“مهم است که دنیای موسیقی دانشگاهی به شکلی که اکنون وجود دارد حفظ شود”

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

کنستانتین املیانوف.  عکس - کریستینا مانگول
کنستانتین املیانوف. عکس – کریستینا مانگول

در تاریخ 26 نوامبر سال 2020 در فیلارمونیک ریازان ، یکی از قهرمانان مسابقه بین المللی XVI. پیانویست PI چایکوفسکی ، کنستانتین املیانوف.

در آستانه clavarabend ، که آثاری از J.F. Rameau ، L. van Beethoven و P. Tchaikovsky را به نمایش می گذارد ، این نوازنده در مورد مشکلاتی که در مسابقه با آن روبرو بود ، به سرویس مطبوعاتی فیلارمونیک گفت ، اینکه یک ابزار ایده آل باید باشد و چرا دوره انزوا از خود برای هنرمند ، گاهی اوقات برای کشفیات جدید بود.

این کنسرت با حمایت وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه و در چارچوب برنامه فصول فیلارمونیک تمام روسیه برگزار می شود.

– کنستانتین ، شما برای اولین بار در ریازان برنامه اجرا خواهید کرد. قبل از دیدار با یک شهر جدید ، یک سالن کنسرت جدید و یک مخاطب جدید ، چه فکرهایی دارید؟

– من واقعاً برای اولین بار در ریازان اجرا می کنم. وقتی در یک شهر جدید اجرا می کنید ، هنوز ساز یا آکوستیک را نمی دانید و انتظار همیشه هیجان انگیز است. اما این هیجان شادی آور است ، زیرا من بسیاری از آشنایان موسیقی دان را از ریازان دارم که با آنها تحصیل کرده و دوست بوده ام. من می دانم که شهر شما دارای سنت های بسیار بزرگی از عملکرد و فرهنگ کلاسیک است.

– والدین شما نوازنده نبودند ، اما علاقه خانواده به موسیقی چطور؟

– پدر من مهندس رادیو است ، و مادرم بیوشیمی است. اما وقتی کوچک بودم به کنسرت می رفتیم. وقتی شخصی آمد ، ما اشتراک فیلارمونیک کراسنودار را خریداری کردیم و به موسیقی دانان مختلف گوش دادیم.

اما متاسفانه کراسنودار چنین کنسرت و زندگی تور خوبی ندارد. بنابراین ، وقتی وارد دانشگاه در هنرستان شدم ، تجربه اصلی فرهنگی را قبلاً در مسکو به دست آوردم ، زیرا تعداد سالن های کنسرت ، تئاترها و رویدادهای فرهنگی در پایتخت کاملاً با کراسنودار قابل مقایسه نیست.

کنستانتین املیانوف: “… خود را به هیچ سنت و کلیشه محدود نکنید”

– جالب است که به لطف مادربزرگ خود شروع به ساخت موسیقی کردید: او دست شما را گرفت و شما را به مدرسه موسیقی برد …

– در واقع ، من خودم می خواستم به مدرسه موسیقی منتقل شوم. من آن زمان پنج ساله بودم. در کودکستان ، من دروس موسیقی را توسعه داده ام. مربی معلم که آنها را هدایت می کرد پیانو می نواخت. کلیدها در سطح چشم بودند و وقتی کلیدها پایین و پایین می شدند من مسحور می شدم.

این اولین برداشت بصری زنده بود. و من درخواست کردم که مرا برای تمرین این ساز ببرند. اما آنها مرا نه با برخی اهداف حرفه ای برای آینده ، بلکه برای پیشرفت عمومی ، مانند بسیاری از کودکان دیگر ، گرفته اند تا به قول خودشان در خیابان پاتوق نباشم.

– غیر از موسیقی کار دیگری هم انجام دادید؟

– من کارهای زیادی انجام دادم: من به رشته های قایقرانی ، دوره های زبان رفتم ، در یک مدرسه موسیقی در گروه کر آواز زیادی خواندم ، و در یک دبیرستان به طور مداوم در برخی از المپیادهای زیست شناسی ، جغرافیا ، روسی شرکت کردم …

– در چه زمانی متوجه شدید که می خواهید یک نوازنده حرفه ای شوید؟

– آرزوی آگاهانه برای تحصیل در دانشگاه ، در سال دوم ، هنگامی که فهمیدم که نمی خواهم زندگی خود را با هیچ چیز دیگری ، با هیچ حرفه دیگری مرتبط کنم ، در دانشگاه رخ داد. در مورد من ، این یک انتخاب کاملاً آگاهانه بود.

