توصیف پروژه برای من جالب به نظر می رسید و در میان شرکت کنندگان آن افرادی وجود دارند که به آنها احترام می گذارم ، بنابراین دعوت را پذیرفتم.

در مورد “برنامه آموزشی” ، مشکل موسیقی آکادمیک این است که ما ، مجریان ، هنوز “سربالا” هستیم که منتظریم مخاطب فهمیده ای به ما بیاید ، مثلاً سمفونی چهارم سیبلیوس را از پنجم متمایز کنیم. و این یک اشتباه عظیم است ، زیرا با این کار درصد زیادی از مخاطبان “شکست خورده” را از خود دور می کنیم.

من فکر می کنم ، به لطف گروه هنر “Likbez” ، تعداد معینی از شنوندگان جدید قطعاً با موسیقی کلاسیک سر و کار خواهند داشت ، و بنابراین من فکر می کنم این ایده خوب است.

– آنچه از نظر شما در پروژه های آموزشی اهمیت ویژه ای دارد؟

– احتمالاً همه چیز در مورد کاریزمای قصه گوی است ، مثل یک مدرسه موسیقی ، که خیلی چیزها به شخصیت معلم بستگی دارد. اگر شخصی با اشتیاق دوست دارد و می گوید ، گوش دادن به او همیشه جالب است. اگر راوی کمی جذاب باشد و روایت آن خسته کننده باشد ، عکس این قضیه صادق خواهد بود ، حتی اگر این فرد بسیار باهوش و تحصیل کرده باشد.

– اکنون ، هنگام اجرای کنسرت ها ، تصاویر شاهکارهای هنری و معماری اغلب بر روی صحنه ، از جمله در سالن بزرگ هنرستان مسکو ، به نمایش در می آیند. چرا بینندگان مدرن نمی توانند فقط بنشینند و به موسیقی گوش دهند؟

– در زمان ما همه چیز تابع م theلفه بصری است. این به دلیل اعتیاد مردم به شبکه های اجتماعی و به طور کلی – به صنعت سرگرمی برمی گردد. مردم به آن عادت می کنند: تصویر باید دائماً تغییر کند ، بنابراین روشی که در آن عکس ساکن است آنها را خسته می کند. بسیاری دیگر قادر به تمرکز طولانی مدت نیستند. به همین دلیل ، خواندن متون طولانی مانند رمان برای مردم دشوار شده است.

همه اینها پدیده های یک نظم هستند: دیجیتالی شدن ، سوسو زدن بی پایان ، ریتمی دیوانه وار که در آن زندگی می کنیم.

– اما ، به عنوان مثال ، در آلمان ، مخاطبان با آلاچیق به یک کنسرت می آیند

– در آلمان میانگین سنی افرادی که در کنسرت های موسیقی کلاسیک شرکت می کنند 55 سال به بالا است. آنها در حالی که هنوز کتاب می خواندند و نامه می نوشتند ، در دنیای دیگری بزرگ شدند. اما ، این مشاهدات من است ، من وانمود نمی کنم که هیچ حقیقتی هستم.

– کلمات شما: گوش دادن به موسیقی به معنای “کار با روح شما” است ، و این “کار سخت و پرزحمت” است. همچنین اغلب می گویید که برای شنوندگان خود ارزش قائل هستید. آنچه برای احیای فرهنگ شنیدن در روسیه باید انجام شود؟

– من فکر می کنم اگر یک شنونده تجربه بسیار مهمی را برای خودش از طریق موسیقی بدست آورد ، می توان عادت داد که شنونده “با روح کار کند”. به طور کلی ، اگر شخصی در کنسرت چیزی را تجربه نکرده باشد ، بعید است که برگردد. شما می توانید این عادت را داشته باشید که نه تنها در یک سالن کنسرت با تجربه ها و برداشت های خود وارد گفتگو شوید ، بلکه بهترین نمونه هایی را نیز انتخاب کنید که مطمئناً باعث یک شوک واقعی یا یک افزایش شدید احساسی می شوند.

– هنگام اجرای موسیقی مدرن به چه مواردی توجه می کنید؟

– اگر خودم به ارزش و اهمیت قطعه ای که اجرا می شود اعتقادی نداشته باشم ، آن را به شنونده منتقل نمی کنم. اگرچه ، سن مخاطب در اینجا مهم است.

