چرا هنرمندانی مانند پوگوس و فرانک کاپرا یک پایه مخصوص کریسمس دارند؟ | کریسمس

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

منتی اکثر خسته کننده tiiiime… سال. البته این هفته ای است که کارول جایگزین پوگوز ، Fairytale از نیویورک ، به موج های هوا بازمی گردد ، اما بلافاصله توسط احمقانه ترین گفتمان روی زمین غرق می شود. به نظر می رسد صدای سوراخ های راست گویی که اصرار دارد سرود فصلی شین مک گوان در بی بی سی بدون ویرایش پخش شود ، هر ساله زودتر از قبل پخش می شود.

Fairytale of New York یکی از بزرگترین رکوردهای کریسمس است. اما ، مانند بسیاری از توتم های جشن ، تمایل دارد که جدا از دیگر کارهای سازندگان آن دیده شود. این در تصورات عمومی به عنوان یک مرکز فروش وجود دارد. یک ناهنجاری باشکوه. گویی که این تنها شاهکاری است که شین مک گوان تاکنون نگاشته است.

طرحی درخشان از Big Train وجود دارد که در آن رالف McTell ، خواننده و ترانه سرا هنگامی که سعی در بازی در هر چیزی به جز آهنگ امضای خود ، خیابان های لندن دارد ، توسط مخاطبان خود مورد هجمه قرار می گیرد. این ایده – درباره هنرمندی که با موفقیت چشمگیر یک اثر مشخص شده و قادر به علاقه کسی به بقیه کارهای خود نیست – چیز جدیدی نیست. اما وقتی کار با مضمون کریسمس است ، این تشدید می شود.

به هر حال ، آهنگ های کریسمس یک برنامه سالانه است ، که در بیشتر هنرها چنین نیست. در حالی که Fairytale of New York تقریباً مطمئناً از آهنگ Pogues کمتر شناخته شده ، Billy’s Bones بهتر است ، اما همچنین یک حرکت ناعادلانه را تجربه می کند ، زیرا هر سال یک ماه وجود دارد که پخش کنندگان آهنگهای بی پایان کریسمس را پخش می کنند اما نه ماهی که در آن آنها آهنگ هایی در مورد ضربه زدن به یک پلیس در بیضه ها پخش می کنند. حداقل در زمان نوشتن مقاله.

Pogues مخصوص زندگی است ، نه فقط مخصوص کریسمس. هنگامی که ، در سال 1981 ، مک گوان 23 ساله شروع به ضرب و شتم گیتار در مقابل دوست خود ، اسپایدر استیسی کرد ، و نسخه سریع و دیوانه وار پانک آهنگ محلی قدیمی ایرلندی ، Poor Paddy Works on the Railway را بیرون می کشد ، یکی از مشکوک ترین و شگفت انگیزترین مشاغل موسیقی مدرن را آغاز می کرد.

آهنگ های خود مک گوان بسیار پرهیجان و بسیار خنده دار است ، که در یک زبان محلی متشخص با زبان عامیانه و فحش نوشته شده است ، و توسط مشت های ناگهانی احساسات نقطه گذاری می شود. آفرینش هایی مانند یک جفت چشم قهوه ای ، یک شب بارانی در سوهو و بدن یک آمریکایی به اندازه هر آنچه توسط معاصران مشهورتر او نوشته شده ، برافروخته و مست کننده است. در زمان انتشار Fairytale در سال 1987 ، Pogues پیش از این دو آلبوم اصلی را ارائه داده بود. نمی توانم به یاد بیاورم آخرین باری که از بازی در رادیو چیزی شنیده ام.

اگر امروز فرانک کاپرا بود ، می توانست رابطه برقرار کند. مانند پوگوس ، کارگردان فیلم آمریکایی امروز نیز عمدتا توسط یک اثر با مضمون کریسمس تعریف می شود: این یک زندگی شگفت انگیز است. این تخیل تاریک خطرناک هنگامی که در سال 1946 منتشر شد ، تلنگر بود ، اما از اواسط دهه 1970 به بعد ، پس از آنکه صاحبان آن به طور تصادفی اجازه دادند حق نسخه برداری از بین برود ، از یک باد دوم لذت برد ، و این گزینه ای ارزان برای کانال های تلویزیونی است که به دنبال بسته بندی برنامه های جشن خود هستند. ارزیابی بعدی کاملاً شایسته بود. این بزرگترین فیلم کاپرا است ، اما تنها فیلم او نیست.

کاپرا در دوران زندگی خود افسانه ای بود. 36 فیلم بلند او در طول 35 سال شامل کمدی پیچ گوشتی ، یک شب اتفاق افتاد اولین فیلم برنده هر پنج اسکار مهم – و داستان سیاسی بسیار تأثیرگذار ، آقای اسمیت به واشنگتن می رود. فیلم هایی از این دست ، نام او را به عنوان ضمنی از فرم تحقق بخشیدن به آرزوهای سینمایی با وزن اما پر سر و صدا ساخته اند. جایگاه وی به حدی بود که در جنگ جهانی دوم از طرف دولت مأموریت یافت تا تبلیغ تبلیغاتی خود را ، چرا ما می جنگیم ، تولید کند.

وسوسه انگیز است که احساس ناامیدی کنید ، به این دلیل که توتم های فصلی مانند Fairytale of New York و It’s a Wonderful Life به صورت جداگانه دیده می شوند – چیزی که باید هر ماه یک چرخ از آن لذت ببرید و لذت ببرید – به جای اینکه به برخی از بدن های شگفت انگیز برسید کار در فیلم و موسیقی. به ما یک نبوغ نبوغ نشان داده شده و هنوز نمی خواهیم چیزهای بیشتری ببینیم.

اما نقش آنها در سنت های فصلی ما به آنها نیرو و پایداری می بخشد که بیشتر هنرها هرگز به آن نزدیک نخواهند شد. آنها دستاوردهای بزرگتری هستند: نه بخشی از یک دیسکوگرافی یا لیستی از اعتبار فیلم ، بلکه بخشی از کریسمس ما است. با داستان های رویاهای گمشده و عشق غیرقابل تصور ، هم آهنگ مک گوان و هم فیلم کاپرا عمیقا و مستقیم با ما صحبت می کنند.

مهمتر از همه ، آنها باعث می شوند همانطور که می خواهیم احساس کنیم ، احساس کنیم. قرار است کریسمس یک زمان جادویی باشد. و برای من ، از کودکی ، این بود. اما هرچه پیرتر می شوید ، فصل با سرعت بیشتری می گذرد. شما می خواهید بدانید که این یکی را تجربه کرده اید. که برای شما اتفاق افتاده است نه اینکه گذشته را آزار دهد ، فقط متوقف می شود و می پرسد آیا در سال گذشته به نتیجه ای رسیده اید؟ شما می خواهید Christmassy را احساس کنید. هنر این کار را برای ما انجام می دهد.

وقتی هر 1 دسامبر 30 ثانیه اول Sleigh Ride by The Ronettes تحت تأثیر قرار می گیرم ، یا آدم برفی را برای سی امین سال متوالی تماشا می کنم ، احساس می کنم مثل کودکی این کار را کردم و از توده شب کریسمس در زیر سیاه ترین آسمان به خانه می رفتم به امید اینکه پیراهن یونایتد زیر درخت باشد.

افسانه های نیویورک و این یک زندگی شگفت انگیز است که به طور واضحی تغییرات تاریک در یک موضوع هستند ، و با توجه به معنای کریسمس – و زندگی – به محض ورود به دنیای بزرگسالان ، می توان گفت. اما علیرغم پیچیدگی هایشان ، آنها جو غیرقابل تردیدی را تداعی می کنند و کریسمس های ما را – گذشته ، حال و آینده – بهم می پیوندند.

• ریک بورین نویسنده ای از شمال انگلیس است و هزینه این مقاله را به کیتماس ، یک درخواست خیرخواهانه برای دادن پیراهن فوتبال به کودکان کریسمس ، اهدا خواهد کرد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>