– نوازندگان مشهور معلمان شما بودند: اولگا Mechetina ، الکساندر Mndoyants و ، البته ، افسانه ای سرگئی Dorensky. شما به عنوان یکی از دانش آموزان آنها از هر معلمی چه چیزی دریافت کردید؟

– من همیشه سعی کرده ام از هر معلم بهترین چیز را بگیرم ، به ویژه آنچه شما نیاز دارید. متاسفانه ، امسال سرگئی لئونیدوویچ درگذشت. این یک ضرر بزرگ است ، زیرا دیگر فرصتی برای مراجعه به او ، اجرای یک برنامه جدید ، هیجان زده شدن ، مشاوره ارزشمند وجود ندارد …

خوشبختانه ، من همچنان با اولگا اوگنیفنا مچتینا ارتباط برقرار می کنم ، سعی می کنم به او بیایم و برنامه های جدیدی را نشان دهم. بهم کمک میکنه. و در واقع ، بسیار مهم است که نوازنده چنین افرادی را داشته باشد که شما همیشه می توانید به آنها بیایید ، نظر معتبر آنها را بشنوید و مشاوره خوبی بگیرید.

“او صمیمانه هم ما ، هم شاگردانش و هم موسیقی را دوست داشت …”

– شانزدهمین دوره مسابقات چایکوفسکی که در سال 2019 برگزار شد و جایزه سوم را برای شما به ارمغان آورد ، تا حدی سرنوشت شما را رقم زد. بعد از مدتی ، وقتی احساسات فروکش کرده و درک آنچه اتفاق افتاده است به سطح دیگری منتقل شده است ، به کسانی که تازه در شرف زنده ماندن از احساسات رقابتی هستند چه توصیه ای می کنید؟

– توصیه کردن برای کاری دشوار است ، زیرا همه افراد دارای روان پریشی های مختلف هستند ، همه چیز بسیار فردی است: کسی دارای سیستم عصبی قوی تری است که به شما امکان می دهد به راحتی از این هیجانات رقابتی جان سالم به در ببرید. برخی از افراد این کار را سخت می دانند و من نمونه هایی را می دانم که افراد قبل از اجرا دچار حملات وحشت شده اند. تنها توصیه ای که می توانم ارائه دهم این است که تا آنجا که ممکن است با وجدان کاری ، به ویژه تا آنجا که ممکن است برنامه ای را که قرار است در مسابقه ارائه دهید ، بر روی صحنه آماده کنید.

– سخت ترین چیز در مسابقه برای شما چه بود؟

– سخت ترین قسمت کنار آمدن با هیجان و حفظ تمرکز نیروها از دور اول تا آخرین مرحله بود. البته این واقعیت بدتر شده است که در سال 2019 مسابقه کاملاً فشرده برگزار شد. این به من کمک کرد که سعی کردم به جز اجرای برنامه ، از همه چیز کاملاً انتزاع کنم.

من سعی کردم تمام تماس ها با جهان خارج را برای مدت زمان مسابقه محدود کنم ، زیرا هرگونه تبادل انرژی ، هرگونه ارتباط با مردم ، حتی با عزیزان ، اتلاف یک منبع با ارزش است. در واقع ، در چنین لحظاتی لازم است تمام نیروهای موجود متمرکز شوند. بنابراین ، این حالت صرفه جویی در مصرف برق را انتخاب کردم.

کنستانتین املیانوف: “موسیقی امری باورنکردنی است”

– آیا دوست دارید بار دیگر یک “ماراتن” مشابه را تجربه کنید؟

– به نظر من هیچ کس نمی خواهد این همه استرس رقابتی را تجربه کند. واقعاً خیلی سخت است. نه تنها از نظر جسمی ، بلکه از نظر روحی و روانی. این یک بار عظیم است. به نظر من فقط در صورتي كه زندگي مرا مجبور كند ، مي توان با آن موافقت كرد. اما هنوز ، هیچ کس داوطلبانه نمی خواهد این کار را دوباره امتحان کند.