برای بسیاری از افراد مسن ، بدر بارهبیشتر آثار آهنگسازان معاصر ، همانطور که می گویند ، terra incognita باقی مانده است. آن غم انگیز است. به همین دلیل است که اکنون پروژه های آموزشی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند ، مانند جشنواره “فضای دیگری” از ولادیمیر یوروفسکی که سالانه مخاطبان بسیار متفاوتی را جمع می کند.

رسیدن به آنجا دشوار است ، اگرچه این برنامه شامل بسیاری از ساخته های معاصر است. شنونده باید مهمترین موارد را بیان کند ، توضیح دهد: به عنوان مثال ، موسیقی در چه سبکی نوشته شده است ، چرا چنین صدایی می شود و موارد دیگر – در این صورت بیننده آن را بسیار معنی دارتر درک می کند.

مسکو میزبان جشنواره بین المللی VII “فضای دیگر” خواهد بود

احساس شما در مورد سینستزی چیست؟

– صحبت از این ، ما ناگزیر خود را در “سیستم مختصات” الكساندر نیكولایویچ اسكریابین می یابیم ، كه معتقد بود هر صدا رنگ خاص خود را دارد.

واقعیت این است که نه تنها صدا دارای رنگ است بلکه هر تناژ به آن رنگ می بخشد. اغلب در مراحل انجام برخی از مواردی که تجسم می کنید. به نظر من این کار نباید به عمد انجام شود ، اما اگر چنین تصاویری به خودی خود بوجود آیند ، بسیار جالب است. از شما تکنیکی خواسته می شود که مطمئناً در این مورد کار خواهد کرد.

الكساندر اسكریابین: “کسی قوی و توانا است که ناامیدی را تجربه کرده و آن را شکست داده است”

– شما با بسیاری از آهنگسازان معاصر دوست هستید. چه چیزی از نظر خلاقیت چنین ارتباطی را به شما می دهد؟

– تعامل بین آهنگساز و مجری معاصر کاملاً طبیعی و ضروری است. باید در یک آبغوره خورشت قهوه ای بپوشانیم و زمانی را که می خواهیم درباره آن صحبت کنیم منعکس کنیم. وقتی مجری ها نویسندگان معاصر را بازی می کنند ، امکان وجود آنها را فراهم می کنند ؛ از نظر آهنگسازان ، این عامل بقا است.

– از کودکی ، توجه اعجوبه کودک Polina Osetinskaya همیشه “توجه به زیبایی به هر شکلی بود” – بنابراین شما در کتاب خود می نویسید “خداحافظ ، غم و اندوه”. چگونه فرزندان خود را در این زمینه تربیت می کنید؟؟

– من به آنها موسیقی یاد می دهم. دختر بزرگ پیانو را تا کلاس 5 آموخت و سپس تحصیل را رها کرد. دختر وسط به 6 رسید ، چنگ نواخت. پسرم هنوز در حال تحصیل است ، بر ساکسیفون تسلط دارد ، اما علاقه خاصی به موسیقی در او نمی بینم …

من هرگز فرزندانم را مجبور نخواهم کرد آنچه را دوست ندارند یا دوست ندارند انجام دهند. طبق مشاهدات من ، تعداد کودکانی که متعصبانه می خواهند موسیقی یاد بگیرند بسیار ناچیز است – حدود سه درصد از صد ، و بیست درصد فقط با معلمی خوش شانس هستند که می تواند انگیزه ایجاد کند.

– در مورد آموزش موسیقی در روسیه و آموزش از راه دور چه می توانید بگویید؟

– من بسیار ناراحت و به شدت نگران آموزش و پرورش به طور کلی و آموزش موسیقی به طور خاص هستم. از نظر من ، آموزش موسیقی از ابتدای تقسیم به آموزش های پیش حرفه ای و عمومی در مدارس به طور سیستماتیک از بین رفته است ، نیازی به ذکر نیست که کاهش معلمان و تعداد ساعات دروس وجود دارد.

در ریتم قرنطینه. قسمت 3. آموزش آنلاین

به نظر من این یک اشتباه بزرگ است که در آینده ما را آزار خواهد داد. آن دسته از افرادی که در سطح ایالت برای دفاع از “سیستم قدیمی” تلاش می کنند فقط قهرمان هستند. خدا کند که موفق شوند.

