“کورت ویل حقیقتی است که امروز از دست داده ایم.”

Category: اخبار روز موسیقی | No comments

صحنه از نمایش
صحنه از نمایش “کورت ویل: کابارت موسیقی”. عکس با مجوز از سرویس مطبوعاتی خانه موسیقی

الكساندرا دورسنوا ، سولیست تئاتر بولشوی – درباره برنامه zong های آهنگساز معروف آلمانی.

ملودی های این آهنگساز نیز برای کسانی شناخته شده است که شاید هرگز نام او را نشنیده اند. آهنگ Mackie-Knife از The Threepenny Opera محبوب ترین آهنگ قرن بیستم است که با ده ها تنظیم صدا به صدا در می آید. اما کار کورت ویل از دایره معیارهای موسیقی جاز بسیار گسترده است: اقدام “تولد پرچم” اختصاص یافته به ایجاد کشور اسرائیل.

متأسفانه ، ویل به ندرت در روسیه غیر شایسته به نظر می رسد. و این بی عدالتی تصمیم گرفته شد که حداقل تا حدی خواننده معروف ، سولیست تئاتر بولشوی ، الکساندرا دورسنوا را اصلاح کند. وی در 15 نوامبر ، در خانه موسیقی بین المللی مسکو ، نمایش روسی “Kurt Weill: Cabarett Musik” را به نمایش می گذارد.

دانیل مدودف ، بازیگر آمریکایی ، تکنواز الیستر هلیکون مسکو ، واسیلی افیموف و ارکستر کورت ویل که مخصوصاً برای این اجرا ساخته شده اند ، نیز در صحنه سالن تئاتر ظاهر می شوند. این تولید توسط بازیگر و کارگردان روسی میخائیل الیسایف روی صحنه رفته است.

در آستانه نمایش ، الكساندرا گفت كه چرا از نظر او ، موسیقی ویل (كه اتفاقاً امسال دقیقاً 120 سال از تولد آن می گذرد) ، با گذشت زمان ، نه تنها از دست نمی رود ، بلكه برعکس جذابیت و حدت اجتماعی می افزاید.

کورت ویل در پروژه الکساندرا دورسنوا روی صحنه خانه موسیقی بین المللی مسکو صدا می زند

– الکساندرا ، ما میزانسن سوپرانوی زیبا و درخشان شما را از بسیاری از نقش های شما در تئاتر بولشوی می شناسیم. و اخیراً ، شما همچنین شبانه سالانه مجالس مجلسی را در خانه موسیقی برگزار می کنید که به کار آهنگسازان کلاسیک اختصاص دارد. اما حتی در برابر این زمینه متنوع ، کرت ویل جذاب است. و چگونه او شما را فریب داد؟

– تا حدی غیر منتظره اتفاق افتاد. چند سال پیش من در فیلارمونیک سن پترزبورگ کنسرت برگزار کردم. دوست من ، تکنواز تئاتر Mariinsky ، تاتیانا پاولوسکایا نیز به آنجا آمد ، و او ناگهان گفت: “گوش کن ، من کورت ویل را کشف کردم ، و این کاملا متعلق به شماست ، شما باید آن را بخوانید!”.

من ، یک خواننده دانشگاهی ، از اشتیاق طنین تعجب کردم و ، صادقانه بگویم ، به سرعت آن مکالمه را فراموش کردم. زمانی که تانیا موسیقی نت ویل را با ترجمه متون فرانسوی و آلمانی برایم در مسکو برایم فرستاد – برای اینکه او بتواند این مجموعه را کنار بگذارد – مدت کوتاهی از او یادآوری کردم.

و سپس به پاریس رسیدم ، جایی که در اپرای باستی “بوریس گودونوف” آواز خواندم. در خارج از کشور ، ما نوازندگان تمایل داریم که به فروشگاه های موسیقی برویم تا چیز جدید و ناشناخته ای پیدا کنیم. و بنابراین چشمانم با یادداشت به قفسه افتاد – فکر می کنی چه کسی: کورت ویل!

من به یاد می آورم که حتی از تعجب گیج شده بودم – معلوم شد که این مرد بسیار نوشته است و بسیاری از آثار او منتشر شده است ، به این معنی که توسط مجریان و مردم تقاضای زیادی دارند. من بلافاصله دو مجموعه خریداری کردم: یکی که توسط خواننده مشهور اپرای کانادایی ، ترزا استراتاس جمع آوری شده بود ، و دیگری با آلباما ، آهنگ بیلبائو ، سورابایا … یک اتاق تمرین در تئاتر پیدا کردم ، شروع به بازی ، آواز کردم و نمی توانستم خودم را پاره کنم. و هنوز هم نمی توانم خودم را پاره کنم!

– اما از اپرا تا کاباره فاصله بسیار زیادی وجود دارد. چگونه بر آن غلبه کردید؟

– برای شروع ، کورت ویل در تقاطع ژانرها کار کرد ، و موسیقی درخشان و دانشگاهی را به زیبایی در ترکیب قرار داد. این امر باعث شد تا وی بتواند جایگاه بسیار ویژه ای در فرهنگ موسیقی قرن بیستم به خود اختصاص دهد. نکته دیگر این است که ، به عنوان یک خواننده کلاسیک ، این س beforeال پیش روی من قرار گرفت: تا چه اندازه می توانم از آکادمیسم معمول خود دور شوم ، از “چارچوب عملیاتی” خارج شوم و بد ذائقه نروم. مثل لبه چاقو است … هم سخت و هم جالب!

– چگونه برنامه را ساختید؟

– از میان متنوعی که من جمع آوری کرده ام (آنها همچنین یادداشت هایی از اتریش و آلمان برای من آورده اند) ، مرواریدهای مطلق را به نظر من انتخاب کردم. و این معیار بسیار ساده بود: باید در قلب من طنین انداز شود. آهنگ هایی درباره عشق ، درباره سرنوشت زنان – تراژیک ، غنایی ، کمیک ، “پاسخ”. هر یک از زونگ های ویل یک اثر نمایشی جداگانه ، یک اجرای کوچک و گاهی کل زندگی است که در یک آهنگ سه دقیقه ای منتقل می شود.

نسخه خطی گمشده کرت ویل کشف شد

– چه تفاوتی بین روند کار و روند معمول اپرا وجود داشت؟

– ما یک سال یا حتی دو سال در یک مهمانی بزرگ کار کرده ایم – مانند آمنریس از آیدا ، لیوباشا از عروس تزار ، یا وانیا از ایوان سوسانین. ابتدا تمرین ، سپس تمرین ، تمرین ارکستر ، کار با کارگردان … کم کم تصویر شخصیت در شما “رشد” می کند ، رنگ های جدیدی از صدا و شخصیت صحنه ظاهر می شود.

در آنجا همه چیز طور دیگری رقم خورد. در این کنسرت کریسمس در این کلوپ (که به نمایشگاهی از دوستان هنرمند زن من اختصاص داشت و “پل های سن” نام داشت) به رپرتوار سنتی فرانسوی من – بیزه ، ماسنت ، سن-سان – من شکایت ویل را اضافه کردم. و این “مرثیه سن” چنان بر مخاطب تأثیر گذاشت که فهمیدم: اوه ، این موسیقی ارزشش را دارد! در کنسرت بعدی ، من قبلاً یوکالی را خواندم که ویل آن را به سبک هبانرا نوشت. و دوباره طوفانی از احساسات تماشاگران در انتظارم بود. آن وقت بود که بالاخره مطمئن شدم که ویل باید آواز بخواند! و نه تنها آواز ، بلکه نمایشی.

– اتحاد شما با کارگردان میخائیل الیسیف چگونه شکل گرفت؟

– یک سال پیش توافق کردیم که برای تالار کنسرت Zaryadye پروژه ای چند ژانر با موسیقی اثر Mahler “On the Edge of Eternity” را با هم انجام دهیم ، امیدواریم که آن را در ژانویه 2021 به نمایش بگذاریم. من ایده های میخائیل را خیلی دوست داشتم. و من مجبور نبودم مدتها به این فکر کنم که چه کسی خواستار تولید کاباره موسیقی شود. من عاشق کار با کارگردانانی هستم که چیزی را از شما می گیرند که گاهی حتی به آن شک ندارید: هر یک از ما جعبه ای مهر و موم شده با هفت مهر است که باید کلیدها را به آن بردارید. اعتماد برای من بسیار مهم است. در حین تمرینات من کمتر از یک کنسرت لذت نمی برم.

– در ترانه های کورت ویل ، م verلفه کلامی بسیار مهم است: او موسیقی را بر اساس متن برشت و دیگر نمایشنامه نویسان خارق العاده – ماکسول اندرسون ، ایرا گرشوین ، پاول گرین – نوشت. همیشه این س arال مطرح می شود – چگونه این کار را انجام دهیم: در ترجمه ، به طوری که مخاطب محتوای آن را بفهمد یا به زبان اصلی که منظور آن آهنگ ساز از صدای آن است؟

– برای من ، انتخاب مسلم نیست: البته گزینه دوم. در کار کورت ویل سه دوره وجود داشت: آلمانی (او در شهر کوچک دساو به دنیا آمد ، تحصیلات خود را در برلین گذراند) ، فرانسوی (با فرار از نازی ها ، به پاریس نقل مکان کرد) و آمریکایی (در سال 1935 به خارج از کشور نقل مکان کرد). او در همه جا به زبان کشور نوشت ، و آنها بسیار متفاوت هستند: آلمانی بی رحمانه تر است ، در فرانسه می توان کسالت را شنید ، انگلیسی “آمریکایی” از درخشش هالیوود برخوردار است.

و همه این ویژگی ها در موسیقی منعکس شده است. به علاوه معنایی چند لایه بودن متن ها ، که گرچه جذابیتی جعلی دارند ، اما غالباً غم انگیز هستند. این ها داستان های غم انگیزی در لباس موسیقی سبک هستند. و از این رو آنها فقط “بیشتر” می گیرند. و برای اینکه محتوا از بین نرود ، اجرا با توالی ویدئویی همراه با ترجمه های روسی و نقاشی های جوی توسط هنرمند ژانا یاکوولوا همراه خواهد بود.

– نوازندگان شما چه کسانی هستند؟

– تیم جدیدی برای پروژه متولد شد ، که ما آن را Kurt Weill Orсhestra نامیدیم. این مجموعه ای از موسیقی نوازان برجسته است که شامل الكساندر باركلیانسكی ویولون ساز ، آندری برزین ویولن سل ، الكساندر پاولوف ، دوبل نوازنده موسیقی ، نادژدا كوتنوا نوازنده پیانو ، یوگنی واراوكو كلارنیست و سرگ اوسوكین آكاردئونست می باشد. در اولین تمرین ها ، ما به معنای واقعی کلمه تا حد گرفتگی صدا بحث کردیم – هر کس ایده خاص خود را در مورد چگونگی صدای این موسیقی داشت. اما اکنون ، با یافتن توافق ، به راحتی از نفس مشترکی که یافته ایم لذت می بریم.

– چه کسی در اجرای شما شرکت می کند؟

– والیلی افیموف ، تکنواز تنور “هلیکون-اپرا”. او که خواننده ای عالی و با سبک ظریف است ، او همچنین یک بازیگر عالی و یک شریک صحنه قابل اعتماد است. دانیل مدودف بازیگر جوان آمریکایی نقش سرگرم کننده را بازی می کند. او هم بومی زبان است و هم شخصی که در محیط تئاتر برادوی بزرگ شده است. اضافه می کنم که لیبرتو توسط نمایشنامه نویس مونیخی اولگا Rekvava نوشته شده است.

– به طور خلاصه – فکر می کنید ویل چه هماهنگی با امروز دارد؟

– او کلاسیک قرن بیستم است و کلاسیک ها در همه زمان ها مرتبط هستند. اما به نظر من امروز چنین هنری به ویژه برای شجاعت و نهایت صداقت ارزشمند است. درباره ویل ، و همچنین درمورد نویسنده بزرگ او برشت ، می توان گفت که معنای اصلی کار آنها و تمام زندگی آنها گفتن حقیقت بود. هر چه برایشان تمام شد. متأسفانه ، تکرار می کنم – در روسیه هنوز ویل واقعاً کشف نشده است. و وقت آن رسیده است – فقط حقیقت در هوای امروز کشور فاقد است.

ماریا باسکوا ، “کارگر”

صحنه از نمایش

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>