– سخت ترین چیز برای برنده این مسابقه معتبر پس از اعلام نتایج آغاز می شود: یک برنامه تور سخت ، نیاز به لحن ثابت ، اما همچنین مملو از “فرسودگی شغلی”. آیا شما موفق به انجام نوعی برنامه روزمره بهینه شده اید؟

-بله ، من سعی می کنم با برنامه پیشنهادی سازگار شوم: در جایی می توانید بیشتر تمرین کنید ، اما گاهی اوقات بهتر است قبل از کنسرت آرام باشید. همراه با تجربه است. اول از همه ، آنچه به جلوگیری از “فرسودگی شغلی” کمک می کند ، یادگیری منظم ترکیبات جدید است.

به نظر من می رسد که “فرسودگی شغلی” زمانی اتفاق می افتد که شما همان کار را انجام دهید. شما باید سعی کنید رپرتوار خود را گسترش دهید ، زیرا ارتباط با آثار جدید الهام بخش است.

– چه مدت زمان لازم است که تمرین کنید تا در فرم عملکرد خوبی قرار داشته باشید؟

– گاهی اوقات به دلیل کنسرت های مداوم ، پروازها ، مطالعه دشوار است. روزهایی وجود دارد که نمی توانید در تمرینات و در یک کنسرت درست تمرین کنید یا “تمرین” می کنید. اگر روز آزاد دارید ، بهتر است تا آنجا که ممکن است ورزش کنید. بعضی اوقات می تواند شش ساعت ، هشت ساعت باشد … همه چیز به برنامه و شرایط عمومی بستگی دارد. زیرا وقتی از یک تور کنسرت بزرگ برمی گردید ، باید اجازه دهید بدن اندکی بهبود یابد.

– بهترین تعطیلات برای شما؟

– بهترین استراحت خواب است. هیچ چیز بهتر از خواب بازیابی یا کمک نمی کند. تغییر فعالیت ها عالی است ، اما برای اینکه واقعاً بهبود یابید ، فقط باید خوب بخوابید.

– دوره انزوای شخصی برای شما چگونه بود؟

– دوره انزوا از خود کاملاً مثمر ثمر بود. حداقل سعی کردم از وقتم نهایت استفاده را ببرم. نکته اصلی این است که در این دوره من تحصیلات تکمیلی خود را در هنرستان مسکو به پایان رساندم: دیپلم خود را تکمیل کردم و از آن دفاع کردم. همه چیز از طریق سیستم عامل های آنلاین اتفاق افتاده است.

به نظر من می رسد که اگر من یک برنامه کنسرت فشرده داشتم و این “وقفه” وجود نداشت ، شاید امسال به راحتی نمی توانستم زمان کافی برای پایان تحصیلات تکمیلی ام را داشته باشم.

کنستانتین املیانوف: «حرفه ما عملی است و به تماس مستقیم نیاز دارد. مانند پزشکان “

– عجیب است که چرخه “فصول” ساخته پیوتر ایلیچ چایکوفسکی برای شما به عنوان یک خرید موسیقی این دوره شناخته شده است. و کمتر کنجکاو نیست که پیش از این در کارنامه شما حتی یک قطعه از چرخه وجود نداشته باشد.

– به نوعی اتفاق افتاد که من قبل از چهار فصل بازی نکردم. من قطعات دیگر چایکوفسکی را از اپوزهای مختلف دیگر بازی کردم. در مدرسه موسیقی ، معلم آنها را برای یادگیری به من نمی داد و در مدرسه و هنرستان ، اول از همه ، او سعی کرد چیزهایی را یاد بگیرد که در حال حاضر برای پیشرفت لازم است. به نظر من “چهار فصل” نوعی موسیقی است که ارزش آن را دارد که وقتی در آن تجربه و مهارت وجود دارد ، تا آزادی کافی در آن احساس شود.