در مورد آموزش از راه دور فعلی ، فکر می کنم همه والدین کشورمان در اینجا از من حمایت خواهند کرد. البته این یک فحش مطلق است. در طی شش ماه گذشته ، کودکان از نظر نظم ، دانش ، سطح انگیزه و حتی نوعی “تجسم اجتماعی” بسیار “افتاده” شده اند. در واقع بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی هستند … بنابراین ، لازم است که در اسرع وقت به آموزش تمام وقت در بالاترین سطح برگردند.

– “هیچ موسیقی و نوازنده ای بدون پیشینه فرهنگی وجود ندارد” ، بیان شماست. فرهنگ و تاریخ کدام کشور بیشتر شما را جذب می کند؟

– برای من ، بدون شک این ایتالیا است ، جد همه چیزهایی که به طور کلی در هنر وجود دارد. این کشور کاملاً نامحدود است. حتی پس از بازدید از یک شهر کوچک ایتالیایی ، همیشه فضای باورنکردنی ، زیبایی ، طبیعت ، معماری را احساس می کنید.

مکانهای مورد علاقه من توسکانی ، پیمونت و دریاچه مجیوره است. من همیشه در تلاش برای بازگشت به این کشور هستم و بسیار متاسفم که امسال این اتفاق نیفتاد.

– چه نوع هنری شما را به خلاقیت القا می کند؟

– اخیراً علاقه زیادی به سینما داشته ام. در طی همه گیری ، تعداد زیادی فیلم از پائولو سورنتینو ، آندری تارکوفسکی ، ترنس مالک و همچنین سریال ها را تماشا کردم. خودم نتفلیکس و آیوی گرفتم. اما مسلماً ، کمبود سینما در صفحه بزرگ ، در سینما کم است.

الان دارم کلاسیک ها را تجدید نظر می کنم. تصمیم گرفتم صدای فرزندانم را به فرزندانم نشان دهم. من می خواهم دخترم را که فکر می کند فیلم های قدیمی همیشه کسل کننده هستند ، قانع کنم.

– در دوران جوانی ، بی شمار کتاب می خوانید. الان می خوانم؟

– شما یک مسئله حساس را مطرح کرده اید. من یک برنامه زندگی فوق العاده شلوغ دارم و به همین دلیل ، زیاد نمی خوانم. این اتفاق می افتد که من نمی توانم بعضی از کتاب ها را ظرف مدت شش ماه به پایان برسانم ، اگرچه خیلی دوست دارم.

شبکه های اجتماعی و فعالیت های اجتماعی زمان زیادی را به خود اختصاص دادند. ناگفته نماند که من در خانه دو فرزند آموزش از راه دور دارم. از ساعت 8.30 صبح شروع به انجام تکالیف خود می کنیم. همه اینها تا حدی منجر به نوعی فرسودگی داخلی می شود و این بهترین راه نیست.

– بت دوران کودکی و جوانی ، سوویتاسلاو تئوفیلوویچ ریشتر. آنچه در مورد ظاهر این نوازنده بیشتر به شما چشم می خورد؟

– در دوران کودکی ، ما معمولاً دوست داریم برای خودمان بت بسازیم ، و ریشتر برای بخش عظیمی از مردم بت بود ، نه تنها در کشور ما ، بلکه در سراسر جهان. نزدیکی و مقیاس این شخصیت باورنکردنی من را مجذوب خود کرد.

اکنون من دلخور شده ام که پس از آن بیشتر به ریشتر توجه کردم ، و بعد از همه ، گیلس هنوز زنده بود و باید کمتر از او درمان می شد ، یا حتیدر بارهتقوی و احترام زیاد. اما اینطور شد که هاله ریشتر را محاصره کرد.

النا فدوروویچ: “برای من ، بازی گیلس یک رویا است که به واقعیت تبدیل شده است!”

با این وجود ، در هنر این پیانیست های بزرگ مواردی وجود دارد که تا امروز من را مجذوب خود کرده است: نگرش آنها به کار ، دقت در برابر خود ، عشق به موسیقی. اینها انگیزه های ابدی هستند که باعث می شوند شما جلو بروید و روی خود کار کنید. به خاطر آن از آنها تشکر کنید آنها معلمان ما هستند ، با وجود این واقعیت که هرگز درسی نگذاشته اند.

مصاحبه با تاتیانا اسالووا

پولینا اوستینسکایا.  عکس - osetinskaya.ru

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *