وسواس نوجوانان بهمن: ‘من با شنیدن زمینه های توت فرنگی برای همیشه گریه کردم’ | موسیقی

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

تونی دی بلازی

اولین گیتار من

وقتی من به دبیرستان رفتم ، یک دوره رایگان فعالیت فوق برنامه داشتیم – من گیتار را انتخاب کردم. نمی گویم مثل لحظه هری پاتر با عصای خود بود ، اما به نظر من نواختن گیتار واقعاً لذت بخش بود. یادم می آید که همه بچه های دیگر را که با زمان یادگیری آهنگ یا آکورد انگشت زدن دست و پنجه نرم می کردند ، نگاه می کردم و فکر می کردم: “من این را خیلی راحت می فهمم!”

اولین چیزی که یاد گرفتم بازی کنم House of the Rising Sun بود؛ من هنوز هم باید این آهنگ را اجرا کنم اگر مجبور باشم گیتارم را گوش به صدا کنم زیرا شما می توانید از کل شش سیم استفاده کنید. من قبلاً با آن گیتار می خوابیدم و به دلیل آکوستیک زیبا وارد حمام می شدم و آن را می نواختم.

گرفتن آن گیتار زندگی من را تغییر داد زیرا از همان لحظه فهمیدم کاری است که می خواهم انجام دهم. اما پدر و مادرم از لحظه ای که من گفتم: “من می خواهم در یک گروه موسیقی باشم و یک ستاره راک خواهم شد” از این کار متنفر بودند و این که من هیچ لقمه ای در مورد مدرسه ندادم. من قبلاً زیاد آن را تکان می دادم. من فقط می دانستم که می خواهم با زندگی ام چه کار کنم و تمام!

Mongoose BMX

من این منگوز کاملاً کروم کاملاً کرومی دهه 80 با رینگ ها و لاستیک های قرمز Araya را داشتم. این جالبترین گه هایی بود که می توانی پیدا کنی. همه بچه ها ، اما ما “بچه های باحال” این دوچرخه ها را نداشتیم. ما فقط سوار می شویم و به مکانی موسوم به استخرهای Oakleigh دوچرخه سواری می کنیم. این مانند یک فیلم دهه 80 بود – همه افراد در آن منطقه در طول تابستان جمع می شدند.

اوکلئی دو باند مختلف داشت و آنها می توانستند مناطق نشیمن خود را داشته باشند. من نیمی ایتالیایی و نیمی استرالیایی هستم ، بنابراین همیشه فکر می کردم: “خوب ، من در کجا قرار می گیرم؟”

استخر دارای این برج شگفت انگیز 10 متری بود. به شما اجازه داده شد غواصی کنید ، و یا عکسهای عقب بزنید ، اما شما فقط اجازه پرش ندارید. ما دزدکی به این استخرها می نشستیم ، روی برج می نشستیم ، منتظر می ماندیم که یک نجات غریق برگردد و داخل می پرید. اگر گرفتار شوید ، شما را بیرون کردند و البته در آن زمان اصلاً ضد آفتاب وجود ندارد – ما حتی درمورد این موارد چیزی یاد نگرفتیم.

مخلوط بیتلز

خواهرم از زمانی که وارد موسیقی روانگردان شد ، میکس نوازی بیتلز داشت. من فکر می کنم در طول دهه 80 کمی احیای هیپی اتفاق افتاد ، مردم دوباره شراره می پوشیدند. قبل از آن ، من در Duran Duran و Madonna بودم – من نام بیتلز را شنیده بودم ، اما فقط چیزهایی بود که رادیوی محبوب پخش می کرد.

به یاد دارم که آن را از طریق سیستم Hi-Fi پایونیر پدرم نصب کردم. هدفونم روشن بود و برای اولین بار به Strawberry Fields Forever گوش می دادم و گریه کردم. شوخی نمی کنم! این اولین باری بود که فهمیدم: این همان چیزی است که موسیقی می تواند احساس کند. این فقط تغییر جهت من در مورد موسیقی بود. حتی اکنون ، هر زمان که در مورد موسیقی با گروه خود در ارتباط با موسیقی صحبت می کنیم ، همه چیز در مورد احساس آن است – و بازگشت به اولین لحظه ای که من می توانم آن را به یاد بیاورم.

رابی چتر

میزان صدا را پمپ کنید

من در شهر بزرگ شدم [Melbourne] اما پس از آن ما برای سالهای نوجوانی من به کشور نقل مکان کردیم. من نمی دانم که چگونه این ویدیو در این فروشگاه ویدیوی کوچک در شهر-کشور به پایان رسید ، اما چنین شد. آن را به طور تصادفی کشف کردم و بارها و بارها آن را تماشا کردم.

این فیلم در مورد یک ایستگاه رادیویی غیرقانونی دزدان دریایی است که شخصیت کریستین اسلاتر در آن محله پخش می کند. این ذهن من ، کل مفهوم دی جی بودن ، پخش موسیقی زیرزمینی جالب و عصبانی کردن پدر و مادر را به باد داد.




کریستین اسلاتر در Pump Up the Volume ، 1990.



Christian Slater in Pump Up the Volume، 1990. عکس: Everett Collection Inc / Alamy Stock Photo

این فیلم یک ترانه داشت که واقعاً من را مجذوب خود کرد – Titanium Exposé توسط Sonic Youth – اما فکر می کنم خلاصه شده بود. پس از تماشای فیلم ، سوار یک فروشگاه ضبط در ملبورن شدم و هفت اینچ آن آهنگ را خریداری کردم و این اولین معرفی من برای موسیقی جالب بود. من فقط آن را بارها و بارها و بارها بازی کردم. از طریق آن موسیقی ، من پیکسی ها و هنری رولینز و گروههای مختلفی از این دست را کشف کردم.

وقتی آلبوم Wildflower (2016) را ساختیم ، یک کلاژ ویدیویی ساختیم که با آن The Was بود همراه شویم. ما برخی از Pump Up The Volume را نمونه برداری کردیم ، بنابراین خوب بود که به نوعی کاملاً حلقه زد.

تینوار کاست Portastudio

این مدرسه بسیار قدیمی است. به یاد دارم که یکی از دوستان خانوادگی آن را در خانه نوجوان من گذاشته بود. من روی یک نوار کاست معمولی ضبط می کردم ، اما Tascam می توانست نوار را به چهار قطعه تقسیم کند – مانند ضبط چند آهنگ خانگی بود.

من مستقیم به آن فرو رفتم و اینجا جایی است که برای اولین بار در مورد ضبط یاد گرفتم. من صداها را لایه لایه می کنم ، تقریباً شبیه نمونه های اولیه. من تعدادی از سالهای نوجوانی خود را در این شهر روستایی گذراندم ، سیگار کشیدم و با Tascam بازی کردم ، احتمالاً به همان روشی که تونی با گیتار خود انجام داد.

همه چیز در مورد نحوه دستکاری صدا بود. و زمانی که تونی برای سال آخر دبیرستان به آن شهر روستا نقل مکان کرد – همان جایی است که من با او آشنا شدم – ما در این Tascam ساخت دموی را شروع کردیم. او قبلاً مثل من فوق العاده عاشق موسیقی بود. بنابراین این فقط یک قطعه چرخ دنده قدیمی و جذاب است که زندگی من را تغییر داده است.







“اسمیت ها باعث شدند من در مورد اینکه انگلیس چگونه است ریا کنم.” عکس: Sheila Rock / REX / Shutterstock

آهنگرها

مردم ممکن است فکر کنند: “آه ، هرچه باشد ، فقط موسیقی بریتانیایی است.” اما برای من اسمیت ها این موسیقی عجیب و مرموز از این مکان دوردست بودند. این قبل از اینترنت بود ، به یاد داشته باشید. NME قبلاً یک ماه با تأخیر به استرالیا می رسید ، بنابراین من شماره های قدیمی را می خواندم و همه این گروههای انگلیسی مانند Jesus and Mary Chain را می دیدم. اما من هرگز موسیقی با چنین جو و تاریکی و فقط آن مالیخولیای غمگین نوجوان را نشنیده بودم.

از زمان کودکی در این شهر روستایی احساس می کردم کاملاً از زندگی در آنجا جدا شده ام و احساس می کنم در آن جا مناسب نیستم. اسمیت ها باعث شدند رویای انگلستان را چگونه ببینم و فکر کنم: “من می خواهم روزی به آنجا بروم و یک موسیقیدان.” به یاد دارم که فکر کردم: مرا از این کشور بیرون کن. و من فقط می خواستم به آنجا بروم ، جایی که این همه موسیقی عالی از آنجا می آید و مردم از موسیقی استقبال خواهند کرد.

من نتوانستم بزرگ شدن اسمیت ها را ببینم اما بازی موریسی را در Summer Sonic در ژاپن در سال 2002 دیدم. او بعد از ما روی صحنه بود – ما در حال بازی دادن به 10،000 کودک در این سوله عرق گرم در اوج تابستان ژاپن بودیم .

کار ما تمام شد و جمعیت کاملاً پاکسازی شد. موریسی سپس شروع به بازی کرد ، اما کسی آنجا نبود. کنار صحنه ایستاده بودم و احساس وحشتناکی می کردم. کمی ناراحت به نظر می رسید. اتفاقی که افتاده بود وجود یک اختلاط در برنامه ریزی بود و به هر دلیلی آنها جلوی ورود طرفداران موریسی را می گرفتند تا اینکه آخرین نفر از مجموعه ما خارج شود. Morrissey در این مرحله حدود دو آهنگ بود.

مدیریت جشنواره با توجه به آنچه اتفاق می افتاد به زودی اجازه ورود همه را داد. هزاران کودک فریاد می زدند ، به سمت صحنه می دویدند ، گل نرگس را در دست داشتند و آنها را پرتاب می کردند. کل روحیه بلند شد و موریسی باید فهمیده باشد: “نه ، این افراد واقعاً منتظر دیدن من بودند.” فقط این لحظه زیبا برای همه بود. نفس راحتی کشید و غروب آفتاب زیبایی را بازی کرد.

آلبوم جدید بهمن ، We Will Always Love You ، 11 دسامبر از EMI منتشر شد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>