– بسیاری از مجریان برجسته فصل ها را مخاطب قرار داده اند … آیا تا حدی احساس “مسئولیت تاریخ” می کنید؟

– وقتی مقالهای بسیار مشهوری را انجام می دهم ، به نوعی بار مسئولیت فکر نمی کنم. به نظر من در این کار شما می توانید بی وقفه چیز جدیدی را کشف کنید. همه آن را متفاوت می شنوند. در اینجا شما نباید خود را به برخی از کلیشه ها ، کلیشه ها محدود کنید و سعی کنید هرچه بیشتر با این موسیقی واکنش نشان دهید ، گویی که برای اولین بار آن را می شنوید.

– آیا قطعاتی وجود دارد که امروز ، در این مرحله از زندگی خلاقیت ، بازی نکنید؟

– موسیقی های زیادی وجود دارد که من الان آنها را پخش نمی کنم. اما این بدان معنا نیست که من او را دوست ندارم. آثاری وجود دارد که شما باید مقدار زیادی وقت آزاد به آنها اختصاص دهید ، باید کاملاً در آنها غوطه ور شوید. اگرچه من واقعاً می خواهم این قطعات را بازی کنم. اینها ، به عنوان مثال ، تغییرات گلدبرگ باخ و تغییرات بتهوون در یک موضوع دیابلی.

Ekaterina Mechetina: “برخی از موارد غیر قابل توضیح در انزوا از خود اتفاق می افتند”

– از سال 2019 شما یک هنرمند یاماها هستید. به نظر شما ابزار ایده آل باید چه باشد؟

– اصولاً نمی تواند یک ساز ایده آل وجود داشته باشد ، همانطور که آکوستیک ایده آل و یک مجری ایده آل وجود ندارد. شما فقط باید تمام ویژگی های ساز ، مزایا و معایب آن را بشنوید و درک کنید.

در واقع جالب ترین سازهایی که من نواخته ام خیلی دور از ایده آل نیستند ، اما هر کدام خصوصیات جالب توجه خود را داشتند. گاهی اوقات لازم است که چیزی را “در حال پرواز” بیابید و حتی لحظات تفسیری ، احساسات صدا را تغییر دهید. خیلی جالب است. بنابراین ، بهترین ابزار ، ابزارهای مختلف است.

یکی از بهترین پیانوهای بزرگ که در زندگی خود با آن روبرو شده ام پیانوی بزرگ یاماها بود که در مسابقه چایکوفسکی بازی کردم. مخصوصاً از ژاپن آورده شده است.

مسابقه چایکوفسکی: شرکت کنندگان کدام پیانو را بازی می کنند؟

این پیانو کاملاً خارق العاده است. او دارای تنبل زیبا بود. او بسیار “کنترل شده” است ، با شما دخالت نمی کند ، برعکس ، شما با او هستید. شما با او ارتباط خوبی برقرار می کنید.

– احساس شما در مورد آنالوگ های الکترونیکی پیانو چیست؟ آیا یک ساز الکترونیکی می تواند جایگزینی کامل برای پیانوی زنده باشد؟

– ابزارهای الکترونیکی قطعاً نمی توانند جایگزین ابزارهای زنده شوند. البته ، اکنون فناوری پیشرفت کرده است ، بسیاری از ابزارهای الکترونیکی و ترکیبی تا حد امکان شبیه سازهای زنده شده اند. اما این مانند تفاوت بین کنسرت زنده و ضبط است: ضبط استودیو می تواند از کیفیت خارق العاده ای برخوردار باشد ، اما هنوز هم این صدای زنده ، که آکوستیک سالن می دهد ، از طریق ضبط قابل انتقال نیست.

در مورد سازهای الکترونیکی نیز همینطور است: هر چقدر هم که خوب بود ، باز هم تفاوت زیادی بین صدای طبیعی و سنتز شده به نفع طبیعی وجود دارد.

– و در نهایت. دوست دارید در آینده دنیای موسیقی آکادمیک را ببینید؟

– راستش را بخواهید ، من نمی دانم که چگونه دوست دارم موسیقی آکادمیک را در آینده ببینم … اما در شرایط فعلی می توان گفت که من می خواهم به طور اصولی وجود داشته باشد. اکنون اوضاع جهان کاملاً پیچیده است. و به نظر من که ما فقط باید کره خود را تا آنجا که ممکن است به شکلی که در آن است حفظ کنیم.

سرویس مطبوعاتی فیلارمونیک ریازان

کنستانتین املیانوف.  عکس - کریستینا مانگول

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>